سقوط کمپانی‌های بزرگ در مرحله دوم

کمپانی‌های بزرگ به‌‌‌دلیل رضایتمندی سقوط می‌کنند. ده کمپانی از یازده کمپانی بزرگ موردتحقیق جیم کالینز، به‌‌‌رغم نشان دادن رفتارهایی در نارضایتی، باز هم سقوط کردند.

شرکت ادرسوگراف، مرحله‌‌‌ی دوم: ۱۹۷۱ ـ ۱۹۵۶

• درک درست تهدید از طرف زیراکس، بعدها با نام چارلز برانینگ (Charles Bruning) ظاهر شد که برای رقابت بیشتر محصول Bruning 3000 را تولید کرد اما محصولش با شکست مواجه شد.

• ماشین نسخه‌‌‌برداری + دستگاه کپی (۱ـ AMCD) را پیشرفته‌‌‌تر ساخت اما این محصول هیچ‌‌‌گاه وارد بازار نشد؛ زیرا فاقد توانایی کپی دوطرفه بود. تولید با اشکالاتی مواجه شد و در رقابت با تولیدات داخلی شکست خورد.

• برنامه‌ای سریع برای توسعه‌‌‌ی محصولات جدید را به‌‌‌راه‌‌‌انداخت و طی سه سال ۲۳ محصول جدید تولید کرد.

ایمز، مرحله‌‌‌ی دوم: ۱۹۸۸ ـ ۱۹۸۲

• با کسب یک‌سری منافع چشمگیر رشد کرد. • بی باکانه از روستاها به‌‌‌سمت شهرها تمرکز کرد. • با تکیه بر ماجراجویی‌های تجربی دست به راه‌‌‌اندازی فروشگاه‌های لوازم‌‌‌تحریر، اجناس متنوع صنایع‌‌‌دستی و لوازم سرگرمی زد. • فروشگاه‌های زنجیره‌ای «زیر» را ایجاد کرد با این امید که اندازه‌‌‌ی کمپانی را به دو برابر برساند. • طی پنج سال متوالی بین سال‌های ۱۹۸۳ تا ۱۹۸۸، پنج بار فروشش را افزایش داد.

بانک آمریکا، مرحله‌‌‌ی دوم: ۱۹۷۹ ــ ۱۹۷۰

• رشدی وسیع و حد بین‌‌‌المللی داشت. در سال ۱۹۶۰، شعبه‌های بین‌‌‌المللی‌اش را از کمتر از ۲۰ به بیش از ۹۰ رساند که بین سال‌های ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۷ شعبه‌های ماوراءالبحار و ملحقات آن به بیش از ۳ برابر رسید.

به‌‌‌خاطر قرض گرفتن‌های بین‌‌‌المللی، هم‌‌‌زمان با افزایش تأسیس شرکت‌ها در بازارهای خارجی، قدرت از دستش خارج شد.

• طی یک اقدام، ای. دبلیو کلاوسن (A. W. Clausen) به منصب رئیس هیئت‌‌‌مدیره منصوب شد:

«کلمه‌‌‌ی رمز ما باید عمل باشد ــ اشتباهمان باید اشتباهات تصمیم‌گیری باشد نه مربوط به اشتباهات بدترِ ناشی از فقدان تصمیم‌گیری».
• دست به تأسیس شراکتی عمده و بی‌‌باکانه با ریسک بالا زد: سرمایه‌‌‌گذاری مستقیم در کمپانی‌های کوچک تکنولوژی.

• دارایی‌اش از سال ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۴ دوبرابر شد و مجدداً از سال‌های ۱۹۷۴ تا ۱۹۷۹ تقریباً دوبرابر گشت. Bank of American را که قبلاً به ثبت رسیده بود، به ویزاکارت تبدیل کرد که همه‌‌‌جا قابل‌‌‌استفاده بود.

• در اواخر سال ۱۹۷۰، رشد چشمگیری در نرخ ثابت رهن‌ها، وام‌های کشاورزی، مراکز اعطای وام و وام‌های گرفته‌‌‌شده در کشورهای ناامن در آمریکای لاتین و آفریقا اتفاق افتاد.

