بایگانی برای بلاگ انتشارات هورمزد

۱۰ آموخته استفان کاوی از هفت عادت مردمان موثر

استفان کاوی

استفان کاوی در سراسر جهان از مقام‌های قابل احترام در مورد رهبری کردن بوده است. او کارشناس کارهای خانوادگی، استاد، مشاور سازمانی و نویسنده‌ای است که زندگی‌اش را وقف آموزش زندگی کردن براساس اصل‌های درست و رهبری درست خانواده‌ها و سازمان‌ها کرده است. او مدرک مدیریت بازرگانی را از دانشگاه‌ هاروارد و دکتری را از دانشگاه بریگهام یانگ گرفت و همان‌جا به‌عنوان استاد واحدهای رفتاری سازمانی و مدیریت در تجارت و نیز مدیر رابطه‌های دانشگاه و دستیار رئیس دانشگاه مشغول به کار شد.

دیگر کتاب‌های پرفروش او «مهم ترین‌ها را اول انجام دهیم»، «رهبری اصول محور» و «هفت عادت خانواده‌های بسیار تأثیرگذار» است که بیش از ۲۰ میلیون نسخه از این کتاب‌ها به ‌فروش رفته است.

او پدر نه فرزند و پدربزرگ چهل و سه نوه است و در سال ۲۰۰۳ جایزۀ پدر برتر را از موسسۀ ملی گرفت که از لحاظ او، پرمعنی‌ترین جایزه‌ای بوده است که تاکنون دریافت کرده است. دیگر جایز‌ه‌هایی که به دکتر کاوی تعلق گرفته است شامل جایزۀ کالج توماس مور برای خدمات پیوستۀ او به بشر، سخنگوی برتر در سال ۱۹۹۹ و مرد صلح سال ۱۹۹۸، کارگزار برتر بین‌المللی در سال ۱۹۹۴ و کارگزار کشوری برتر برای کامیابی در رهبری کردن کارگزاری‌هاست. از نظر مجلۀ تایم، دکتر کاوی به‌عنوان یکی از ۲۵ نفر مؤثرترین آمریکایی‌ها شناخته شده و چند دکترای افتخاری را دریافت کرده است.

نگاهی به کتاب هفت عادت مردمان موثر استفان کاوی

از زمانی که کتاب هفت عادت مردمان مؤثر برای اولین بار به چاپ رسید، دنیا به‌طور شگفت‌انگیزی دگرگون شد. در واقع زندگی، پیچیده، پراسترس و پر از نیاز است. ما از عصر صنعتی به عصر اطلاعات گذر کرده‌ایم که نتیجه‌های زیادی را در پی داشته است. از طرف دیگر امروزه با چالش‌هایی در زندگی‌ شخصی، خانوادگی و کاری خود روبه‌رو هستیم که در یک یا دو دهۀ قبل به هیچ وجه قابل تصور نبود. این چالش‌ها به‌خاطر نظم و ترتیب جدید مسأله‌ها و نیز تفاوت آن‌ها با مسائل دوره‌های پیشین است.

شاید بخواهید این مطلب را ببینید: ترجمه کتاب خاطرات میشل اوباما در ایران

۱۰ آموخته استفان کاوی از هفت عادت مردمان موثر

کتاب «زندگی براساس هفت عادت» در اختیار دیگران قرار دهند و قدرت دگرگون‌کنندۀ اصل‌های درست را در هر نوع از محیط‌های شخصی، خانوادگی و سازمانی بدون توجه به شرایط، جایگاه سازمانی و یا تجربه‌های پیشین زندگی نشان دهند. خیلی چیزها را آموخته‌ام و یا تقویت کرده‌ام. ده آموخته‌اش را به‌صورت خلاصه ذکر می‌کنیم

