Warning: Constant WP_CACHE already defined in /home/hoormaz2/public_html/wp-config.php on line 2
هدف گذاری - نشر هورمزد https://hoormazd.com/tag/هدف-گذاری/ ناشر کتابهای کسب وکار و توسعه فردی Fri, 17 Mar 2023 00:29:56 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=6.9.7 https://hoormazd.com/wp-content/uploads/2017/07/cropped-logo-4-32x32.jpg هدف گذاری - نشر هورمزد https://hoormazd.com/tag/هدف-گذاری/ 32 32 هدفمند بودن؛ راه نهایی برای موفقیت https://hoormazd.com/%d8%a7%da%af%d8%b1-%d9%86%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%85-%d9%87%d8%af%d9%81-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%85/ https://hoormazd.com/%d8%a7%da%af%d8%b1-%d9%86%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%85-%d9%87%d8%af%d9%81-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%85/#respond Mon, 13 Feb 2023 02:00:59 +0000 https://hoormazd.com/?p=15322 ازآنجایی‌که تقریباً هدفمند بودن به‌عنوان راه‌حل نهایی برای موفقیت در نظر گرفته‌شده است، ناامیدی در هدف داشتن می‌تواند بسیار سخت باشد. احساس پوچی، سردرگمی و اضطراب در مورد زندگی و آینده ما روزبه‌روز بیشتر می‌شود. آن‌وقت چه بر سر ما می‌آید؟ به هر گوشه ای که خیره می شوید می بینید که دیگران در حال […]

نوشته هدفمند بودن؛ راه نهایی برای موفقیت اولین بار در نشر هورمزد. پدیدار شد.

]]>
ازآنجایی‌که تقریباً هدفمند بودن به‌عنوان راه‌حل نهایی برای موفقیت در نظر گرفته‌شده است، ناامیدی در هدف داشتن می‌تواند بسیار سخت باشد. احساس پوچی، سردرگمی و اضطراب در مورد زندگی و آینده ما روزبه‌روز بیشتر می‌شود. آن‌وقت چه بر سر ما می‌آید؟

به هر گوشه ای که خیره می شوید می بینید که دیگران در حال حرکت به جلو هستند، اما شما فقط ایستاده‌اید. از رفتن به سرکار می‌ترسید، گروهی از دوستان صمیمی ندارید. به نظر می‌رسد همه افراد اهداف و رؤیاهایی دارند اما شما نمی‌توانید آن را در خود پیدا کنید.

هدف داشتن

چرا نمی‌توانید هدف داشته باشید؟

اهداف از خواسته‌ها شروع می‌شوند. برای اینکه چیزی تبدیل به آرزوی شما شود، باید یا شما را هیجان‌زده کند یا برایتان مهم باشد. اهداف یا خواسته‌ها درواقع نوعی تصمیم هستند که به «مواد تشکیل‌دهنده» زیادی بر اساس خود درونی شما نیاز دارند: باورها، ارزش‌ها، علایق شما، نه دنیای بیرون.

اگرچه این درست است که عوامل خارجی ممکن است جرقه را شروع کنند، اما شما و ارزش‌های درونی تان هستند که نگرش نهایی نسبت به آن را تعیین می‌کنند؛ بنابراین، اگر تصمیمی نمی‌گیرید، احتمالاً مواد اولیه کافی ندارید. شما درک کافی از خودتان برای ایجاد اهداف ندارید.

هدفمند بودن فقط نتیجه شناخت خوب خود است. اهداف منعکس‌کننده شخصیت شما هستند؛ بنابراین اگر اهداف واضحی را در آینه نمی‌بینید، احتمالاً به این دلیل است که «خود» واضحی در مقابل آینه نیست. شما نمی‌توانید اهداف خود را در زندگی پیدا کنید زیرا هنوز خودتان را پیدا نکرده‌اید.

چرا نمی‌توانید خودتان را پیدا کنید؟

توقعات دیگران شما را از هدفمند بودن دور می کند

ما تحت‌فشار شدید جامعه خود هستیم. از زمانی که به دنیا آمده‌ایم، پیوسته مجبور بوده‌ایم انتظارات دیگران را برآورده کنیم: فرزند خوبی برای والدینمان، دانش‌آموز خوبی برای معلمانمان و شهروند خوبی برای جامعه باشیم.

ما به‌عنوان بچه‌های کوچک، آنچه را که دیگران به ما می‌گویند انجام دهید را دنبال می‌کنیم زیرا آگاهی ما از جهان محدود است. همان‌طور که بزرگ شدیم، به این کار ادامه دادیم زیرا به‌سادگی عادت کردیم که مجبور نباشیم برای خودمان فکر کنیم. به همین دلیل است که وقتی به سنی می‌رسیم، مثلاً 20 سالگی، زمانی که زندگی‌مان با تصمیم خودمان است، عصبانی می‌شویم زیرا دیگر نمی‌دانیم چه چیزی را دوست داریم یا دوست نداریم. هدفمند بودن را یاد نگرفتیم.

