نوشته شرکت استارباکس و موفقیت عادت اولین بار در نشر هورمزد. پدیدار شد.
]]>استارباکس مانند بسیاری از شرکتهای دیگر، در ارائه و آموزش آن دسته از تواناییهای زندگی موفق بوده است که در دانشگاهها، خانوادهها و جوامع تدریس نمیشود. امروزه، استارباکس با بیش از 137 هزار کارمند و بیش از یکمیلیون فارغالتحصیل، یکی از آموزشگاههای بسیار بزرگ دنیاست. تمام کارکنان آنجا در اولین سال کاریشان، حداقل 50 ساعت در کلاسهای استارباکس آموزش دیدهاند، مدتزمان زیادی در خانه با کتابهای آموزشی تمرین کرده و با مشاوران تعیینشده به گفتوگو پرداختهاند.
در رأس تحصیلات این مؤسسه بر عادتی بسیار مهم تمرکز شده است: اراده بسیاری از مطالعات نشان دادهاند که اراده مهمترین عادت کلیدی برای کسب موفقیت فردیاست.
برای شرکتهای مانند شرکت استارباکس، اراده چیزی بیش از کنجکاوی آموزشیاست. در اواخر دههی 1990، هنگامیکه شرکت استراتژی رشد را ترسیم میکرد، مدیران دریافتند که موفقیت مستلزم گسترش محیطیاست؛ آنچه پرداخت چهار دلار بابت فنجانی قهوه را توجیه کند. شرکت به کارمندانش آموخت که همراه نان و فنجانی قهوه، باید مقداری شادی هم به مشتریان ارائه دهند؛ بنابراین، استارباکس به بررسی چگونگی آموزش کارکنان در زمینهی کنترل احساسات، هدایت خویشتن و انضباط فردی پرداخت تا کارکنان بتوانند با هر برخورد، موجی از شور و نیرو به مشتری ارائه دهند.
آنها باید میآموختند که چگونه میتوانند مشکلات شخصیشان را حل کنند، در غیر این صورت، احساساتشان بهصورت اجتنابناپذیری به برخوردشان با مشتری راه پیدا میکرد. چنانچه کارگری تمرکز و انضباط داشتن را یاد بگیرد، حتی در پایان شیفت هشتساعته هم میتواند بهترین سرویس غذایی را عرضه کند؛ دقیقاً همانگونه که مشتریان استارباکس انتظار دارند.
شرکت میلیونها دلار صرف تنظیم برنامههایی کرد که در آنها توانست خویشتنداری را به کارکنانش بیاموزد. مدیران کتابهای تمرینیای تنظیم کردند که راهنمای تبدیل اراده به عادت در زندگی کارکنان بود. اینگونه برنامهها باعث شد که استارباکس رشد چشمگیری داشته باشد و از شرکتی آرام و بیجنبوجوش، به شرکتی گسترده تبدیل گردد؛ شرکتی که بیش از 17هزار فروشگاه دارد و سالانه بیش از 10میلیارد دلار درآمد کسب میکند.
۱۷ استراتژی برای کسبوکارهای ۹۸ در یک سررسید | بوک برد | استراتژی عــــادت: چـارلز دوهیگ
اراده نوعی تواناییاست؟ زیرا توانایی امری ثابت است. پس چرا از امروز تا فردا ثابت نمیماند؟ دربارهی فهم اراده چیزی بیش از یافتههای آزمایشات قبلی وجود داشت؛ اما چگونه میتوان آن را با آزمایش امتحان کرد؟
با 200 مطالعه بر روی این تحقیق نشان داد که روی این نظریه انجام شده است و همهی آنها به نتیجهای واحد دست یافتهاند: اراده فقط توانایی نیست، بلکه ماهیچه است و مانند ماهیچههای دست یا پا هرچه سختتر کار کند، بیشتر خسته میشود یا نیروی کمتری برای مابقی چیزها دارد.
«اگر میخواهید کاری کنید که مستلزم بهکارگیری اراده است مانند دویدن پس از کار، باید در طول کار، از ماهیچهی ارادهتان کمتر کار بکشید و چنانچه تمام آن را صرف کارهایی سخت مانند نوشتن ایمیل یا پرکردن فرمهای کسلکننده و پیچیده کنید، تا زمانیکه به خانه بازگردید تمام نیرویتان را ازدست دادهاید.»
