نوشته چگونه خلاقیت را در کودکانمان پرورش دهیم؟ اولین بار در نشر هورمزد. پدیدار شد.
]]>
در ادامه همراه ما باشید تا اطلاعاتی را درباره پرورش خلاقیت در کودکان در اختیار شما قرار دهیم که پیش از این کمتر شنیدهاید.
احتمالاً همه شما این داستان را شنیدهاید که نگارش مجموعه کتابهای هری پاتر از کجا شروع شد و چطور که فرد شکست خورده را به یکی از ثروتمندترین زنان دنیا تبدیل کرد. آیا فکر میکنید این تنها نبوغ و استعداد نویسنده بود که او را یکباره به فردی موفق تبدیل کرد؟ منحنی خلاقیت پاسخی مفصل به این سؤال میدهد. بر اساس این پاسخ، هیچ جادوی خاصی در کار نیست. اما میتوان الگوهایی ویژه را بین افرادی که به عنوان افرادی خلاق شناخته میشوند پیدا کرد. به عبارتی دیگر، خلاقیت مهارتی کسب کردنی است و با این حساب هر کس میتواند به اندازه تلاش خود از آن بهره ببرد. پس مطمئن باشید موضوع خوش شانس بودن یا نابغه بودن نیست. تنها صحبت از یک الهام است که سازوکاری کاملاً مشخص دارد.

این روزها انواع و اقسام تستهای مختلف برای سنجش بهره هوشی کودکان وجود دارد. اما کتاب منحنی خلاقیت به طور روشن بیان میکند که افراد برای خلاق بودن نیاز به بهره هوشی بالایی ندارند. یک هوش متوسط کافیست تا خلاقیت، خود را به شکلهای مختلف در افراد با سنین گوناگون نشان دهد. پس خود را از قید و بند برچسبها رها کنید و تنها به دنبال مهارت آموزی کودک خود و الگو گرفتن باشید.
واقعیت این است که خلاقیت تماماً به عملی ساختن ایدهها ارتباط دارد. البته لازم نیست این ایدهها کاملاً نو و خاص باشند. گاهی یک ایده نسبتاً متداول نیز میتواند به یک عمل خلاقانه بیانجامد. اما چگونه؟
نکات مهمی در این باره وجود دارد که منحنی خلاقیت به طور جامع آن را توضیح میدهد. یکی از این نکات زمان مناسب برای عملی ساختن ایدههاست. این همان چیزی است که با مطالعه سرگذشت افراد موفق و خلاق به دست آمده است. نکته دیگر تعدد ایدههاست. در بسیاری از موارد ایجاد یک ارتباط معنی دار بین دو ایده متفاوت میتواند منجر به خلاقیتی بزرگ شود. با این حساب کودک شما هر چقدر در ایده پردازی فعالتر باشد و ایدههای بیشتری در چنته داشته باشد، احتمالاً خلاقتر خواهد بود.
در کنار تمام موارد گفته شده در قسمت قبل، منحنی خلاقیت به اهمیت دانش در کنار ایده پردازی نیز اشاره میکند. در واقع داشتن حد لازمی از دانش درباره ایده مورد نظر الزامی به نظر میرسد. فکر میکنید نیوتن اگر به اندازه کافی با علم فیزیک آشنا نبود میتوانست با افتادن یک سیب از درخت، قانون نیوتن را کشف کند؟ بدون شک خیر. بنابراین اگر میخواهید کودک شما در زمینهای خاص به فردی خلاق تبدیل شود، باید به او کمک کنید دانش خود را در آن زمینه بالا ببرد. به طور ویژه پیشنهاد میشود ترتیبی دهید تا کودک بتواند حدود 20 درصد از زمان روزانه خود را صرف کسب دانش در همان زمینه دلخواه نماید. این زمان میتواند شامل مطالعه، بازی، پادکست، موسیقی و … باشد. فراموش نکنید تمام این راهکارها برای همه افراد در سنین مختلف صدق میکند.
