سبد خرید

کتاب درود بر خودم | جک کنفیلد | نشر هورمزد

خرید کتاب درود بر خودم! نوشته جک کنفیلد

کتاب درود بر خودم مبانی و اصول موفقیت آمیز جک کنفیلد که جلال طحان آن را ترجمه کرده است. این کتاب جز پرفروش ترین نشر هورمزد که شامل 62 اصل برای موفقیت در زندگی است. تنها کسی که می تواند رویاهایتان را به واقعیت تبدیل کند تنها خودتان هستید. باید یاد بگیرید که با عشق و علاقه و باور به خودتان می توانید از پس مشکلات برآئید. با برداشتن گام های کوچک در جهت موفقیت بلندمدت قدم بردارید. تصمیم بگیرید در چه زمینه ای می خواهید پیشرفت داشته باشید و سپس به خودتان متعهد شوید و هر روز بهتر شوید.

کتاب درود بر خودم | جک کنفیلد

درود بر خودم؛
نویسنده: جک کنفیلد(Jack Canfield)؛ ‏‫ترجمه: جلال طحان / ناشر: هورمزد
تعداد صفحه:
قیمت:
قطع: رقعی
چاپ: دورنگ
شــــابک:
نوبت چاپ: هفدهم 1397

کتاب درود بر خودم

مقدمه
این کتاب را چگونه بخوانیم؟
بخش نخست: پایه و اساس موفقیت

اصل اول،  مسئولیت 100درصد زندگی خود را بر عهده بگیرید.
از مقصر شمردن دیگران دست بردارید.
باید از گله و شکایت دست بردارید.
هشدارهای زردرنگ.
زندگی راحت‌تر می‌شود
اصل دوم، مشخص کنید چرا  اینجا هستید.

اصل سوم، حال تصمیم بگیرید چه می‌خواهید
با رؤیاهای دیگران زندگی نکنید
کسانی به اوج می‌رسند که رؤیاهای بزرگ‌تری دارند
آینده‌ی خود را از روی آینده خلق کنید، نه از روی گذشته
اصل چهارم، باور کنید امکان‌پذیر است!

اصل پنجم، باور داشتن خود یک نگرش است
تصور نکنید به مدرک دانشگاهی نیاز دارید

اصل ششم، خوش‌بین باشید و مخالفِ بدبینی

اصل هفتم، قدرتِ تعیین هدف را افزایش دهید.
سرسخت باشید

اصل هشتم، راز پیشرفت.

اصل نهم، موفقیت کلید دارد.

اصل دهم، ترمز دستی را خلاص کنید.
از منطقه‌ی امن خود بیرون بیایید.
داستان فیل و طناب.
تکرار تجربه‌های پیشین را متوقف کنید
اصل یازدهم، آنچه را می‌خواهید، ببینید و به‌دست آورید.
روش تصویرسازی آینده‌ی شما.
اصل دوازدهم، طوری رفتار کنید که گویی شکست امری محال است.

اصل سیزدهم، اقدام کنید.
اگر کِشتی شما برنگشت، آن‌قدر شنا کنید تا به آن برسید..
افراد موفق برای اقدام‌کردن تعصب به‌خرج می‌دهند.
اقدام کنید، اقدام کنید، اقدام کنید … تا به رضایت برسید.
شکست بخور، ولی پیش برو!

اصل چهاردهم، «نمی‌توانید تنها با خیره‌شدن به آب، از دریا بگذرید»تاگور

اصل پانزدهم، ترس را احساس نکنید و در هر صورت آن را از سر بگذرانید
چرا این‌اندازه می‌ترسیم
باید مشتاق باشید که ترس را احساس کنید
تجربه‌های خیالی به واقعیت می‌پیوندند
دل بـه دریا بزنید
اشتیاق زیاد، وابستگی اندک

اصل شانزدهم، خواهان پرداخت بهای آنچه می‌خواهید باشید
تمرین، تمرین، تمرین.

اصل هفدهم، درخواست کردن. 79

اصل هجدهم، جواب رد را نپذیرید.
فقط بگو «بعدی».

اصل نوزدهم، از بازخورد بـه نفع خودتان استفاده کنید.
مایل باشید بپرسید.
اصل بیستم، به ادامه‌ی کار متعهد شوید و هرگز بـه پیشرفت خاتمه ندهید.
اصل بیست‌­ویکم، بـه موفقیت خـود نمره بدهید.
اصل بیست‌­ودوم، قرار نیست همیشه آسان باشد
اصل بیست­‌وسوم، موفقیت، مجموعه‌ای از تلاش‌های کوچک روزانه است
اصل بیست­‌وچهارم، بیشتر از انتظارتان بخواهید

بخش دوم: خود را برای دستیابی بـه موفقیت تغییر دهید
اصل بیست­‌وپنجم، از باشگاهِ «من نمی‌توانم! وحشتناک است!» خارج شوید و در گروهِ مردمان موفق قرار بگیرید.
انتخاب­گر باشید.
اصل بیست­‌وششم، گذشته‌ی مثبت خـود را گردآوری کنید.
تمرین آینه.
احساس کمال

اصل بیست­‌وهفتم، چشمتان به‌دنبال جایزه باشد.
روز آرمانی خود را خلق کنید.