والدین ما ممکن است ما را تایید کنند؛ اما آیا خودمان هم همین فکر را می‌کنیم؟ ما نمی‌دانیم، زیرا هرگز نپرسیدیم. سال‌ها راضی کردن انتظارات دیگران به‌طور منفعلانه باعث از دست دادن خودمان شد. ما به‌سادگی عادت کردیم که به ما گفته شود چه‌کار کنیم و دیگر از خودمان نپرسیم که واقعاً چه‌کاری می‌خواهیم انجام دهیم.

زمانی که دید شما توسط انتظارات دیگران تیره‌وتار می‌شود، به‌سادگی از دیدن خود منحرف می‌شوید.

راه‌حل: یاد بگیرید در کاری که انجام می‌دهید مراقب باشید، به احساسات خود توجه کنید و در صورت امکان آن‌ها را یادداشت کنید. با توجه به هر کاری که انجام می‌دهید، خود را مشاهده کنید. هر وقت کاری انجام می‌دهید، صحبتی می کنید، فیلم تماشا می کنید، به سرکار می روید، شام می خورید، با مردم صحبت می کنید، متوجه شوید که چه احساسی دارید، چه چیزی را دوست دارید یا دوست ندارید. به‌تدریج، شما قادر خواهید بود تصمیم بگیرید که چه چیزی را می‌خواهید یا نمی‌خواهید، ازاین‌رو انتظارات و اهداف خود را شکل می دهید و گامی در جهت هدفمند بودن برمیدارید.

حواس پرتی و اظهارنظر دیگران

این‌یک نبرد مداوم برای همه، به‌ویژه افراد 20 ساله، بوده است تا بفهمند چه کسانی هستند و چگونه هویت خود را توسعه دهند. به‌عبارت‌دیگر، ما باید بجنگیم تا ارزش‌های اصلی، توانایی‌های خود و آنچه می‌خواهیم در زندگی انجام دهیم را دریابیم.

در مسیر خود، به‌احتمال‌زیاد چندین بار با اظهارنظر منفی از سوی دیگران مواجه می‌شویم: «این کار شما موقتی است، به‌زودی خسته می‌شوید.» یا «شما برای این کار کوتاهی نکرده‌اید. شما نمی‌توانید این کار را انجام دهید.»، یا «این برای شما خوب نیست، چگونه می‌خواهید از آن درآمد کسب کنید؟ بهتر است روی آنچه مهم است تمرکز کنید.» و … .

باور نداشتن به خود، ارزش‌ها و توانایی‌هایمان باعث می‌شود نتوانیم با اظهار نظرها کنار بیاییم. این تبدیل به یک کاتالیزور سمی می‌شود که ترس از دستیابی به هیچ هدفی را تقویت می‌کند، بنابراین ما حتی بیشتر و بیشتر مخالفان را باور می‌کنیم. هنگامی‌که بیش‌ازحد به دیگران گوش می‌دهیم و به ندای درونی خود اعتماد نمی‌کنیم، در طول زمان ندای درونی مان دیگر با ما صحبت نمی‌کند.

چگونه شروع کنید: دوباره تلاش کنید، این بار با آنچه دوست دارید بیشتر به خودتان فشار بیاورید و دوستانی پیدا کنید که از شما حمایت کنند. شروع به انجام کاری برای خود کنید، سرگرمی‌ای که برایتان جالب است، پروژه‌ای برای اشتیاق ازدست‌رفته‌تان از دوران دبیرستان، عادتی که فکر می‌کنید داشتن آن خوب است،… و این بار آن را تا آخر انجام دهید، در مقابل هرگونه اظهار نظر منفی اطرافیان.

نکاتی در مورد چگونگی ایجاد مقاومت در برابر اظهارنظر دیگران:

از آن‌ها به‌عنوان انگیزه خود استفاده کنید: این طرد شدن ها به شما فرصتی می‌دهد تا توانایی‌های خود را به دیگران و حتی خودتان ثابت کنید. کسانی را بیابید که به انتخاب شما ایمان‌دارند و اجازه دهید این دوستان اعتمادبه‌نفس شما را تقویت کنند و شما را به انجام کاری که باید انجام دهید تشویق کنند. با خود دلسوزانه رفتار کنید، با خود همان‌طور که دوست مورد اعتمادتان صحبت می‌کند، صحبت کنید.

توجه زیاد به گذشته مانع هدفمند بودن

ما احتمالاً به‌جایی نمی‌رسیم، زیرا درگذشته خود گیرکرده‌ایم و در مقابل تغییر مقاومت می‌کنیم. کسی که در دوران مدرسه و دانشگاه دانش‌آموز ممتازی بود، اکنون به مدرسه زندگی پرتاب‌شده است، ممکن است دیگر تمایلی برای تعیین اهداف جدید نداشته باشد، زیرا او بیش‌ازحد گذشته را به یاد می‌آورد.

یک ورزشکار حرفه‌ای که قبلاً در یک‌رشته کامل تسلط داشت و اکنون بازنشسته شده است، ممکن است از تلاش در یک بخش جدید خودداری کند زیرا فکر می‌کرد قبلاً به اوج حرفه خود رسیده است؛ مانند این افراد، ما نیز ممکن است بیش‌ازحد به نسخه گذشته خودمان چسبیده باشیم که ناخودآگاه در برابر تکامل مقاومت می‌کنیم.