اگر دوست دارید خلاقیت را در فرزندتان تقویت کنید یک تمرین ساده برای شما داریم که “کاربردهای جایگزین” نام دارد. یک وسیله معمولی مانند لیوان، کفش یا کتاب را انتخاب کنید و از کودک خود بخواهید کاربردهایی به جز کاربرد اصلی آن را پیدا کند. برای مثال از کتاب میتوان برای افزایش ارتفاع صفحه نمایش رایانه استفاده کرد. اما این تنها یک مورد است. سعی کنید به همراه کودک خود، کاربردهای بیشتر و بیشتری پیدا کنید. شاید در ابتدا کمی دشوار به نظر برسد و بیش از دو یا سه مورد، ایده دیگری به ذهن او خطور نکند. اما این به معنای خلاق یا باهوش نبودن کودکتان نیست. بلکه تنها باید بیشتر تمرین کند، تمریناتی منظم و هدفمند. منظور از هدفمند این است که هر بار با چالشهای جدید و بزرگتری روبرو باشد. بعد از مدتی متوجه میشوید چقدر در این کار پیشرفت داشته است.

احتمالاً تا همینجا نیز متوجه شدهاید خلاقیت یک استعداد مادرزادی نیست که برخی از آن برخوردار و برخی محروم باشند. کودک شما در بدو تولد درست به اندازه دیگر کودکان شانس این را دارد که به فردی خلاق تبدیل گردد. این شما هستید که باید با آگاهی کافی، بستری مناسب را برای پرورش ایدههای او و افزایش خلاقیتش آماده سازید. رعایت چند نکته ساده در این زمینه به شما کمک خواهد کرد:
همانطور که منحنی خلاقیت تشریح میکند خلاقیت، عملی ساختن ایدههاست. اما اگر کودک شما از اشتباه کردن واهمه داشته باشد پیشرفتی در اجرای ایدههای خود نخواهد داشت. پس به او اجازه دهید اشتباه کند و او را برای امتحان کردن راههای مختلف تشویق کنید.
یک کودک وابسته نمیتواند به اندازه کافی خلاق باشد. زیرا همیشه در انتخابهایش با محدودیت مواجه است. از استقلال کودک خود نترسید. به او اعتماد کنید و اجازه دهید به تنهایی انتخاب و عمل کند. البته هیچ اشکالی ندارد که در کنارش باشید اما در صورتی که آزادی عمل را از او نگیرید.
در بخشهای قبل دیدیم یک تمرین ساده برای پرورش کودکانی خلاق، بنابر منحنی خلاقیت، کاربردهای جایگزین است. میتوانید این تمرین را بیشتر وسعت دهید و از کودک خود سؤالاتی متفاوت و باز بپرسید. اجازه دهید ذهن کودک فراتر از آنچه در زندگی روزمره میبیند و میشنود پیش برود. بدون شک این کار به خلاقتر شدن کودک شما کمک خواهد کرد. برای مثال میتوانید بپرسید “اگر گلها بتوانند حرف بزنند چه میشود؟”
در آخر فراموش نکنید خلاقیت میتواند از کودک شما فردی استثنایی بسازد. اما به این شرط که باور داشته باشید برای خلاق بودن به جای استعداد استثنایی به تمرین استثنایی نیاز است.
نوشته چگونه خلاقیت را در کودکانمان پرورش دهیم؟ اولین بار در نشر هورمزد. پدیدار شد.
]]>نوشته خلاقیت همان نوآوری نیست اما شما به هر دو آنها نیاز دارید اولین بار در نشر هورمزد. پدیدار شد.
]]>اگر اجازه دهید که بوروکراسی و روال های اداری دست و پا گیر خلاقیت را متوقف کند، نوآوری در شرکت قربانی خواهد شد و به رقبای خود اجازه خواهید داد با رشد و گرفتن سهم بیشتری در بازار پیشرفت کنند
خلاقیت و نوآوری دو کلمه ای هستند که در جلسات طوفان فکری، نشست های سازمانی و ماموریت شرکت ها به وفور مورد استفاده قرار می گیرند. شکی نیست که این ارزش ها در محیط های کاری مدرن با سرعت بالا، غنیمت شمرده می شوند اما آیا رهبرانی که از این اصطلاحات استفاده می کنند واقعاً تفاوت بین آنها را می دانند؟
خلاقیت که بیشتر جزو خصوصیات انسانی محسوب می شود، خودش را در توانایی های ما هنگام حل چالش ها یا مشکلات و ارائه راه حل های جدید نشان می دهد. شاون هانتر، نویسنده کتاب خارج از محدوده فکر کن: چگونه رهبران نوآور نتایج استثنایی را هدایت می کنند (مجله وایلی، 2013)، خلاقیت را تحت عنوان توانایی یا اجرای چیزی بدیع یا غیرمعمول تعریف می کند.