اصل بیست­‌وهشتم، آشفتگی‌ها را برطرف و کارهای نیمه­تمام خود را کامل کنید.
چه چیزی شما را عصبانی می‌کند؟

اصل بیست‌­ونهم، گذشته را کامل کنید تا آینده را در آغوش بگیرید
ببخش و برو
ببخشید و به زمانِ حال برگردید
جمله‌های تأکیدیِ مثبت مربوط به بخشایش

اصل سی‌ام، با آنچه نتیجه نمی‌دهد، مقابله کنید.
انکار از ترس سرچشمه می‌گیرد.

اصل سی­‌ویکم، با آغوش باز به پیشواز تغییر بروید.
انتخاب با شماست
چگونه از تغییر استقبال کنیم؟

اصل سی­‌ودوم، منتقد درونی خود را به مربی بیرونی خود تبدیل کنید.
چرا خود را تا حد مرگ نگران کنیم؟
با خودتان مانند فردی پیروز صحبت کنید
مورچه‌ها(ANT) را زیرِ پا له کنید!
سعی کنید هرآنچه را می‌شنوید باور نکنید؛ حتی در ذهن خودتان
خواندنِ فکر افراد
منتقد درونی خود را به مربی درونی خود تبدیل کنید. 129

اصل سی­‌وسوم، دکتر ژوزف مورفی می­گوید: «نگذارید باورهای محدودکننده از شما سبقت بگیرند».
شما شایستگی‌اش را دارید.
شما سزاوار و لایق عشق هستید.

اصل  سی­‌وچهارم، هر سال چهار مورد بر موفقیت‌های خود بیفزایید.
موفقیت یعنی درک و تمرین عادت‌های خاص…

اصل سی‌­وپنجم، 99درصد از راه به در می‌برد، 100درصد شادی‌بخش است.

اصل سی­‌وششم، بیشتر یاد بگیرید تا بیشتر به‌دست آورید.
رهبران موفق اهل مطالعه هستند.
آموزش‌پذیر باشید.
فرصت‌ها را دریابید.
به یادگیری تا آخر عمر متعهد شوید.

اصل سی­‌وهفتم، کسب مهارت انگیزه‌ی شما را بالا نگاه می‌دارد.
موفقیت خود را با شور و اشتیاق تقویت کنید.
چگونه شور و شوق را افزایش دهیم.

بخش سوم- گروه موفقیت خود را بسازید

اصل سی­‌ونهم، روی نبوغ اصلی خود متمرکز باقی بمانید.
کارتان را عاشقانه انجام دهید؛ پول خودش می‌آید.

اصل چهلم، زمان را دوباره تعریف کنید.

اصل چهل­‌ویکم، گروه پشتیبانی قدرتمندی تشکیل دهید و کارها را به آن‌ها بسپارید.

اصل چهل‌­ودوم، تنها بگو نه!.
اگر گفتنِ «نه» مهم است، پس چرا گفتن­اش این‌قدر مشکل است؟.

اصل چهل‌­وسوم، به «خوب»، «نه» بگویید تا بتوانید به «عالی»، «بله» بگویید.
خوب دشمنِ عالی است…
زمانی‌که 20 درصد برابر است با 80 درصد.
سیلوستر استالونه با راکی آغاز کرد.

اصل چهل­‌وچهارم، بالی را پیدا کنید که بر آن سوار شوید.
توصیه‌ی ارزشمند.

اصل چهل­‌وپنجم، مربی خصوصی استخدام کنید.
چرا باید از مربی کمک بگیریم؟.

اصل چهل­‌وششم، در راه رسیدن به موفقیت، از عقل کُل کمک بگیرید.

اصل چهل­‌وهفتم، دورن خود را جست­جو کنید.
همه شّم و شهود دارند، تنها باید آن را تقویت کنند.
چگونه شهود با شما ارتباط برقرار می‌کند؟
پاسخ‌ها را بنویسید.

بخش چهارم- خلق رابطه‌های موفقیت‌آمیز

اصل چهل­‌وهشتم،صد بار  گوش دهید، هزار بار درباره‌اش فکر کنید، یک‌بار سخن بگویید

اصل چهل‌­ونهم، درددل کنید.
درددل کردن چیست؟

اصل پنجاهم، حقیقت را بگویید
چه مسائلی را لازم است با دیگران در میان بگذارید؟
اصل پنجاه­ویکم، بدون نقص صحبت کنید.
کلام شما قدرتمند است…
آنچه به دیگران می‌گویید.
دیگر دروغ نگویید.
آنچه درباره‌ی دیگران می‌گویید.