این کار مانند تحقیق ورزشی بود. اگر افراد ماهیچههای ارادهی خود را در بخشی از زندگیشان تقویت میکردند، چه در باشگاه ورزشی و چه در مدیریت برنامهی مالی، آن توانایی بر برنامه غذایی و کاری آنها نیز تأثیر میگذاشت: تقویت هرچهبیشتر اراده روی همهچیز تأثیر میگذارد.
هر چه قدر روی عادات متمرکزتر شوید، در تقویت ماهیچه های ارادهتان عادات خوب به بخشهای دیگر زندگی تان راه پیدا می کند. هنگامیکه وارد وضعیت ارادی شوید، دیگر مغز آماده است تا به فرد در تمرکز روی هدفش کمک کند.
اراده به موضوعی جنجالبرانگيز در مجلات علمی و روزنامهها تبدیل شده و در سراسر امریکا گسترش یافته است. در این میان، مشکل شرکتهایی مانند استارباکس یا هر شرکت تجاری دیگر که وابسته به کارکنانی بیتجربهاند بیش از پیش آشکار میشود: میزان تمایل کارکنان به انجامدادن امور بهنحو احسن چندان مهم نیست؛ زیرا بسیاری از آنها به علت نداشتن خویشتنداری، از بهتر انجامدادن وظايفشان بازمیمانند. آنها دیرتر در محل کارشان حاضر میشوند و با مشتریان بدرفتار، خوب رفتار نمیکنند. حواس آنها به حواشی محل کار معطوف میشود و گاهی، بدون هیچ دلیلی، از کار خود استعفا میدهند.

خویشتنداری یکی از آموزشهایی که به کارکنان شرکت استارباکس باید داده میشد، چیزی که در مدرسه و دانشگاه آن را یاد ندادهاند. خویشتنداری در محل کار برای فردی مشکل باشد، احتمالاً برای حضور در برنامهی تنظیمشده برای تقویت خویشتنداری نیز مشکل خواهد داشت.
دیگر اموزشی که استارباکس روی آن باید در محل کار می کرد قدرت اداره بود. اما استارباکس مصمم بود این مشکل را حل کند. این شرکت تا سال 2007، روزانه هفت فروشگاه جدید تأسیس و هر هفته 500 کارگر استخدام میکرد و به آنها آموزش میداد تا سطح برخوردشان با مشتریان را بهتر کنند، بهموقع در محل کار حاضر شوند، از برخورد بیادبانهی مشتریان ناراحت نشوند، سفارش و درصورت امکان، نام مشتریان را بهياد بسپارند و خدمات خود را با لبخندی بر لب ارائه دهند. همواره، مشتريان انتظار دارند سفارشهای گرانقیمت خود را با روی خوش دریافت کنند.
مدیر استارباکس از برخورد مشتریان خشنود بود و می گفت: «مشتریان اهمیت فوقالعادهای دارند و برای ما محترماند. با ارائهی قهوه، به آنها خدمت میکنیم و کل کارها بر اساس خدمترسانی فوقالعاده به مشتریان است.»
موفقيتی که استارباکس به آن دست یافت تبدیل خویشتنداری به عادتی نهادینه بود.
عادات آموختهای وجود دارد كه به کارمندان کمک میکند تفاوت بین مشتریان را دریابند: اول، كسانی که فقط قهوه میخواهند و بسيار عجله دارند؛ دوم، آنهایی که به توجه بیشتری نیاز دارند. در این باره، دفترچههای آموزشی چندین صفحهی خالی دارند که کارکنان میتوانند برنامههایشان را بارها و بارها تمرین کنند، تااينكه سرانجام خودكار شوند.
نحوهی تبدیل اراده به عادت به اين صورت است كه رفتار یا عادتی مشخص انتخاب شود تا هنگام بروز مشکلات، همان رفتار بهکار گرفته شود. این افراد استارباکس، پس از مدتی، بهسرعت ياد گرفتند كه باید چگونه به محرک واکنش نشان دهند؛ محرکی همچون ماهیچهی دردناک یا مشتری عصبانی. زمانیکه محرک به وجود بيايد، عادت روزمره هم بروز میيابد. استارباکس تنها شرکتی نیست که از اینگونه روشهای آموزشی بهره میگیرد.
هووارد اسکولتز، كسیاست که استارباکس را به غول تبدیل کرد. تمرکز اسکولتز روی آموزش کارکنان و خدمت به مشتریان باعث شد استارباکس به یکی از شرکتهای بسیار موفق دنیا تبدیل شود. ارائهی حس کنترل به کارمندان میزان خویشتنداری آنها در کار را افزایش داد.