کلید اصلی این است که خلاقیت به تنهایی فقط در حد یک ایده باقی می ماند و به واقعیت نمی پیوندد. جالب است بدانید که خلاقیت برای افراد بسیار خاص است. حیوانات راهی برای برقراری ارتباط و بیان ایده ندارند و بخش عمده ای از فعالیت هایشان توسط غریزه یا از روی الگو انجام می شود.
هانتر با تعریف خود به این مسئله ارزش و اهمیت فراوانی می دهد: «نوآوری، اجرا یا ایجاد چیز جدیدی است که برای دیگران ارزش افزوده ایجاد می کند. نوآوری در قالب ابزار، جنبه مادی یا کمک مشکلی را حل کرده و مزیت ایجاد می کند. این ابزارها محدود به انسان نیستند برای مثال، طبق اظهارات مرکز ساینس تایم، پرندگان و میمون ها از چوبها برای بیرون کشیدن غذا از مکان های تنگ استفاده می کنند. بنابراین، نوآوری برای گونه های مختلف در شرایط و محیط های متفاوت به مراتب امکان پذیر است.
وقتی اجرای یک ایده ممکن می شود، نوآوری آسانتر می شود. خلاقیت اولین قدمی است که در وهله اول مشخص می کند آیا چیزی ممکن است یا خیر. اما نوآوری بجای ژرف اندیشی بیشتر عملی است که علی رغم چالش ها و مقاومت، کارها را به واقعیت عینی تبدیل می کند. هر دو این ها عواملی ضروری در کسب و کار هستند، اما قثط یکی از آنها به درآمد و سود واقعی تعبیر می شود.
| کتاب منحنی خلاقیت نوشتهی آلن گانت با ترجمهی فاطمه نبی زاده توسط نشر هورمزد منتشر شده است. این کتاب در پی یافتن پاسخ این پرسش است که چگونه میتوان بهترین ایده را در بهترین زمان پرورش داد؟ ازقرارمعلوم، افسانههای پیرامون خلاقیت صرفاً عقیدهای غیرعلمی است. لازم نیست که همانند مردان ایکس، ابرقدرت متولد شوید تا مقام والای هنری یا کارآفرینی به دست آورید. |
رهبران کسب و کار غالباً بدون درک اینکه خلاقیت و نوآوری دو مقوله جدا از هم هستند این دو را با یکدیگر جایگزین می کنند.هانتر به خبرگزاری بیزنس نیوز گفت: «خلاقیت لزوماً همان نوآوری نیست. اگر یک جلسه طوفان فکری تشکیل دهید و ده ها ایده جدید در سر بپرورانید، فقط خلاقیت خود را نشان داده اید، مادامیکه چیزی عملی نشود، هیچ نوآوری به وجود نیامده است.»
هانتر خاطرنشان کرد:« بسیاری از رهبران به جای ایجاد محصولات جدید، فرآیندها و تعامل بر ایجاد خلاقیت در تقاضا تأکید دارند. نوآوری یک جعبه سیاه مرموز نیست.بلکه ترفند کوچکی در فرآیندها، محصولات یا تعاملات فعلی می باشد. با تمرکز بر روی روند نوآوری و نه روی دلاوری افراد خلاق، می توان نوآوری را در مقیاس های بزرگتری خلق کرد.
نمونه خوب نوآوری که توسط کارن گیلچریست در CNBC منتشر شد، سرگئی پتروسوف بود. او نیاز به یک ابزار نرم افزاری را با یک اتصال کم مصرف برای جت های لوکس با مسافرانی که مایل به اشتراک گذاری سفر با یکدیگر هستند، را می دید. تمام بخش های این ابزار در بازار وجود داشتند اما این پتروسوف بود که از طریق نرم افزار، پل بین آنها را ساخت و توانست یک شرکت کاملاً جدید به نام جت اسمارتر ایجاد کند.
بعلاوه، فرایندها قابل تکرار و مقیاس پذیر هستند اما یک فرد خلاق اینطور نیست. پتروسوف یکی از کسانی بود که در ایجاد بازار جدید دست داشت اما کد نرم افزاری او توسط دیگر برنامه نویسان به راحتی قابل تکرار بود. اگر رهبران تفاوت بین خلاقیت و نوآوری را درک کنند، می توانند بر روی الهام بخشی اعضای تیم خود کار کنند و فرهنگی ایجاد کنند که از این ارزش ها پشتیبانی کند.