اصل پنجاه­‌ودوم، «وقتی شک دارید، آن را بررسی کنید»(جی. پل گتی، نویسنده‌ی کتاب چگونه ثروتمند شویم)
تشکر و قدردانی غیرمعمول را تمرین کنید.
سه گونه تشکر و قدردانی..
چه کسی اهمیت می‌دهد؟.

اصل پنجاه‌­وسوم، به قول خود عمل کنید.
نکته‌هایی در مورد قول دادن و عمل به آن.

اصل پنجاه‌­وچهارم، در هر کاری، درجه‌یک باشید.
چگونه می‌توان فردی ممتاز شد؟

بخش پنجم- موفقیت و پول

اصل پنجاه‌­وپنجم، ذهنیت خود را در مورد پول مثبت کنید.

اصل پنجاه­‌وششم، بر هر آنچه تمرکز کنید، همان را به‌دست می‌آورید.

اصل پنجاه‌­وهفتم، نخست به خودتان بپردازید.
میلیونر شدن به معنای شهرت نیست…
دارایی‌ها را افزایش دهید، نه بدهی‌ها را

اصل پنجاه­‌وهشتم، در بازیِ خرج کردن پول، مهارت پیدا کنید
توصیه‌ای کاملاً عاقلانه: کمتر خرج کنید
هزینه‌ی زندگی ‌تجملاتی خود را کم کنید
اصل پنجاه‌­ونهم، درآمد بیشتر، خرج بیشتر
چگونه پول بیشتری به دست بیاوریم؟
نظریه‌ای نو، صاحب خود را مولتی‌میلیاردر کرد
امکانات بی‌انتها هستند.

اصل شصتم، بیشتر ببخشید تا بیشتر بگیرید

اصل شصت‌ویکم، راهی برای خدمت کردن پیدا کنید

بخش ششم- از هم‌اکنون موفقیت آغاز می‌شود

اصل شصت‌­ودوم، همین الآن دست به کار شوید. تنها انجامش دهید
چگونه آغاز کنیم؟
تأثیرهای انحراف از مسیر
کلام آخر

جک کنفیلد نویسنده کتاب درود بر خودم

جک کنفیلد یکی از مشهورترین آموزگاران موفیت در دنیاست که کتاب‌های زیادی به رشتۀ تحریر در آورده است.

اگر دیگران توانسته‌اند، پس شما هم می‌توانید؛ با مطالعه و به کارگیری مطالب این کتاب، دگرگونی بزرگی در زندگی خود ایجاد کنید.
شما نمی‌توانید شرایط، فصل‌ها یا جهت وزش باد را تغییر دهید، اما می‌توانید خودتان را تغییر دهید!
یکی از افسانه‌های رایج فرهنگ امروزی امریکا می‌گوید که همه‌ی ما باید عالی زندگی کنیم. واقعیت این است که تنها یک‌نفر مسئول کیفیت زندگی شماست و آن شخص کسی نیست جز خود شما. اگر می‌خواهید موفق باشید، باید مسئولیت 100درصد زندگی‌تان را بپذیرید که پیشرفت در کارها، کیفیت روابط، وضعیت سلامت، تناسب اندام، درآمد، مقدار بدهی، احساس‌ها و هر چیز مرتبط با زندگی­تان را شامل می‌شود.
درحقیقت، بیشتر ما عادت کرده‌ایم دلیل پیشامدهای ناخوشایندی را که در زندگی‌مان رخ می‌دهد، به چیزی بیرون از خود نسبت دهیم. ما به والدین، رئیس، دوستان، رسانه‌ها، همکاران، ارباب رجوع، همسر، آب­وهوا، اقتصاد، نحوه­ی قرارگیری ستاره­ها، بی‌پولی و در مجموع به هر کسی یا هر چیزی که می‌توانیم برچسب مقصر بودن بزنیم! چون هیچ‌گاه نمی‌خواهیم ببینیم که مشکل واقعی خودمان هستیم.
پس آیا شما حاضرید مسئولیت 100درصد زندگی خودتان را به عهده بگیرید؟
گمان می‌کنید؟! نه … این جواب نیست! لطفاً بگویید بلی یا خیر.
حدس می‌زنید که مطمئن نیستید؟!
آیا تابه‌حال کسی یا وضعیتی را در زندگی‌تان مقصر نشمرده‌اید؟ یا درمورد چیزی گله و شکایت نکرده‌اید؟
حدس بزنید … خوب فکر کنید … خوب …!
«کسانی‌که منتظر می‌شوند، به خواسته‌های خود می‌رسند؛ تنها به باقی‌مانده‌ی خواسته‌های افرادی می‌رسند که پیش از آن‌ها شتاب کردند.» آبراهام لینکلن
اما دنیا به دانسته‌ها و علم شما پاداش نمی‌دهد؛ بلکه برای عمل به آن دانسته‌ها پاداش می‌دهد. وقتی تلاش می‌کنید، به اطرافیانتان اجازه می‌دهید تا بدانند که شما در مورد قصد و نیت خود جدی هستید و باید اقدام کرد. موفقیت یعنی اینکه در بیشتر موارد، بیشتر و زودتر و بهتر اقدام کنید. تا زمانی‌که اقدام نکنید، هیچ اتفاقی نمی‌افتد.