همین تجربیات در استارباکس هم کاربرد داشت. امروزه شرکت بر ارائهی حس اختیار بیشتر به کارکنان متمرکز شده است. آنها از کارکنان درخواست کردند تا در طراحی دستگاههای قهوهسازی و نظمبخشیدن به صندوقهای پرداخت پول تجدیدنظر کنند و در نحوهی برخورد با مشتریان و زمان نشاندادن کالا تصمیم بگیرند.
در این باره، کریس انگسکو، نائب رئيس شرکت استارباکس، گفت: «ما بهجایآنکه از همکاران بخواهیم قاعدهی خاصی را دنبال کنند، از آنها میخواهیم از ذهن و خلاقیت خود استفاده کنند. افراد میخواهند کنترل زندگیشان را دردست بگیرند. با این کار، میزان گردش کار بالا رفته و رضایت مشتریان افزایش یافته است. از زمان بازگشت اسکولتز به شرکت، میزان درآمد سالانه به بیش از 2/1میلیارد دلار افزایش یافته است.»
نوشته شرکت استارباکس و موفقیت عادت اولین بار در نشر هورمزد. پدیدار شد.
]]>نوشته عادات چگونه تغییر میکنند؟ اولین بار در نشر هورمزد. پدیدار شد.
]]>متأسفانه هیچ مجموعهی مشخص و تضمینشدهای وجود ندارد که برای همه مؤثر واقع شود. میدانیم که عادت ریشهکن نمیشود؛ پس باید جایگزین شود و میدانیم که هنگام اِعمال قاعدهی طلایی تغییر عادت، عادات تأثیرپذیرتر میشوند. چنانچه همان محرک و همان پاداش را حفظ کنیم، امکان ایجاد کار تکراری و روزمرهی تازهای وجود دارد؛ اما این کافی نیست. برای اینکه عادت تغییرکرده بماند؛ افراد باید باور داشته باشند که تغییر امکانپذیر است و آن باور اغلب فقط با کمک گروه نمایان میشود.
چنانچه میخواهید سیگار را ترک کنید، کار تکراری متفاوتی بیابید که بتواند جایگزین تمایل به سیگار شود. سپس، به دنبال گروه حامی باشید؛ مجموعهای از افرادی که قبلاً سیگار میکشیدند یا اجتماعی که به شما کمک میکند. بهیقین، میتوانید از نیکوتین دور بمانید و هنگام احساس ارتکاب به اشتباه یا خطا، از آن گروه کمک بگیرید.
اگر میخواهید وزن کم کنید، به بررسی عادات خود بپردازید. بدانید واقعاً چرا هر روز، میز کارتان را برای خوردن چیزی ترک میکنید. سپس، فرد دیگری را بیابید تا با شما پیادهروی کند. به گروهی بپیوندید که هدفشان کاهش وزن است؛ کسانی که بهجای بستهای چیپس، چند سیب را نزد خود نگه میدارند.
مدرک این تفسیر واضح است:
اگر میخواهید عادتی را تغییر دهید، باید روزمرهی تازهای را جایگزین کنید. مطمئناً، احتمال موفقیت شما هنگامیکه عضوی از گروه هستید تغییر میکند و بهطور ناگهانی افزایش مییابد. وجود باور و اعتقاد ضروریاست و از تجربهای اجتماعی حاصل میشود؛ حتی اگر این اجتماع فقط متشکل از دو نفر باشد.
میدانیم که تغییر صورت میپذیرد؛ معتادان الکل میتوانند نوشیدن مشروبات الکلی را کنار بگذارند، افراد سیگاری میتوانند سیگارکشیدن را ترک کنند، بازندگان دائمی نیز میتوانند قهرمان باشند.
بسیاری از عادات را میتوان ترک کرد: عادت جویدن ناخنها یا سرپایی غذاخوردن در محل کار، فریادزدن بر سر فرزندان، شببیداری یا ناراحتی دربارهی نگرانیهای کوچک.
هفت عادت موثر را در خود پرورش دهید.