سیرکوئیت سیتی، مرحله‌‌‌ی دوم: ۱۹۹۷ ــ ۱۹۹۲

• تعهد کرد رشد چشمگیری داشته باشد، به‌‌‌طوری‌‌‌که در سال ۱۹۹۶ تا پایان سال ۲۰۰۰ برآورد نمود که درآمدهایش به دوبرابر، یعنی ۱۵ میلیارد دلار برسد.
همچنین، پیش‌‌‌بینی کرد فروشگاه‌های بزرگ سیرکوئیت سیتی در سال ۲۰۰۰ به ۸۰۰ شعبه برسد: رشدی ۸۰ درصدی طی سال ۱۹۷۷٫
• درآمدهایش به ۷/۲ برابر رسید (از ۸/۲ میلیارد دلار به ۷/۷ میلیارد دلار) طی پنج سال بین سال‌های ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۷ با میانگین نرخ رشد ۲۲ درصد در سال رسید.
• تعهد داد کار مکس، را به‌‌‌عنوان کاسبی‌‌‌ای جدید راه‌‌‌اندازی کند. در سال ۱۹۹۷، با کار مکس از درآمد صفر به ۵۱۰ میلیارد دلار رسید. در سال ۱۹۹۷، برای رشد، تدارک ۴۱۲ میلیون سهم را دید؛ با این هدف که تعداد فروشگاه‌های کار مکس را تا سال ۲۰۰۱ به ۸۰ فروشگاه برساند.
• شروع به تولید دایویکس کرد؛ تکنولوژی جدید ویدئویی خانگی‌‌‌ای که حق تعویض و نیز سیستمی اجاره‌ای برای تماشای فیلم در منزل داشت.

اچ پی، مرحله‌‌‌ی دوم: ۱۹۹۱ــ ۱۹۹۲

• بین سال‌های ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۷، درآمدی ۶/۲ برابری (از ۴/۱۶ میلیارد دلار به ۹/۴۲ میلیارد دلار) داشت که باعث شد رشد میانگین بالاتری نسبت به دستاوردهای ۲۵ ساله طی ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۶ داشته باشد.

• به‌‌‌سرعت محصولات جدید را گسترش داد. در سال ۱۹۹۳، هفتاد درصد سفارش‌های اچ پی حول‌‌‌وحوش محصولاتی بود که در دو سال قبل معرفی کرده بود؛ که نسبت به ده سال قبل ۳۰ درصد اضافه شده بود.

• در سال ۱۹۹۶، به‌‌‌عنوان «کمپانی‌‌‌ای با بهترین عملکرد» در آمریکا و توسط فوربز معرفی شد و از جی ای (GE)، جانسون اند جانسون و اینتل پیشی گرفت. در آن مقاله، این‌‌‌گونه آمده بود: «عملکرد درجه یک شرکت: با بوی اسکاتز (Boy Scouts) غوغا کرد.»

• لو پلت (LEW Platt)، رئیس هیئت‌‌‌مدیره برای رسیدن به کامیابی دست به نبردی زد و اقدام به تغییر اچ پی کرد. او می‌گفت: «بیم افتادن در دام غرور، همان چیزی بود که شب‌‌‌ها شما را بیدار نگه می‌داشت. باید آگاه باشید که هر چیزی که در گذشته شما را موفق کرده، لزوماً باعث موفقیت‌تان در آینده نمی‌شود.»

پلت بر این باور بود که بهترین دفاع، انحصاراً خراب کردن خود و دوباره بازسازی است. او می‌گفت: «این مخالف طبیعت بشر است. اما شما باید کار و کسبتان را وقتی هنوز فعال است، عوض کنید. کار من ایجاد محیطی است که جنون را تشویق می‌کند».

• در صنعت تولید پرینتر، با ایجاد چرخه‌ای مشابه با اینتل، میدان رقابت شدید نمایان شد: «با تولید بعدی از محصولات بهتر، درست همان وقتی که رقبا هنوز درگیر محصولات رایج هستند، ظاهر شوید.»

• «رقبا را با بالا بردن قیمت نابود کنید و به‌‌‌سرعت چرخه را تکرار کنید.»
این مدل را برای کامپیوترهای شخصی اجرا کرد و طی چهار سال از رتبه‌‌‌ی یازدهم به جایگاه سوم رسید.

• با خرید وری فون (Veri Fon) و پیشتاز بودن در عقیده‌ی «دانش سودمند» حرکت روبه‌‌‌جلوی قابل‌‌‌توجهی در تجارت الکترونیک انجام داد تا بتواند وسایل دیجیتالی را به‌‌‌سهولت و استحکام توسط ابزار مخصوص به دیوار نصب کند و بعد از آن به عکاسی دیجیتال رو آورد.