اگر کِشتی شما برنگشت، آن‌قدر شنا کنید تا به آن برسید

به این نکته توجه کنید که یکی از حقیقت‌های جهانی در زندگی این است که هرکاری را به هر روشی انجام دهید، همان روش را در مورد دیگر کارها و مسائل دیگر زندگی نیز به کار می‌گیرید. یعنی نحوه‌ی عملکرد شما در یک مورد بیانگر روش کارتان در همه‌ی موارد است.

بخش‌هایی از کتاب «درود بر خودم!»

 مسئولیت 100درصد زندگی خود را بر عهده بگیرید.

شما نمی‌توانید شرایط، فصل‌ها یا جهت وزش باد را تغییر دهید، اما می‌توانید خودتان را تغییر دهید!

یکی از افسانه‌های رایج فرهنگ امروزی امریکا می‌گوید که همه‌ی ما باید عالی زندگی کنیم. واقعیت این است که تنها یک‌نفر مسئول کیفیت زندگی شماست و آن شخص کسی نیست جز خود شما. اگر می‌خواهید موفق باشید، باید مسئولیت 100درصد زندگی‌تان را بپذیرید که پیشرفت در کارها، کیفیت روابط، وضعیت سلامت، تناسب اندام، درآمد، مقدار بدهی، احساس‌ها و هر چیز مرتبط با زندگی­تان را شامل می‌شود.

درحقیقت، بیشتر ما عادت کرده‌ایم دلیل پیشامدهای ناخوشایندی را که در زندگی‌مان رخ می‌دهد، به چیزی بیرون از خود نسبت دهیم. ما به والدین، رئیس، دوستان، رسانه‌ها، همکاران، ارباب رجوع، همسر، آب­وهوا، اقتصاد، نحوه­ی قرارگیری ستاره­ها، بی‌پولی و در مجموع به هر کسی یا هر چیزی که می‌توانیم برچسب مقصر بودن بزنیم! چون هیچ‌گاه نمی‌خواهیم ببینیم که مشکل واقعی خودمان هستیم.

پس آیا شما حاضرید مسئولیت 100درصد زندگی خودتان را به عهده بگیرید؟

گمان می‌کنید؟! نه … این جواب نیست! لطفاً بگویید بلی یا خیر.

حدس می‌زنید که مطمئن نیستید؟!

آیا تابه‌حال کسی یا وضعیتی را در زندگی‌تان مقصر نشمرده‌اید؟ یا درمورد چیزی گله و شکایت نکرده‌اید؟

حدس بزنید … خوب فکر کنید … خوب …!

 پس جواب شما بله است.

بسیار خب. این یعنی تو مسئولیت 100درصد زندگی خودت را بر عهده نگرفته‌ای.

پذیرش مسئولیت 100درصد، یعنی اطلاع داشته باشی که هر اتفاقی برایت می‌افتد، خودت خالق آن هستی.

اگر می‌خواهی واقعاً موفق باشی – و می‌دانم که موفق می‌شوی- پس مقصر‌ شمردن و گله و شکایت از دیگران را کنار بگذار! زیرا اگر آدمی بداند که وضعیت کنونی را خودش به ‌وجود آورده است، پس می‌تواند دوباره آن را آن‌طور که می‌خواهد خلق کند.

باید همه‌ی عذر و بهانه‌ها را کنار بگذاری. 99درصد همه‌ی شکست‌ها از آنِ کسانی است که عادت دارند عذر و بهانه بیاورند.

اگر به دلیل ناآگاهی، ترس، نیاز به محق بودن یا نیاز به احساس امنیت، انتخاب کردید که از قدرت خود استفاده نکنید، حال باید آن را درست کنید و نتیجه‌ی دلخواه را به وجود آورید. در اصل، باید در موقعیتی قرار بگیرید که همیشه قدرت تغییر دادن آن را داشته باشید.