دانشمندان کشف کردهاند که فقط زندگی افراد نیست که میتواند با تغییر عادات تغییر کند. اندازهگیری خط متمایزکنندهی عادات از اعتیادها، اغلب کاری دشوار است؛ برای مثال، جامعهی امریکایی داروی اعتیاد، اعتیاد را اینگونه تعریف میکند: «بیماری مزمن پاداش، انگیزه، حافظه و مدار مرتبط با مغز را اعتیاد مینامند. همچنین آن را با نامهای تضعیف کنترل، تمایل رفتاری، ناتوانی در پرهیز دائمی و روابط کاهشیافته نیز میتوان عنوان کرد»
با این تعاریف، برخی از محققان میگویند: «سخت است به کسی که هر روز بعدازظهر، به استفاده از کوکائین تمایل پیدا میکند بگوییم چرا صرف پنجاه دلار در هفته برای کوکائین بد است، اما صرف پنجاه دلار براي قهوه خوب است.»
آیا کسی که دویدن را به خوردن صبحانه با فرزندانش ترجیح میدهد، معتاد به ورزش است؟
بسیاری از محققان میگویند بهطورکلی، اعتیاد مسئلهی پیچیدهایاست و همچنان کمتر درک میشود؛ اما در کل، بسیاری از رفتارهای مرتبط با آن اغلب از عادت ناشی میشود.
برخی از مواد، مانند مواد مخدر، سیگار یا الکل میتوانند باعث وابستگیهای فیزیکی شوند؛ اما این تمایلات فیزیکی اغلب پس از ترک استفاده، بهسرعت ازبین میروند؛ برای مثال، اعتیاد فیزیکی به نیکوتین فقط تا زمانی به طول میانجامد که مادهی شیمیایی در جریان خون فرد سیگاری وجود داشته باشد. حدوداً صد ساعت پس از آخرین سیگار، بسیاری از تمایلات مداوم، دیگر عادتهای رفتاری واقعی ما هستند. تمایلاتی که ما آنها را دردهای شدید ناشی از اعتیاد به نیکوتین تلقی میکنیم. یک ماه بعد از ترک، هنگام صبحانه، یکباره به کشیدن سیگار تمایل پیدا میکنیم؛ نه به این دلیل که ازنظر فیزیکی به آن احتیاج داشته باشیم، بلکه به دلیل علاقه و حس آنیایاست که هر صبح به سراغمان میآید.
یکی از اشکال بسیار مؤثر درمان اعتیاد تعدیلِ عادات دیگرمان است. آنگاه به کمک آن عادات رفتارهایی را که اعتیاد تلقی میشوند در معرض حمله قرار میدهیم. (البته جا دارد بگویم که برخی از مواد، مانند افیون، میتواند اعتیادهای فیزیکی طولانیمدتی بهدنبال داشته باشد و برخی از مطالعات نشان میدهد که گروه کوچکی از افراد، صرفنظر از دخالتهای رفتاری، آمادهی یافتن مواد اعتیادآور هستند. البته فقط برخی مواد به اعتیادهای فیزیکی طولانیمدت منجر میشوند و تعداد آنها نسبتاً کم است. ضمن اینکه تعداد افراد معتاد راغب نیز تقریباً کمتر از تعداد معتادان به الکل است).
گفتن اینکه فرایند تغییر عادت بهآسانی شرح داده میشود نکتهای حائزاهمیت است. این موضوع لزوماً به این معنا نیست که بهآسانی هم انجام میشود و پایان میپذیرد. خیلی راحت میگوییم که سیگارکشیدن، اعتیاد به الکل، پرخوری یا دیگر الگوهای ترکیبی احتمال دارد بدون تلاش واقعی برگردانده شود؛ اما تغییر دائمی مستلزم کار و خودادراکی آن دسته از تمایلاتیاست که باعث بروز رفتارها میشود. تغییر هرگونه عادتی مستلزم قاطعیت و عزم است. هیچکس سیگار را بهسادگی به دلیل طرح حلقهی عادت ترک نمیکند. با درک مکانیسمهای عادت، به دیدگاههایی دست پیدا میکنیم که رسیدن به رفتارهای جدید را آسانتر میکند.
برخی از افراد در پی آناند با اعتیاد به مقابله با رفتارهای مخرب خود بپردازند. این افراد میتوانند از کمک بسیاری از درمانگران، پزشکان، مددکاران و افراد مذهبی بهرهمند شوند؛ حتی متخصصان این حوزه متفقالقولاند که اکثر افراد سیگاری، الکلی و افراد دیگری که با رفتارهای مشکلساز دستوپنجه نرم میکنند، خودشان به دور از روندهای درمانی رسمی اقدام به ترک میکنند.