مسئله این است که اقدامات مختلف نتایج متفاوتی به همراه دارد. وضعیتی که اکنون در آن قرار دارید نتیجه تمام تجربیات گذشته شماست. اگر می‌خواهید موقعیت جدیدی ایجاد کنید، باید تجربیات جدیدی را برای خود فراهم کنید. شما قادر به تغییر هستید، اما ابتدا باید باور کنید که می‌توانید.

راه حل: تمرکز خود را از «خود قدیمی» به «خود جدیدی» که می‌توانید باشید و اقداماتی که اکنون می‌توانید انجام دهید تا آن «شمای جدید» باشید، تغییر دهید. زندگی جدیدی را شروع کنید تا یک خود جدید بسازید. چند پیشنهاد در مورد چگونگی:

  •  عادت‌های جدیدی را که قبلاً هرگز امتحان نکرده‌اید شروع کنید: یک‌روال جدید سریع‌ترین راه برای تبدیل‌شدن به یک فرد جدید است.
  • چیزهای جدیدی بیاموزید که هرگز فکر نمی‌کردید به آن‌ها اهمیت دهید، بنابراین ربطی به گذشته شما ندارد.
  • مدیتیشن را تمرین کنید تا آرام بمانید و هر زمان که آن‌ها به خاطرات قدیمی سفر کردند، خود را غرق در خاطرات قدیمی نکنید.
  • به حرکت ادامه دهید، طرز فکر رشد، چیزهای جدید را امتحان کنید.

هنگامی‌که هدف جدیدی را انتخاب و آن را امتحان می‌کنید، ممکن است دچار ترس شوید که آیا کار جدید را درست انجام می‌دهید، آیا این کار شما را به‌جایی هدایت می‌کند یا دوباره شما را در سردرگمی رها می‌کند. اگر چنین است، دیگر نگران انجام آن نباشید و ابتدا آن را شروع کنید. در غیر این صورت، شما همیشه با آن درگیر خواهید بود.

چرا جاه طلبی ندارید؟

رسانه‌ها و فرهنگ عمومی غالباً رؤیاها و علایق شما را به‌عنوان چیزهایی توصیف می‌کنند که فقط باید کشف کنید. گنجینه‌هایی که در اعماق وجود شما دفن شده‌اند که اگر بتوانید آن‌ها را کشف کنید به زندگی شما هدف و معنا می‌بخشد. این طرز فکر همیشه درست نیست.

انسان‌ها در حدود 50 سال گذشته واقعاً به چنین چیزهایی فکر می‌کردند و روی آن‌ها تمرکز می‌کردند – قبل از آن، کار فقط کار بود و تا زمانی که شما زنده بودید، در زندگی موفق بودید. چیزی بسیار ساده و اساسی در مورد این مفهوم وجود دارد.

اگر احساس آرامش می‌کنید و کاری را انجام می‌دهید که خوب است اما عالی نیست، اگر در هیچ زمینه‌ای متخصص یا برنده مشهوری نیستید، نیازی نیست احساس گناه کنید یا احساس کنید که در حال شکست هستید. این موفقیت است! به یاد داشته باشید که ارزش زندگی شما با درآمد به‌دست‌آمده، کشورهایی که دیده اید یا تعداد دنبال کنندگان در شبکه های اجتماعی اندازه‌گیری نمی‌شود. فقط روی یافتن سلامتی و آرامش خود تمرکز کنید.

چگونه هدفمند بودن را زندگی کنیم؟

اهداف تعیین کنید، فقط شروع کنید

در بسیاری از مواقع کلید تبدیل‌شدن به فردی باانگیزه، پرانرژی و جاه‌طلب این است که شروع به تعیین اهداف تازه کنید. هیچ جایگزینی وجود ندارد به یاد داشته باشید: هر کاری که به‌طور مداوم انجام دهید، به همان تبدیل می‌شوید. شما نتیجه عادات خود هستید. برای تغییر فردی که هستید، شروع کنید مانند فردی که می‌خواهید باشید. تا زمانی کارکنید که نگرش‌ها و تمایلات آن شخص به خودتان تبدیل شود. در ابتدا سخت و ناخوشایند است اما واقعاً جواب می دهد.

برنامه‌ریزی دقیق یا مجموعه‌ای از اهداف را برای خود در نظر بگیرید تا بلندپروازی‌های خود را شروع کنید؛ اما گام‌های سنجیده بردارید – بدانید که اگر اهداف خیلی بلندپروازانه ای تعیین کنید، دررسیدن به آن‌ها شکست خواهید خورد. تعداد مناسبی از موارد را در لیست کارهای خود قرار دهید.