 به این فرمول توجه کنید:

  رویداد + واکنش= نتیجه            E+R=O

در برابر رویدادها چه واکنشی نشان می‌دهید و نگرش شما نسبت به آن‌ها چگونه است؟

اصل قضیه این است: هر نتیجه‌ای که در زندگی به دست می‌آورید (خوب یا بد)، حاصل این است که چگونه در برابر رویدادها یا حادثه‌ی پیشین زندگی خود واکنش نشان داده باشید.

دست نیافتن به اهداف یا خواسته­ها را می­توان متأثر از عواملی نظیر وضعیت اقتصادی، آب­وهوا، بی‌پولی، نداشتن تحصیلات، جنسیت، دولت، همسر، رئیس‌، نبود حمایت یا  اوضاع سیاسی دانست. اما باید توجه داشت که اگر عامل تصمیم‌گیرنده این‌ها باشند، هیچ‌کس موفق نمی‌شود! بسیاری از مردم بر این عواملِ به‌اصطلاح محدودکننده غالب می‌شوند و موفق به شمار می‌آیند.

پس این عوامل نیستند که شما را محدود می‌کنند و این وضعیت بیرونی نیست که شما را متوقف می‌کند، بلکه این خود شما هستید که مانع خود هستید! ذهن ما مملو از فکرهای محدودکننده است و ما جذب رفتارهایی می‌شویم که به خودمان القا می‌کنیم. سپس، با منطقی دفاع‌ناپذیر از عادت‌های ویرانگر خود دفاع می‌کنیم! (مانند سیگار کشیدن) و درحقیقت، از شکست به‌عنوان موقعیتی برای افزایش تحصیلات و یادگیری مهارت‌های جدید استفاده نمی‌کنیم.

ما دقت خود را روی جنبه‌های جزئی زندگی تلف می‌کنیم؛ در شایعه‌های دروغ شرکت می‌کنیم، غذای ناسالم می‌خوریم، ورزش نمی‌کنیم، نمی‌توانیم برای آینده سرمایه‌گذاری کنیم، از برخوردهای ضروری دوری می‌کنیم، نمی‌توانیم واقعیت را بگوییم، آنچه را که می‌خواهیم درخواست نمی‌کنیم و سپس، تعجب می‌کنیم که چرا زندگی ما نتیجه نمی‌دهد!

شما می‌توانید به‌راحتی واکنش خود را نسبت به رویدادها دگرگون کنید تا سرانجام نتیجه‌های خود را به‌دست آورید.

می‌توانید طرز فکر، ارتباط، تصویرهای ذهنی و رفتارتان را تغییر دهید. متأسفانه، آن‌قدر به رفتارهایمان عادت کرده‌ایم که هرگز سعی نمی‌کنیم آن را دگرگون کنیم. به‌بیانی­دیگر، ما در واکنش شرطی خود فرو  رفته‌ایم.

واکنش‌هایمان باید در برابر دیگرانی چون همسر، فرزندان، همکاران، مشتریان، ارباب‌رجوع، دانش‌آموزان و تمام این دنیای بزرگ کنترل شود.

باید کنترل دوباره‌ی فکرها، تصورها، رؤیاها و رفتارهای روزانه‌ی خود را به دست آوریم.

مشخص کنید که چرا اینجا هستید | کتاب درود بر خودم

یاد بگیرید با سکوت درونی خود پیوندی برقرار کنید و بدانید که هر چیزی در زندگی، هدف و معنایی دارد. همه‌ی ما با داشتن هدفی در زندگی متولد می‌شویم. شاید مهم‌ترین کاری که موفق­ها انجام می‌دهند، تعیین، شناخت و گرامی‌داشت هدف است. آن‌ها می‌خواهند بفهمند در اینجا چه می‌کنند و سپس آن را با خوش‌بینی و هیجان دنبال می‌کنند. آن‌ها می‌دانند که روی این کره‌ی خاکی کاری هست که باید انجام دهند؛ پس هدف زندگی را کشف می‌کنند و با قاطعیت آن را دنبال می‌کنند.

وقتی هدف دارید، کاری را انجام می‌دهید که عاشقش هستید و تلاش می‌کنید از مسیر منحرف نشوید و آن‌گاه است که منابع، مردم و فرصت‌های موردنیاز، به‌طور طبیعی به‌سوی شما جذب می‌شوند.

 سپس الهام‌بخش دیگر انسان‌ها می‌شوید تا آن‌ها نیز برای رسیدن به هدفشان قدرتمند شوند. این‌ها ممکن نیست مگر از طریق شاد بودن، عاشق بودن، پُراحساس بودن، قدرتمند بودن و توکل بر خدا که شادیِ مطلق است و همیشه در دسترس ماست؛  به‌ویژه در زمان‌هایی که با خلوص نیت و عاشقانه، به همه‌ی مخلوق‌های خداوند خدمت می‌کنیم.