هانتر گفت: «در حالی که رهبران می توانند نوآوری را تقویت کنند، سازمان به عنوان یک واحد کل باید از طریق زیبایی فرهنگ و شیوه طراحی فرآیندهای خود از نوآوری پشتیبانی کند.گاهی اوقات بهترین راه برای ایجاد نوآوری این است که اجازه دهیم فعالیت سازمان از چهارچوب ها منحرف شود زیرا ممکن است به نتایج مثبتی منجر شود.»
بخشی از مسئله این است که مردم به تصویرسازی و توسعه چشم اندازهای جدید امکانپذیر بپردازند. خلاقیت اغلب با فرهنگ و هنر همراه است، اما لزوماً نمی خواهد لئوناردو داوینچی باشید. مهم این است که فرد بتواند خارج از هنجارها و چهارچوب ها امکانات جدیدی را تصور کند.
اینجاست که ایده های قابل اجرا شروع می شوند. در حقیقت، طبق بررسی نشریه دانشگاه هاروارد، باید برخی ایده ها را با عموم سپاری امتحان کرد تا فرصت بیشتری برای سبک و سنگین کردن ایده ایجاد کرد. البته مرحله سخت تر دریافت ایده های بزرگ و تبدیل آنها به یک نمونه اولیه فیزیکی یا فنی می باشد.
هانتر تولد نوشیدنی فراپاچینو محبوب امروزی استارباکس را به عنوان نمونه ای از اینکه چگونه رهبران به کارکنان خود فضای انحراف دادند و به خلاقیت اجازه شکوفایی در نوآوری را دادند ، اشاره می کند. در اوایل دهه 1990، کارکنان شعبه استارباکس سانتا مونیکا، کالیفرنیا نوشیدنی جدیدی را اختراع کردند و از یک مدیر اجرایی خواستند که این محصول را به دفتر مرکزی پیشنهاد دهد، جایی که در نهایت این پیشنهاد رد شد. بعداً، همان فروشگاه نوشیدنی دیگری (فراپاچینو) را اختراع کرد و مدیر اجرایی از کارمندان خواست تا بی سر و صدا نوشیدنی را تهیه و به مشتریان محلی بفروشند. این نوشیدنی به سرعت مورد پسند واقع شد و هنگامی که ارزش آن ثابت شد، گروه مدیریت این ایده موفق را در سراسر کشور به اجرا گذاشتند.
هانتر گفت:« فراپاچینو یکی از محبوب ترین و سودآورترین نوشیدنی استارباکس بود و طبق اظهارات معاونت فروش و عملیات استارباکس، آقای هوارد بهار، این اتفاق افتاد زیرا به شخصی اجازه داده شد و حتی تشویق شد تا محصول جدیدی را آزمایش کند که از خط تولید اصلی شرکت منحرف شده است.
به طور خلاصه، این دو عنصر در کنار هم باعث حرکت قایق کسب وکار می شوند: هنجارها همیشه هم چیز خوبی نیستند، بنابراین چه کاری از دستمان ساخته است؟ آیا می توانیم آن را به واقعیت تبدیل کنیم؟ این روال همیشه یک روند قابل قبول نیست. طبق گفته توماس چامورو در مقاله محرم راز کسب و کار ، خلاق بودن می تواند به مشاغل مردم در سازمان های موجود آسیب برساند زیرا خلاقیت خام یا بدتر از آن نوآوری اثری نخواهد داشت و اثبات کننده نقص هنجارها می باشد. به گفته او، کارآفرینی به خلاقیت و نوآوری بستگی دارد تا فرصت های منحصر به فرد، اختلال در بازار و جریان های جدید درآمدزایی ایجاد کند. اگر دانشمندان فقط به خطوط تلفن سیمی و ماهواره ها برای ارتباط بسنده می کردند، اینترنت هرگز اتفاق نمی افتاد. امروزه تقریباً هیچ کاری بدون دسترسی به دیجیتال کارایی نخواهد داشت.
بنابراین، خلاقیت و نوآوری باهم مورد نیاز هستند، اما خلاقیت حکم جرقه را دارد و نوآوری مانند فشار آوردن به پدال گاز است تا کار به نتیجه برسد.
نوشته خلاقیت همان نوآوری نیست اما شما به هر دو آنها نیاز دارید اولین بار در نشر هورمزد. پدیدار شد.
]]>