گسترش دوستی و یافتن هدف

این ممکن است برای افراد درون‌گرا ناپسند به نظر برسد، اما حتی آن‌ها نیز از تعامل انسانی سود می‌برند. ملاقات با مردم و تبادل افکار و عقاید با آن‌ها چشمان شما را به روی دنیا و آنچه ممکن است باز می‌کند. به‌علاوه، شنیدن صحبت دیگران در مورد علایقشان مسری است. اگر فقط نگاه کنید، انجمن‌ها و گروه‌های بزرگ زیادی وجود دارد که می‌توانید به آن‌ها بپیوندید. به‌خصوص اگر احساس می‌کنید که هدف ندارید.

هدف داشتن و غلبه بر ترس

بسیاری از مردم هرگز از حاشیه امن خود خارج نمی‌شوند، زیرا می‌ترسند در نظر دیگران احمق به نظر برسند، می‌ترسند تلاش کنند برای چیزی که ممکن است نتیجه ای فوری نداشته باشد.

آن ها می گویند: «من نمی‌خواهم در نظر دیگران احمق به نظر برسم.» هیچ‌کس بدون آزمون و خطا و شکست خوردن در هیچ کاری موفق نشده است. اگر منتظر بمانید تا سرنوشت تخصصی جادویی به شما عطا کند، هرگز شروع نخواهید کرد. تجربه تنها راه برای مهارت در کارها است.

«من نمی‌خواهم تلاش خود را برای چیزی که شکست می‌خورد هدر دهم.» اگر در کاری تازه‌کار هستید، هر کاری که انجام دهید احتمالاً شکست خواهد خورد؛ اما از این نتیجه نترسید. در عوض، از این طرز فکر درست استفاده کنید. این همان چیزی است که واقعاً موفقیت طولانی‌مدت و تکرارپذیر ایجاد می‌کند. سرمایه‌گذاری روی مهارت و تجربه خود را شروع کنید.

افسردگی مانع هدفمند بودن

افسردگی مانعی برای هدفمند بودن

یکی دیگر از دلایل رایج عدم انگیزه و جاه‌طلبی افراد، ریشه در عدم تعادل شیمیایی روانی و افسردگی دارد. افسردگی یک شغل متوسط را به شغلی وحشتناک تبدیل می‌کند و تمام قدرت اراده را از انسان سلب می‌کند. وقتی افسردگی شروع می‌شود، هدفمند بودن آرزویی دور و دراز می شود، انگیزه از بین می‌رود. اشتیاق از بین می‌رود. همه چیز بی اهمیت می شود.

اگر این وضعیت شماست، اقدامات لازم را برای مراجعه به مشاور یا روانشناس انجام دهید. در صورت لزوم از داروهای تجویزشده استفاده کنید. افسردگی یک گودال بسیار عمیق است که باید از آن خارج شد و برای بیرون آمدن به چیزی بیش از یک فوران دوره‌ای اراده نیاز دارد. شما نیاز به تعهدی آهنین به عادات سالم دارید، یعنی ورزش زیاد، دریافت نور خورشید، تعامل با افرادی که به نفس و عرت نفس شما را بالا می‌برند. شما نمی‌خواهید خودتان را مجبور کنید که همه این چیزها را به دست آورید، اما این تنها راه است. درست مانند تغذیه یک ماهی یا نگهداری از یک گیاه گلدانی، مغز شما برای شاد بودن به مواد اولیه روزانه نیاز دارد.

از انزوای تاریک خود بیرون بیایید، از افسردگی فاصله بگیرید، دوستان تازه پیدا کنید، به جامعه بپیوندید. زمان آن فرارسیده است که این حواس‌پرتی‌ها را کنار بگذارید و یاد بگیرید که روی خودتان تمرکز کنید، از خودآگاهی در کارهای بسیار کوچک و روزانه شروع کنید تا خودتان را بهتر درک کنید. عزت‌نفس خود را بسازید، برای تغییر آماده‌باشید.

درنهایت، می‌توانید در مورد کاری که واقعاً می‌خواهید انجام دهید، تصمیم بگیرید. یک‌راه عالی برای شروع یک زندگی رضایت‌بخش‌تر، ایجاد عادات مثبتی است که از سلامت جسمی و روانی شما حمایت می‌کند، بهره‌وری و شادی را در زندگی شما افزایش می‌دهد. آن وقت از اینکه چگونه سطوح طبیعی جاه‌طلبی و انگیزه شما به شما بازمی‌گردد شگفت‌زده خواهید شد.

نوشته هدفمند بودن؛ راه نهایی برای موفقیت اولین بار در نشر هورمزد. پدیدار شد.

]]>
https://hoormazd.com/%d8%a7%da%af%d8%b1-%d9%86%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%85-%d9%87%d8%af%d9%81-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%85/feed/ 0
خلق آینده، با فرمول مهم استفان کاوی https://hoormazd.com/creating-the-future-with-stephen-coveys-formula/ https://hoormazd.com/creating-the-future-with-stephen-coveys-formula/#respond Tue, 27 Dec 2022 09:30:40 +0000 https://hoormazd.com/?p=14174 آخرین بار کی از خودتان پرسیدید دنبال چه هستید و در زندگی چه خواسته‌هایی دارید؟ کی عمیقاً در مورد خواسته‌هایتان فکر کردید؟ یادتان می‌آید؟ منظورم نیازمندی‌هایتان نیست؛ منظور خواسته‌هایتان از زندگی‌ست. چه می‌خواهم؟ چه می‌خواهیم؟ قرار است در زندگی به کجا برسم؟ منظور این‌هاست. آیا تصویری شفاف از آنچه می‌خواهید را در ذهنتان تجسم کرده‌اید؟ […]

نوشته خلق آینده، با فرمول مهم استفان کاوی اولین بار در نشر هورمزد. پدیدار شد.