زمانی‌که هدف خود را مشخص کردید و حاضر شدید عاشقانه آن را انجام دهید، از خطر بیکار شدن، تنها ماندن، مورد تمسخر قرار گرفتن، مورد قضاوت بی‌جا قرار گرفتن و رد شدن از سوی دیگران نترسید؛ زیرا تغییر‌ کردن به تلاش و استقامت نیاز دارد.

خود را تسلیم شور و شوق اصلی‌تان کنید و از سیستم هدایت درونی خود بهره ببرید و به آرزوهای خود وفادار باشید. سیستم هدایت درونی شما از روی میزان شادی و رضایتی که احساس می‌کنید، به شما می‌گوید که هدف دارید یا خیر. زیرا هرآنچه بیشترین شادی را به شما هدیه می‌کند، به‌یقین در راستای هدف شما قرار دارد. زندگی خود را با انجام هر کاری که بیشتر از آن لذت می‌برید و دوستش دارید تطبیق دهید و برای گذران زندگی‌تان نیز بر اساس آن برنامه‌ریزی کنید. آن‌گاه در نقش خود منحصربه‌فرد می‌شوید؛ چراکه بی‌تردید کاری هست که تنها شما می‌توانید آن را انجام دهید.

سعی کنید همه‌ی این‌ها را در آرامش، زمان مراقبه، استراحت در سکوت و زمانی‌که در حالت عمیقِ دوست‌داشتن قرار گرفتید، تعیین کنید.

با رؤیاهای دیگران زندگی نکنید | کتاب درود بر خودم

یعنی اینکه ارتباط خود با نیازها و تمایل‌های قلبی‌تان را از دست ندهید و به این نپردازید که دیگران از شما چه می‌خواهند تا برایشان انجام دهید. در واقع، به‌دنبال تأیید دیگران نباشید. خروارها کار هست که نمی‌خواهید انجام دهید و به‌جای آن می‌خواهید افراد بسیاری را خشنود کنید! بیایید بدون ترس، خجالت یا ممنوعیت، به خواسته‌های واقعی خود برگردید و با احساس واقعی خود ارتباط برقرار کنید و چیزی کمتر از خواسته‌ی واقعی خود نخواهید. هرگز از جمله‌­هایی نظیر نمی‌دانم، اهمیت نمی‌دهم، برایم مهم نیست و غیره استفاده نکنید.

کسانی به اوج می‌رسند که رؤیاهای بزرگ‌تری دارند

اغلب ما را این خطر تهدید می‌کند که فکر می‌کنیم اگر هدف ما خیلی بزرگ باشد به آن نمی‌رسیم، ولی اگر هدف ما خیلی کوچک باشد به آن می‌رسیم.

می‌خواهم شما را تشویق کنم که به‌هیچ­وجه رؤیای خود را محدود نکنید و بگذارید به همان عظمتی که هست باقی بماند.

رؤیاهای بزرگ انسان‌های بزرگ را به خود جلب می‌کند. این را بدانید که برای خلق رؤیای بزرگ، بیشتر از خلق رؤیای کوچک به انرژی نیاز ندارید. یکی از تفاوت‌های موجود میان افراد موفق و دیگر مردم دنیا این است که آن‌ها به‌راحتی رؤیاهای بزرگ‌تری برای خود در نظر می‌گیرند.

جان. اف. کِندی آرزوی گام ‌ گذاشتن انسان بر کره‌ی ماه را در سر داشت …، مارتین لوتر کینگ رؤیای داشتن کشوری بدون تعصب وعاری از بی‌عدالتی را در سر داشت …، بیل گیتس رؤیای دنیایی را در سر داشت که در آن همه‌ی خانه‌ها رایانه‌ی متصل به اینترنت داشته باشند … .

این افراد از دریچه‌های متفاوت به دنیا می‌نگرند. آن‌ها بر این باورند که هیچ‌چیز ناشدنی نیست و همچنین بر این باورند که خودشان در خلق آن بی‌تأثیر نیستند؛ درنتیجه، کاملاً به کاری که می‌خواستند انجام دهند، اِشراف داشتند.

اگر انتخاب‌های خود را به آنچه ممکن و منطقی به نظر می‌رسد محدود کنید، خود را از خواسته‌ی واقعی‌تان دور کرده‌اید و آنچه بر جای می‌مانَد، تنها سازش و مصلحت است.

اجازه ندهید دیگران با حرف‌های خود، شما را از رؤیاهایتان دور کنند؛ زیرا آن افراد دزدانِ رؤیا هستند!