البته، بيشتر اوقات نیز این تغییرات صورت میگیرد. زیرا این افراد محرکها، تمایلات و پاداشها را بررسی میکنند؛ یعنی، عواملی که رفتارهایشان را کنترل میکند. سپس، راههایی پیدا میکنند تا کارهای روزمرهی مخرب خود را با کارهای سالمتر جایگزین کنند، حتی اگر کاملاً به اَعمال فِعلیشان آگاه نباشند.
درککردن محرکها و تمایلاتِ کنترلکنندهی عادات، بهخودیخود، باعث نمیشود که آنها بهطور ناگهانی ناپدید شوند؛ اما راهکاری جدید برای برنامهریزی بهمنظور تغییر الگوی پیشین ارائه میدهد.
ویلیام جیمز؛ بنیانگذار مکتب پراگماتیسم در خصوص عادات میگوید: «تمام زندگی ما با وجودِ داشتن شکلی معین بازهم متشکل از مجموعهای از عادات است؛ چون، عادات عملی، احساسی و فکری که بهصورت سیستماتیک برای اندوه و گرفتاریهایمان سازماندهی میشوند و ما بدون امکان کنترل در برابر سرنوشتمان، حال هرچه که باشد، آنها را تاب میآوریم.»
اراده برای پیداکردن اعتقاد، مهمترین عامل در ایجاد اعتقاد برای تغییر است. یکی از مهمترین روشها برای ایجاد اعتقاد، مسئلهی عادات است. عادات همان عواملیاند که به ما امکان میدهند کاری را برای نخستینبار با سختی انجام دهیم، اما همان کار برایمان بهزودی راحت و راحتتر شود، سپس آن را با تمرین کافی، نیمهمکانیزه و درنهایت بدون هیچگونه هوشیاریِ خاصی (ناخودآگاه) بهانجام برسانیم.
هنگامیکه افراد تعیین میکنند چه کسی باشند آنگاه بهسمت راهی پیش میروند که آن را تمرین کردهاند. دقیقاً مانند برگهی کاغذ یا کتی که وقتی یکبار تا یا مچاله میشود. پس از آن برای همیشه به همان جهت تا میشود.
اگر اعتقاد دارید که میتوانید تغییر کنید چنانچه آن را به عادت تبدیل کنید، تغییر واقعیت پیدا خواهد کرد. این قدرت واقعی عادت است. این اعتقاد حقیقت دارد که عادات شما همان چیزهایی هستند که شما میخواهید باشند. این اعتقاد که انتخاب عادات عملی ناگزیر است، نهتنها واقعی نیست، بلکه اجتنابناپذیر بهنظر برسد. نحوهی تفکر ما از روی عادت به خودمان و محیط پیرامونمان، دنیای محل زندگیمان را میآفریند.
دیوید فوستر والاس، نویسنده، به جمعی از دانشجویان فارغالتحصیل دانشکده در سال 2005 گفت: دو بچه ماهی همراه هم در آب شنا میکردند. آنها بهطور اتفاقی ماهی بزرگتری را دیدند که به شکلی دیگر شنا میکرد و سری برای آن دو تکان میداد. آن ماهی میگفت: “صبح به خیر، آب چطور است؟” دو بچه ماهی کمی دیگر شنا میکردند و در نهایت یکی از آنها به دیگری نگاه کرد و گفت: “آب دیگر چیست؟”
آب همان عادات است. انتخابهای ناخودآگاه و تصمیمات ناپیدا که روزانه کارهای ما را دربرمیگیرند و فقط با نگاهکردن به آنها، دوباره دیده میشوند.
ویلیام جیمز در طول زندگیاش به نوشتن دربارهی عادات و نقش اساسیشان در ایجاد شادی و موفقیت پرداخت. درنهایت، او در شاهکارش با عنوان اصول روانشناسی فصلی کلی را به این موضوع اختصاص داد. او گفت: «آب عینیترین تشابه برای چگونگی عملکرد عادات است؛ آب در جریان حرکتش کانالی برای خودش گود میکند که هر لحظه وسیعتر و عمیقتر میشود. سپس هرگاه که از حرکت باز ایستد و بعد دوباره بهجریان بیفتتد باز همان مسیری را که قبلاً دنبال کرده بود ازسر میگیرد.»
برای دیدن دیگر کتابهای دیوید فوستر والاس کلیک کنید: کتابهای دیوید فوستر والاس
نوشته عادات چگونه تغییر میکنند؟ اولین بار در نشر هورمزد. پدیدار شد.
]]>