]]>
آخرین بار کی از خودتان پرسیدید دنبال چه هستید و در زندگی چه خواسته‌هایی دارید؟ کی عمیقاً در مورد خواسته‌هایتان فکر کردید؟ یادتان می‌آید؟ منظورم نیازمندی‌هایتان نیست؛ منظور خواسته‌هایتان از زندگی‌ست. چه می‌خواهم؟ چه می‌خواهیم؟ قرار است در زندگی به کجا برسم؟ منظور این‌هاست. آیا تصویری شفاف از آنچه می‌خواهید را در ذهنتان تجسم کرده‌اید؟ جوابتان هرچه باشد بهتر است با فرمول مهم استفان کاوی، به نام « شروع با پایان در ذهن » آشنا شوید.

متأسفانه بیشتر مردم هرگز ذهنشان را درگیر این سؤالات نمی‌کنند و همین است که رؤیاهای بزرگ را در سر نمی‌پرورانند؛ یا اگر رؤیای بزرگی هم داشته باشند، عمقی ندارد و بیشتر سطحی و گذراست. اگر شما نمی‌خواهید جزو اغلبی باشید که از کنار خواسته‌هایشان با بی‌تفاوتی می‌گذرند، مطلب خوبی را برای مطالعه انتخاب کردید. ما قرار است اینجا این موضوع را روشن کنیم و در مورد مبحثی صحبت کنیم که استفان کاوی در کتاب «هفت عادت مردمان موثر» آن را «شروع با پایان در ذهن» می‌نامد. ما سعی می‌کنیم در این مطلب، در مورد این مبحث خیلی مهم حرف بزنیم و بگوییم که دانستنش چقدر مهم است.

همچنین، بعد از خواندن این مطلب، یک فرآیند پنج مرحله‌ای ساده را می‌آموزید که می‌توانید از آن برای «شروع با پایان در ذهن» استفاده کنید.

شروع با پایان

فرمول مهم استفان کاوی برای خلق آینده چیست؟

ضرب‌المثلی قدیمی هست که می‌گوید اگر نمی دانید قرار است به کجا بروید، همۀ راه‌ها شما را به مقصد می رسانند. «شروع با پایان، در ذهن» و یا «ذهناً از پایان شروع کنید» یعنی اول و قبل از هرچیز، مقصدتان را به‌‌وضوح مشخص کنید و بدانید قرار است به کجا برسید، بعد برایش برنامه‌ریزی کنید.

به گفتۀ  استفان کاوی، همه‌چیز دو بار ایجاد می‌شود – ابتدا در ذهن شکل می‌پذیرد، سپس در دنیای واقعی اتفاق می‌افتد. هر چیزی که در جهان بیرون خلق می‌شود، زاییدۀ خلاقیت‌های ذهن‌ است؛ یعنی اول در ذهن خلق می‌شود و سپس در دنیای عینی. درست مانند ساختمانی که بر اساس نقشه‌ و معماریِ از‌پش طراحی‌شده‌ای، ساخته شود. پس، از نظر استفان کاوی، برای اینکه عمیق‌ترین خواسته‌های خود را به واقعیت تبدیل کنید، ابتدا باید دقیقاً بدانید چه می‌خواهید و برای چه می‌خواهید. باید تصورتان را، از خواسته‌تان شفاف کنید.

 پس تا اینجای کار، به این نتیجه می‌رسیم که با فرمولِ مهم «شروع با پایان، در ذهن» باید زندگی ایدئال، کسب‌وکار و یا هر پروژۀ خاصی را که مد نظر داریم، قبل از آغاز، تجسم‌ نماییم و تصویرش را خلق کنیم. هنگامی‌که این تلاش آگاهانه را انجام دهیم، کنترل بسیار بیشتری بر زندگی و شرایط خود به دست خواهیم آورد. سه دلیل اصلی وجود دارد که چرا این فلسفه «شروع با پایان، در ذهن» بسیار مهم است. این سه دلیل، وضوح، کارایی و هدف هستند که در ادامه به شرحشان خواهیم پرداخت.

وضوح دید: از نظر استفان کاوی بالابردن وضوحِ دید مهم است

وضوح یعنی این‌که به‌طور شفاف بدانید قرار است به کجا برسید. به‌عنوان‌مثال، اگر می‌خواهید کارآفرین موفقی شوید و یا کسب‌وکار خود را بنا نهید، باید مراحل دستیابی به این هدف را مشخص کنید. پس، ضروری‌ است قبل از هر چیزی، یک ایده یا نقشۀ راه تجاریِ قابل‌اجرایی ارائه دهید. بعد از آن، باید محصول خود را ایجاد کنید؛ سپس تیمتان را تشکیل دهید، سرمایه‌گذار پیدا کنید، بازاریابی کنید و غیره.