داستان فیل و طناب | کتاب درود بر خودم

احتمالاً پیش‌تر این حکایت را شنیده‌اید که به بچه‌فیل در زمان تولد یاد می‌دهند که به هر فضای کوچکی قانع باشد. مربیِ او پایش را با طناب به پایه‌ای چوبی که پیش‌تر در زمین فرو کرده است، می‌بندد. این کار بچه‌فیل را زندانی می‌کند و او تنها ناحیه‌ای را که بلندی طناب به آن می‌رسد، می‌شناسد؛ یعنی همین نقطه‌ی امن. نخست بچه‌فیل نمی‌تواند طناب را پاره کند و باید در محدوده‌ای که با طناب تعیین شده است، باقی بماند. هنگامی‌که بچه‌فیل بزرگ می‌شود و به‌اندازه‌ی مجسمه‌ای پنج تُنی در می‌آید، به‌راحتی می‌تواند همان طناب را پاره کند؛ ولی حتی امتحان هم  نمی‌کند! چون یاد گرفته است که نمی‌تواند طناب را پاره کند. به‌این‌ترتیب، بزرگ‌ترین فیل‌ها را می‌توان با نازک‌ترین طناب‌ها زندانی کرد.

شاید این توصیفی از شرح‌حال شما نیز باشد. شما هنوز در منطقه‌ی امن خود با چیزهایی به ضعیفی و نازکی همان طنابی که فیل را کنترل می‌کند، به دام افتاده‌اید، با این تفاوت که طناب شما فکرها و تصورهایی است که خود دریافت و باور کرده‌اید و در طول عمرتان آن‌ها را تقویت کرده‌اند.

حال چطور می‌توانید منطقه‌ی امن خود را تغییر دهید؟ این امر به سه روش امکان‌پذیر است:

  1. می‌توانید از تکرار جمله‌های مثبت و گفت­وگوی درونی مثبت با خود استفاده کنید، تا آنچه را می‌خواهید داشته باشید. هر کاری که می‌خواهید انجام دهید و آنچه می‌خواهید باشید.
  2. می‌توانید تصویرهای درونی جدید و قدرتمندی از داشتن، انجام‌دادن و بودنِ آنچه می‌خواهید، خلق کنید.
  3. می‌توانید به‌سادگی رفتار خود را تغییر دهید.

«کسانی‌که منتظر می‌شوند، به خواسته‌های خود می‌رسند؛ تنها به باقی‌مانده‌ی خواسته‌های افرادی می‌رسند که پیش از آن‌ها شتاب کردند.» آبراهام لینکلن

اما دنیا به دانسته‌ها و علم شما پاداش نمی‌دهد؛ بلکه برای عمل به آن دانسته‌ها پاداش می‌دهد. وقتی تلاش می‌کنید، به اطرافیانتان اجازه می‌دهید تا بدانند که شما در مورد قصد و نیت خود جدی هستید و باید اقدام کرد. موفقیت یعنی اینکه در بیشتر موارد، بیشتر و زودتر و بهتر اقدام کنید. تا زمانی‌که اقدام نکنید، هیچ اتفاقی نمی‌افتد.

شکست بخور، ولی پیش برو! | کتاب درود بر خودم!

هیچ انسانی تابه‌حال بزرگ نشده است، مگر از راهِ گذراندنِ اشتباه‌های بزرگ. بیشتر مردم نمی‌توانند اقدام کنند؛ چون از شکست می‌ترسند.

افراد موفق می‌دانند که شکست بخشِ مهم روند یادگیری است.

از سوی دیگر، شکست تنها راهِ یادگرفتن از طریق آزمون و خطاست. نه‌تنها باید از شکست نترسید، بلکه نیاز دارید که به شکست‌خوردن تمایل داشته باشید.

از شکست‌هایتان درس بگیرید. دلیل اینکه افرادِ بسیارموفق زیاد می‌دانند، این است که مرتکب اشتباه‌های بسیاری شده‌اند.

اشتباه‌ها فرصت‌هایی هستند که موضوع‌هایی جدید به ما یاد می‌دهند.

ترس را احساس نکنید و در هر صورت آن را از سر بگذرانید | کتاب درود بر خودم!

تنها یک‌بار به دنیا می‌آییم؛ یا می‌توانیم پاورچین پاورچین از زندگی گذر کنیم و امیدوار باشیم بدون اینکه به‌شدت در زندگی خود فرسوده شویم، بمیریم یا می‌توانیم زندگی کاملی را سپری کنیم و به همه‌ی هدف‌های خود برسیم و بدانیم که رام‌نشدنی‌ترین هدف‌هایمان کدام هستند.