استفان کاوی | هفت عادت مردمان مؤثر | انتشارات هورمزد

۱ آموخته استفان کاوی از هفت عادت مردمان موثر

اهمیت درک تفاوت بین اصل‌ها و ارزش‌ها، این اصل‌ها قانون‌های طبیعی هستند که خارج از ما قرار گرفته‌اند و در نهایت، نتیجۀ عملکردهای ما را کنترل می‌کنند. ارزش‌ها، درونی و ذهنی هستند و نمایانگر قوی‌ترین احساس‌های ما در هدایت رفتارهای خودمان است. خوش‌بختانه ما به اصل‌های ارزشی نیز خواهیم پرداخت، تا بتوانیم به ‌نتیجه‌هایی که می‌خواهیم به ‌گونه‌ای دست یابیم که در آینده، به ‌نتیجه‌هایی بزرگ‌تر برسیم. من این وضعیت را مؤثر بودن، تعریف می‌کنم. هر کسی ارزش‌هایی دارد. حتی دستۀ تبهکاران نیز ارزش‌هایی دارند. ارزش‌ها بر رفتار افراد، مسلط می‌شوند اما این اصل‌ها، نتیجه و عاقبت آن رفتارها را کنترل می‌کنند. اصل‌ها و قانون‌ها، مستقل از ما عمل می‌کنند. آن‌ها بدون توجه به آگاهی ما از آن‌ها، پذیرش آن‌ها، تمایل به آن‌ها، باور به آن‌ها و یا اطاعت از آن‌ها عمل می‌کنند. من به این باور رسیده‌ام که فروتنی ما در تمام فضیلت‌هاست. فروتنی می‌گوید که ما کنترل‌کننده نیستیم، بلکه اصل‌ها، کنترل کننده‌اند. بنابراین ما تسلیم این اصل‌ها هستیم. غرور می‌گوید که ما، کنترل‌کننده هستیم و چون ارزش‌ها بر رفتار ما مسلط هستند، ما به‌سادگی می‌توانیم در زندگی به راه خود برویم. ممکن است ما این کار را انجام دهیم اما عاقبت رفتار ما از این اصل‌ها، ناشی می‌شود و نه از ارزش‌هایمان. بنابراین ما باید برای اصل‌های درست، ارزش قائل شویم.

۲ آموخته استفان کاوی از هفت عادت مردمان موثر

از تجربه‌های سراسر دنیا دربارۀ‌ این مطلب به این درک رسیده‌ام که ماهیت جهانی این اصل‌ها، این مطالب را دربرگرفته است. نمودها و کاربردها ممکن است تغییر کنند و در هر فرهنگ‌، حالتی خاص داشته باشند، اما اصل‌ها، یکسان هستند. من اصل‌های به کار رفته در هفت عادت را در تمام شش مذهب دنیا یافته‌ام و وقتی در آن فرهنگ‌ها، به‌ مردم آموزش می‌دادم، به‌واقع از نوشته‌های مقدس آن مذهب‌ها نقل ‌قول می‌کردم. من این کار را در خاورمیانه، هند، آسیا، استرالیا، اقیانوس آرام جنوبی، آمریکای جنوبی، اروپا، آمریکای شمالی، آفریقا و میان سرخ‌پوستان و مردم بومی نیز انجام داده‌ام. همۀ ما، مرد و زن مثل هم هستیم و با مشکلاتی مشابه روبه‌رو می‌شویم، نیازهایی مشابه داریم و در درون با اصل‌های بنیادین سروکار داریم. حس درونی قانون عادت و یا برنده‌/برنده در همۀ ما وجود دارد. حس اخلاقی و درونی و اصل احساس‌ مسئولیت، هدفمندی، اعتدال، احترام، همکاری، ایجاد ارتباط و نوسازی در همۀ ما وجود دارد. این‌ها جهانی هستند. اما کاربردهای آنان، خیر. آن‌ها بسته به‌ وضعیت، حالتی خاص دارند. هر فرهنگ، اصل‌های جهانی را به شیوه‌هایی منحصر‌به‌فرد، تفسیر می‌کند.