مرک، مرحله‌‌‌ی دوم: ۱۹۹۸ ــ ۱۹۹۳

• در سال ۱۹۹۳، با شش میلیارد دلار، توانست به شرکت بیمه‌‌‌ی خدمات اقتصادی مدکو (Medco) دست یابد (با درآمد پایه‌‌‌ی ۷/۹ میلیارد دلار در سال ۱۹۹۲)؛ مدکو برای کنترل موضع‌‌‌گیری در محیطی خصمانه خریداری شد.

• اولین تجارت معتبر را به‌‌‌عنوان پیشگام دررشد کمپانی برقرار کرد، نقشه داشت تا با سرمایه‌‌‌گذاری در بنیاد آر اند دی به ساخت دارو دست یابد. در مدیریت کنترل داروسازی قدرتمند شد و سودآوری‌‌‌اش را به‌‌‌واسطه‌‌‌ی تجارت دارو حفظ کرد.

• ماجراجویی‌های علمی را ادامه داد؛ تا جایی که از کمپانی‌های دیگر داروسازی جلو افتاد و ترکیبات جدیدی ثبت کرد.

• پیشگام در تغییرات بزرگ سازمانی بود، «گروه استراتژی تجارت جهانی» را راه‌اندازی کرد که هربار بر یک بیماری عمده تمرکز می‌کرد، تا محصول و بازار آن را توسعه دهد.

موتورولا، مرحله‌‌‌ی دوم: ۱۹۹۵ ــ ۱۹۹۰

• به‌‌‌دنبال دو برابر شدن طی هر پنج سال بود. از سال ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۵، عوایدش از ۱۱ میلیارد دلار به ۲۷ میلیارد دلار رسید.

• قویاً خودش را شرکتی با تنوع بالا نشان داد: بی‌‌‌سیم، سلول‌های خورشیدی، لوازم الکترونیکی و با سرمایه‌‌‌گذاری از راه دور در چین (با این سرمایه‌‌‌گذاری در سال ۱۹۹۶، بالاترین رقابت را در آمریکا نسبت به کمپانی‌های دیگر داشت) جهان‌‌‌شمول شد.

• از ایریدوم در پروژه‌‌‌ی ارتباطات ماهواره‌ای استفاده کرد و پیشرفتی کامل انجام داد (وارد ال ال سی جداگانه در سال ۱۹۹۱ شد).
• بزرگ‌‌‌ترین شرط‌بندی را در میکرو پردازشگر‌های قدرتمند برای کامپیوترهای شخصی (PC) انجام داد (در شراکت با آی بی ام و اپل)، تا با اینتل رقابت کند.
• در سطح بالا شروع به نوآوری کرد، حق ثبت‌‌‌هایش را از تعداد ۶۱۳ در سال ۱۹۹۱، به ۱۰۹۶ ثبت در سال ۱۹۹۵ رسانید.
• منادی شعار «کمپانی مایل است شخصاً محصولات خودش را از رده خارج کند» بود.
• پیشگام کیفیت سیکس سیگما (Six Sigma) بود: یکی از اولین کمپانی‌هایی که تنها ۴/۳ نقص را در هر یک میلیون تولید داشت.
• مشوق «مکتب مبارزه» بود تا بهترین تکنولوژی و ایده‌های شخصی در تجارت را تضمین کند.

رابرمید، مرحله‌‌‌ی دوم: ۱۹۸۰ــ ۱۹۹۳

درآمدهایش به بیش از شش برابر افزایش یافت و بین سال‌های ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۳ تقریباً پانزده برابر شد. در یک نقطه، در چهل فصل متوالی، رشد عایدی داشت.

• در صنعت اتومبیل، بدعت جدیدی نهاد. در سال ۱۹۹۱، بیش از ۳۰ درصد درآمدش را از تولید محصولات معرفی‌‌‌شده طی پنج سال گذشته‌‌‌اش به‌‌‌دست آورد.

• از اوایل ۱۹۹۰، موفق شد هر ۱۲ تا ۱۸ ماه طبقه‌‌‌بندی جدیدی به بازار بیفزاید.

• شتاب رشد و خودتغییری را افزایش داد: «ما مجبوریم پیوسته خود را تغییر دهیم». «رشد واقعی و بزرگ ما وقتی است که فروش و عوایدمان را به دوبرابر برسانیم و هر پنج سال درآمدمان افزایش یابد.»