کوین سوربو هنرپیشه‌ای که در مجموعه­ی تلویزیونی هرکول آغاز به کار کرد، می‌گوید: «من هم در جاهایی احساس ناامنی کرده‌ام، اما از آنچه در مورد آن احساس ناامنی می‌کنم، جدا نمی‌شوم؛ بلکه به دنبالش می‌روم و می‌گویم از چه بترسم؟ به‌یقین، میانگینی از افراد موفق می‌توانند به شما بگویند که خیلی بیشتر از دفعه‌هایی که موفق شده‌اند، شکست خورده‌اند. تعداد شکست‌های خودِ من بسیار بیشتر از تعداد موفقیت‌هایم بوده است. در مقابلِ هر تجارتی که به‌دست‌آورده‌ام، دویست مورد را از دست داده‌ام یا اصلاً  به‌دست نیاورده‌ام. باید به‌دنبال چیزی بروید که از آن می‌ترسید.»

از سوی دیگر، افراد موفق هم مانند ما ترس را احساس می‌کنند؛ اما اجازه نمی‌دهند آن‌ها را از کاری که می‌خواهند یا مجبورند انجام دهند، باز دارد. آن‌ها فهمیده‌اند که ترس چیزی است که باید از آن آگاهی پیدا کرد و سپس بر آن چیره شد.

باور داشتن خود یک نگرش است | کتاب درود بر خودم

اگر می‌خواهید در خلق زندگی رؤیایی‌تان موفق باشید، باید باور کنید که توانایی و صلاحیت آن را دارید و کاری کنید که اتفاق بیفتد. باید باور کنید ویژگی‌های درستی دارید که می‌توانید آن را درست انجام دهید. باید عزت‌نفس و اعتمادبه‌نفس داشته باشید و از توانایی‌ها، منابع درونی، هوش و مهارت‌های خود، برای خلق نتیجه‌های دلخواهتان استفاده کنید.

درست است که اگر والدین حمایت‌گر و مثبتی داشته باشید، به شما کمک می‌کند؛ اما حقیقت این است که بیشترِ ما توسط والدینی کمال‌گرا تربیت شده‌ایم که ناخواسته همه‌ی باورهای محدودکننده و شرایط منفی را که خود با آن‌ها بزرگ شده‌اند، به ما منتقل کرده‌اند.

اما یادتان نرود که گذشته، گذشته است و مقصر شمردن آن‌ها هم فایده ندارد. حال وظیفه‌ی شما این است که بارِ مسئولیت، درک و برداشت از خودتان و باورهایتان را بر دوش بگیرید. باید خوب و درست انتخاب کنید و آنچه را در ذهن دارید، عملی کنید.

انسان‌ها ظرفیت‌های نامحدودی دارند، ولی نمی‌دانند چه کاری می‌توانند انجام دهند و متأسفانه، با جمله‌ی «من نمی‌توانم»، روان خود را با این نیرو خنثی می‌کنند.

باور کنید که شما توانایی انجام هر کاری را دارید. تصمیم بگیرید و از همین الآن آغاز به تلاش در جهت به‌دست آوردن آن کنید. به اینکه دیگران در موردتان چه فکری می‌کنند، اهمیت ندهید.

نزدیک‌به صدها انسان بسیار موفقی که برای نگارش این کتاب با آنان مصاحبه کردم، به من گفتند: «من در زمینه‌ی کاری خود بسیار باهوش نبودم، اما این باور را انتخاب کردم که هر چیزی ممکن است. بیشتر از دیگران مطالعه، تمرین و کار کردم؛ به‌همین‌دلیل به جایی رسیدم که اکنون در آن قرار دارم».

یادتان باشد هنگامی‌که کسی شما را باور ندارد، شما باید خودتان را باور کنید و همین شما را برنده می‌کند. اصلاً به شما ربطی ندارد که دیگران در موردتان چه فکری می‌کنند.

به هدف‌ها، خواسته‌ها و تصمیم‌های خود توجه کنید؛ به ندای قلب خودتان پاسخ دهید و هرگز نگران تفکر دیگران در مورد خود نباشید.

به قانون «18/40/60» دکتر دانیال آمن توجه کنید:

«در  هجده سالگی، نگران تفکر دیگران در مورد خودتان هستید. وقتی چهل ساله می‌شوید، اهمیتی نمی‌دهید که دیگران در مورد شما چه فکری می‌کنند؛ و زمانی‌که شصت ساله می‌شوید، پی می‌برید که اصلاً هیچ‌کس در مورد شما فکر نمی‌کرده است! تعجب نکنید مردم به‌قدری سرگرم مسائل زندگی خود هستند که به یاد شما نمی‌افتند و اگر هم بیفتند، نگران این هستند که شما درباره‌شان چه فکری می‌کنید! پس بهتر است زمانی را که برای نگران ‌شدن در مورد اینکه مردم درباره‌ی لباس، خانه و عقیده‌ها و هدف‌های شما چه فکری می‌کنند، هدر ‌دهید، صرف تفکر و اندیشیدن در مورد انجام کارهایی کنید که شما را به هدف‌هایتان می‌رساند».

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در حال بارگذاری ...