بدیهی است که گام‌هایی که برمی‌دارید منحصر به چشم‌انداز شما خواهد بود، اما جنبه‌های کلی داشتن یک کسب‌وکار همچنان باقی است. هنگامی‌که با تجسم پایان در ذهن شروع می‌کنید، به وضوح می‌دانید که چه‌کاری را نباید انجام دهید. اگر هدف شما زندگی در یک‌خانه ساحلی در هاوایی است، ممکن است پیشنهاد شغلی از یک شرکت در بوستون را رد کنید. درهرصورت، شما می‌دانید که حرکت بعدی شما باید چه باشد، زیرا می‌دانید به کجا می‌خواهید برسید.

چگونه کارآمدتر شویم؟

وقتی با پایان در ذهن شروع می‌کنید، وضوح دیدی که به دست می‌آورید به‌طور طبیعی به شما کمک می‌کند تا کارآمدتر شوید. شما قادر خواهید بود که برای بهترین مسیرِ رسیدن به اهداف خود برنامه‌ریزی کنید و استراتژی داشته باشید. فرض کنید که می‌خواهید ظرف دو سال آینده مدیر پروژۀ شرکت خود شوید. این هدف شماست؛ اکنون می‌توانید برای مشخص‌کردن کارآمدترین راه دستیابی به این هدف، برنامه‌ریزی کنید و به‌جای تعقیب اهداف اشتباه، فقط بر مراحلی تمرکز کنید که برای تبدیل‌شدن به یک مدیر پروژه نیاز دارید.

هدف‌گذاری صحیح

درنهایت، هنگامی‌که شما با پایان در ذهن شروع می‌کنید، هدف به دست می‌آورید. شما به دنبال اهدافی خواهید بود که واقعاً برای شما معنادار هستند، شغلی ایجاد می‌کنید که می‌توانید به آن افتخار کنید و زندگی‌ مطلوبتان را خواهید داشت. بسیاری از مردم متوجه می‌شوند هدف‌هایشان به این دلیل تحقق نمی‌یابند که ناآگاهانه اهداف دیگران را دنبال می‌کنند. همه نمی‌خواهند میلیونری ثروتمند و مشهور یا مدیرعامل یک شرکت باشند، یا خانه‌ای برای تعطیلات در میامی داشته باشند. بسیاری از مردم ترجیح می‌دهند با افرادی که دوستشان دارند زندگی آرامی داشته باشند. هیچ ایرادی ندارد! نکته اصلی این است که روی آنچه واقعاً می‌خواهید تمرکز کنید و برای رسیدن به آن تلاش کنید. از این طریق به هدف خود می‌رسید.

ترسیم هدف

مراحل چگونگی شروع با پایان در ذهن از دیدگاه استفان کاوی

تا اینجا ما «چه چیزی و چرا» را در رابطه با شروع با پایان در ذهن پوشش داده‌ایم. حالا بیایید به «چگونه» بپردازیم. استفان کاوی برای کشف این چگونگی پنج مرحله را معرفی می‌کند:

1. رویای بزرگ (کوچک) داشتن

ابتدا باید تصمیم بگیرید که واقعاً به کجا می‌خواهید بروید. این امر می‌تواند در مقیاس بزرگ برای کل زندگی شما یا در سطح بسیار کوچک‌تر برای هر پروژه‌ای که در حال حاضر روی آن کار می‌کنید اجرا شود. درهرصورت، مشخص کنید که امیدوارید به چه چیزی برسید.

2. صادق باشید

در مرحلۀ بعد، باید وضعیت فعلی خود را ارزیابی کنید. با توجه به‌جایی که می‌خواهید بروید در حال حاضر کجا هستید؟ اگر قبل از اولین قدم اهداف خود را به روشنی نمی‌شناختید، ممکن است متوجه شوید که باید تغییراتی جدی انجام دهید تا خود را در مسیر درست قرار دهید. اشکالی ندارد! بهتر است اکنون متوجه شوید تا اینکه هفته، ماه یا سال آینده این موضوع را بفهمید. حالا می‌توانید تغییرات لازم را اعمال کنید و زودتر  اهداف واقعی خود را دنبال کنید. واقعاً مهم است که در این مرحله به طرزی باورنکردنی با خودتان صادق باشید. هرچه وضعیت فعلی خود را واضح‌تر ببینید، آمادگی بیشتری برای خلاص‌کردن خود از آن و تعقیب رؤیاهای خود خواهید داشت.