اسکات پیپر، مرحله‌‌‌ی دوم: ۱۹۷۰ ــ ۱۹۶۲

• بنیان‌‌‌گذار تغییر در راستای رشد بود. کارخانه‌‌‌ی تولید کاغذ کتاب، کمپانی تولید روکش پلاستیکی، کمپانی‌‌‌ای را که کیت‌های آموزشی تعلیم K-12 تولید می‌کردند، خریداری کرد.

سپس، کمپانی تولیدات یک‌‌‌بارمصرف را با ایده‌‌‌هایی خلاقانه مثل لباس‌های کاغذی یک‌‌‌بارمصرف و گان‌های تضمین‌‌‌شده به‌‌‌راه‌‌‌انداخت.

آن‌‌‌گاه، با حرکت روبه‌‌‌جلو به تولید وسایل چوبی پیش‌ساخته دست زد. • نشان تجاری مدیریت را کسب کرد. نشان مدیرانی که دربرابر عواید محصولات و درازای تحقیقات و نیز در برابر تولیدات، تبلیغات و فروششان مسئولیت داشتند.

تغییری درخور نسبت به سیری که تا پیش از آن پیموده بودندــ هم‌‌‌زمان،اسکات در اوایل سال ۱۹۶۰، در مقابل تهدید پی اند جی پاسخی قاطع نشان نداد (بعضی مدارک حاکی از این است که شرکت، یک فرهنگ «اصیل» داشته که فاقد روحیه‌‌‌ی مبارزه بوده است.)

زنیت، مرحله‌‌‌ی دوم: ۱۹۷۴ـــ ۱۹۶۶

• سال ۱۹۵۹ با رسیدن به آرزوی اول شدن در آمریکا. بازار تلویزیون‌های سیاه و سفید را در دست گرفت. • با آرزوی پیوستن به آر سی ای (RCA)، در سال ۱۹۷۲، به اولین تولیدکننده‌‌‌ی تلویزیون‌های رنگی تبدیل شد. • سرمایه‌‌‌گذاری بزرگی بر ایده‌ی رؤیایی تلویزیون ارزان‌‌‌قیمت انجام داد اما موفق نشد. بیشتر به این خاطر که زینت تقریباً دو دهه جلوتر از زمانه‌‌‌ی خودش بود. • از سال ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۳، به‌‌‌منظور افزایش ظرفیت، در حد چشمگیری در تایوان، هنگ‌‌‌کنگ، مرزهای مکزیک و هر جای ممکن سرمایه‌‌‌گذاری کرد. • پولی را برای تولید لوازم الکترونیکی در آمریکا اختصاص داد تا با شرایط دشوار اقتصادی جهان وارد رقابت شود. • شهرتی را برای سریع‌ترین تعقیب‌‌‌‌کننده در زمینه‌‌‌ی تکنولوژی به‌‌‌دست آورد: هم‌‌‌زمان در هر راه جدیدی که یافت می‌شد، دلیرانه گام برمی‌داشت.

ای اند پی، مرحله‌‌‌ی دوم: ۱۹۶۳ ـ ۱۹۵۸

• شناخته‌‌‌شده به‌‌‌عنوان «سلطان انزوا» که به‌‌‌خاطر شهرتش در کناره‌گیری و مقاومت دربرابر هرگونه تغییری بود: با این شعار اصلی که «شما نمی‌توانید با صدها سال موفقیت مبارزه کنید».

• میزان ۴۰ درصد از سهام اولیه‌اش را به تأسیس هارتفورد (Hart Ford) اختصاص داد که سود سهام زیادی را می‌طلبید. از سال ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۲ از ثبت درآمد بالا، به ثبت سود سهام بالا متمایل شد و بیش از ۹۰ درصد از سود سهامش را در این کار هزینه کرد.

• در مقایسه با رقیبانش، سرمایه‌‌‌گذاری کمتری در افتتاح فروشگاه‌های جدید می‌کرد. در سال ۱۹۲۶، با ۳۳ درصد رشد حجم و ۳۶ درصد رشد در تعداد فروشگاه‌‌‌ها، فقط ۱۸ درصد از سرمایه‌‌‌گذاری‌های اولیه را به گسترش و تأسیس فروشگاه‌های زنجیره‌ای تاپ تن اختصاص داد.

• به فروشگاه‌‌‌ها اجازه داد تا خودشان را ویران کنند؛ درحالی‌‌‌که رقبایشان اقدام به سرمایه‌‌‌گذاری در تشکیلات فروش‌های کلان کردند که درنهایت به سوپرمارکت تبدیل شدند، ای اند پی هنوز درگیر فروش قدیمی‌اش بود.