برای آشنایی با طرز فکر استفان کاوی خواندن کتاب هفت عادت مردمان مؤثر را به شما پیشنهاد می دهیم

3. یک مسیر طراحی کنید

وقتی دقیقاً بدانید کجا ایستاده‌اید و دید واضحی از جایی که می‌خواهید به آن برسید داشته باشید، آمادۀ شروع طراحی مسیری بین این دو نقطه هستید. هدف این است که تا حد امکان خطی مستقیم بین خود و اهدافتان بکشید. سپس، سعی می‌کنید با پایان در ذهن شروع کنید، یادتان هست؟ بنابراین ابتدا نقطۀ پایانی خود را تجسم کنید. حالا نقطۀ قبل از آن را تصور کنید. این کار را تا زمانی که به وضعیت فعلی خود برسید ادامه دهید. بیایید به‌عنوان‌مثال از یک هدف شخصی مانند یادگیری نواختن پیانو استفاده کنیم.

شما تصمیم گرفته‌اید که نوازندۀ پیانو شوید و بتوانید مشهورترین قطعۀ بتهوون را بنوازید. یک گام قبل‌تر از هدف نهایی را در نظر بگیرید، متوجه می‌شوید که قبل از اینکه آماده نواختن شوید، باید تعدادی قطعۀ ساده‌تر را یاد بگیرید. برای یادگیری این قطعات ساده‌تر، باید تمرین کنید؛ اما چگونه می‌توانید بدون معلم تمرین کنید؟ اصلاً چه چیزی را تمرین کنید؟ معلم از شما می‌خواهد که پیانو یا کیبورد خود را داشته باشید که در حال حاضر ندارید. برای خرید آن نیاز به‌صرفه‌جویی در درآمدتان یا نیاز به یک شغل پاره‌وقت دارید، مثلاً متعهد می‌شوید که در رستورانی که در آن کار می‌کنید شیفت‌های بیشتری داشته باشید. مسیر رسیدن به هدف شما برای یادگیری نواختن پیانو ممکن است چیزی شبیه به این باشد:

  •  برای صرفه‌جویی در هزینه‌ها به منظور خرید پیانو، در محل کار شیفت‌های بیشتری داشته باشید.
  •  پیانو بخرید و معلم پیانو استخدام کنید.
  •  آهنگ‌هایی را که او به شما محول می‌کند تمرین کنید؛ با قطعات آسان شروع کنید.
  •  به تمرین ادامه دهید و شروع به یادگیری قطعات متوسط ​​بیشتری کنید.
  •  درنهایت، از معلم خود بخواهید که مشهورترین اثر بتهوون را به شما آموزش دهد.
  •  این قطعه را تا زمانی که به آن مسلط نشده‌اید مدام تمرین کنید.
  •  سپس به همه دوستان خود بگویید که پیانو زدن را بلد هستید.

این مثال نمونه‌ای از تجسم هدف و ترسیم نقشه راه است.

سناریو برای هدف

4. نوشتن سناریو

پس از تکمیل مراحل یک، دو و سه، وقت آن است که قلم را روی کاغذ بیاورید و سناریوی مأموریت خود را بنویسید. سناریوی مأموریت فقط یک یا دو جمله است که هدف شما را مشخص می‌کند، چرا آن هدف برای شما اهمیت دارد؟ چگونه برنامه‌ریزی می‌کنید که آن را دنبال کنید؟ بازهم، این می‌تواند یک سناریوی مأموریت شخصی برای زندگی شما، یا برای شرکت شما یا یک سناریو برای پروژه کاریتان باشد که در حال حاضر روی آن کار می‌کنید؛ و بهترین بخش این است که شما قبلاً بیشتر کار سخت این مرحله انجام داده‌اید!

شما قبلاً هدف خود را مشخص کرده‌اید. هدفی که برای خود تعیین کرده‌اید همان چیزی است که برای رسیدن به آن تلاش می‌کنید. حتی تشخیص داده‌اید که چرا آن هدف برای شما مهم است. هردوی این موارد در مرحله رویای بزرگ (کوچک) انجام شد. شما تعیین کرده‌اید که چگونه برای رسیدن به هدف خود برنامه‌ریزی کنید. این همان چیزی است که در مرحله سوم، زمانی که مسیر خود را طراحی کردید به آن پرداختیم. اکنون تنها کاری که باید انجام دهید این است که این اطلاعات را در یک سناریوی مأموریت مختصر ادغام کنید.

5. کاملاً متعهد شوید

آخرین مرحله تعهد است. شما می‌توانید اهداف و وضعیت فعلی خود را در دستیابی به آن‌ها شناسایی کنید. سپس می‌توانید بزرگ‌ترین برنامه برای رسیدن از جایی که هستید تا جایی که می‌خواهید در کمترین زمان ممکن برسید را بسازید. حتی می‌توانید برای ایجاد یک سناریوی مأموریت شگفت‌انگیز که کل هدف و برنامه شما را در یک یا دو جمله مختصر خلاصه می‌کند، وقت بگذارید؛ اما تنها زمانی به‌جایی که می‌خواهید می‌رسید که به‌طور کامل متعهد باشید و سخت کارکنید – حتی زمانی که ناامید به نظر می‌رسید یا تمایلی به آن ندارید. احتمالاً هرازگاهی کار دشوار خواهد شد؛ اما اگر به آن پایبند باشید، شادی تحقق هدف را خواهید یافت.

می‌توانید بعدازآن به گذشته نگاه کنید و به دستاوردهای خود افتخار کنید. وقتی شرایط سخت می‌شود، «چرای» خود را به خاطر بسپارید؛ دلیلی که در وهله اول می‌خواستید به این هدف برسید. این کار به شما چشم‌انداز و انگیزه می‌دهد تا بدون توجه به اینکه چه چیزی مانع شما می‌شود به حرکت روبه‌جلو ادامه دهید. همچنین ممکن است بخواهید یک شریک مسئولیت‌پذیر پیدا کنید تا به شما کمک کند اهمال‌کاری را شکست دهید و شمارا در مسیر درست نگه دارد.

تصور فلسفه «شروع با پایان در ذهن»‌

قبل از پایان دادن به این مقاله، می‌خواهیم نمونه‌ای از اجرای تمام این پنج مرحله در یک سناریوی واقعی ارائه دهیم.

با آنا آشنا شوید، آنا یک طراح وب آزاد از سیاتل، است. او سه سال است که در تجارت است و با انجام کاری که دوست دارد زندگی خوبی دارد؛ اما احساس می‌کند که چیزی کم است. او این مقاله را خوانده و تصمیم می‌گیرد که زندگی و حرفه خود را ارزیابی کند و با پایان در ذهن شروع کند. پس از تکمیل تمرین تجسم سازی که قبلاً ذکر شد، آنا متوجه می‌شود که درحالی‌که عاشق کارش است، دلش برای رفاقت کاری منظم با انسان‌های دیگر تنگ‌شده است. او تصمیم می‌گیرد که نمی‌خواهد برای همیشه یک فریلنسر انفرادی باقی بماند.

درنهایت، او می‌خواهد استودیوی طراحی وب خود را داشته باشد و اداره کند؛ اما با نگاهی به وضعیت فعلی خود، متوجه می‌شود که قبل از رسیدن به این هدف باید کارهای زیادی انجام دهد. اول‌ازهمه، او پول کافی برای اجاره فضای اداری، استخدام کارمندان و غیره را باید به دست بیاورد. همچنین تصمیم می‌گیرد قبل از اینکه واجد شرایط کارآفرینی شود، در مورد تجارت و رهبری اطلاعات بیشتری کسب کند. بااین‌حال، آنا بلافاصله بدون ترس شروع به برنامه‌ریزی مسیری به سمت رؤیاهای خود می‌کند. او باید مشتریان بیشتری به دست آورد، از آن دسته‌ای که مایل به پرداخت هزینه‌های بالاتر هستند.

او همچنین تصمیم می‌گیرد در جلسات و اجلاس‌های طراحان محلی مکرر شرکت کند تا با طراحانی برای استخدام آشنا شود. درنهایت، در کلاس‌های شبانه در کالج محلی ثبت‌نام می‌کند تا اصول تجارت و رهبری را بیاموزد. با تکمیل این سه مرحله اول، آنا به کار بر روی بیانیه مأموریت ادامه می‌دهد. او به این نتیجه می‌رسد: «برای راه‌اندازی یک آژانس طراحی وب که به‌خوبی مورداحترام است، باصداقت کار می‌کنم وزندگی راحتی را برای هر یک از طراحان بااستعدادی که استخدام خواهم کرد فراهم می‌کنم.» درنهایت، با درخواست از بهترین دوستش در دانشگاه که شریک مسئولیت‌پذیری او باشد، به رویای خود متعهد می‌شود.

جمع‌بندی موضوع با پایان در ذهن شروع کنید

وقتی با در نظر گرفتن پایان شروع می‌کنید، خود را برای موفقیت آماده می‌کنید. هیچ راه بهتری برای شناسایی آنچه واقعاً می‌خواهید؛ چه چیزی و چرا برای شما مهم است و چگونه به آن دست‌یابید وجود ندارد. برای پیاده‌سازی این فلسفه در زندگی خود، به‌سادگی پنج مرحله ذکرشده در این مقاله را دنبال کنید:

  •  رویای بزرگ (کوچک): واقعاً می‌خواهید به چه چیزی برسید؟
  •  صادق بودن: اکنون در کجا قرار دارید و چقدر با اهدافتان فاصله دارید؟
  •  طراحی مسیر: مستقیم‌ترین مسیر از نقطه‌ای که هستید تا جایی که می‌خواهید باشید چیست؟
  •  معجزه نوشتن: بیانیه مأموریتی بنویسید که اهداف شمارا در برگیرد. بنویسید که چرا این اهداف برای شما مهم هستند و چگونه آن‌ها را به انجام خواهید رساند.
  •  تعهد عمیق: همین‌الان تصمیم بگیرید که هر کاری را که لازم است انجام دهید تا رؤیاهای خود را به واقعیت تبدیل کنید.

با در نظر گرفتن پایان کار شروع کنید تا در هر کاری که انجام می‌دهید شادی، هدف و رضایت بیشتری بیابید. این شرط موفق شدن است!

نوشته خلق آینده، با فرمول مهم استفان کاوی اولین بار در نشر هورمزد. پدیدار شد.

]]>
https://hoormazd.com/creating-the-future-with-stephen-coveys-formula/feed/ 0