۳ آموخته استفان کاوی از هفت عادت مردمان موثر

من کاربردهای سازمانی هفت عادت را دیده‌ام. گرچه از لحاظ تکنیکی، یک سازمان، عادتی ندارد. فرهنگ آن سازمان، عرف، هنجار و یا کدهای اجتماعی دارد که نمایانگر عادت‌ها هستند. همچنین یک سازمان سیستم‌ها، فرایندها و عملکردهایی نهادینه شده دارد. این‌ها نمایانگر عادت‌ها هستند. در حقیقت، در ‌آخرین بررسی، مشخص شد که تمام رفتارها، فردی و شخصی هستند. هر فرد، حتی اگر بخشی از رفتار جمعی در تصمیم‌گیری‌ها باشد، تحت‌تأثیر مدیریت و ساختار، سیستم، فرایندها و کاربردهای آن قرار گرفته است. ما با هزاران سازمان در هر صنعت و شغلی کار کرده‌ایم و فهمیدیم که اصل‌های اساسی به‌کار رفته در هفت عادت، یکسان هستند و تأثیرگذاری را تعریف می‌کنند.

۴ آموخته استفان کاوی از هفت عادت مردمان موثر

شما می‌توانید آموزش هفت عادت را با آموزش هریک از عادت‌ها آغاز کنید. همچنین شما می‌توانید با آموزش یک عادت به سمت آموزش شش عادت دیگر، هدایت شوید.

۵ آموخته استفان کاوی از هفت عادت مردمان موثر

گرچه هفت عادت، بیانگر روش از درون به بیرون است، اما موفق‌ترین کارایی‌اش وقتی است که شما از یک چالش بیرونی شروع کنید و سپس روش از درون به بیرون را در پیش بگیرید. به‌ بیانی دیگر، اگر شما در داشتن رابطه‌ای چالش دارید و در جلب اعتماد و یا ایجاد ارتباط، شکست خورده‌اید. ماهیت روش از درون به‌ بیرون در پیروزی فردی لازم است و به‌ پیروزی همگانی برای حل آن چالش منجر می‌شود. به این خاطر است که بیشتر وقت‌ها من قبل از آموزش عادت‌های ۱ و ۲ و ۳، عادت‌های ۴ و ۵ را آموزش می‌دهم.

۶ آموخته استفان کاوی از هفت عادت مردمان موثر

همبستگی دوسویه ده‌‌ها بار از استقلال فردی، سخت‌تر است. این کار به استقلال احساسی و روانی بیشتری نیاز دارد. چون شما باید برنده‌/برنده فکر کنید در حالی‌که شخص دیگر برنده/بازنده فکر می‌کند. وقتی وجود شما برای درک شدن فریاد می‌زند، این شما هستید که اول باید طرف مقابلتان را درک کنید و وقتی سازش بسیار راحت‌تر است شما باید به دنبال راه‌کار سوم که بهتر است، باشید. به ‌بیانی دیگر، با موفقیت و با شیوه‌های همکاری‌های مبتکرانه با دیگران کار کنید. باید همبستگی دوسویه را وابستگی متضاد بنامیم چون افراد برای اثبات استقلال خود، بر خلاف جهت درست، عمل می‌کنند که ما آن را وابستگی دوسویه می‌نامیم چون آن‌ها برای رفع نیازها و توجیه نقطه‌ضعف خودشان به نقطه‌ضعف‌های دیگران نیاز دارند.

۷ آموخته استفان کاوی از هفت عادت مردمان موثر

شما می‌توانید سه عادت اول را با عبارت «تعهد بدهید و به آن پایبند باشید» خلاصه کنید. و همچنین می‌توانید سه عادت بعدی را با عبارت «دیگران را در مشکل‌ها سهیم کنید و برای راه‌حل‌ با هم کار کنید» خلاصه کنید.

۸ آموخته استفان کاوی از هفت عادت مردمان موثر

هفت عادت، زبانی جدید را ارائه می‌دهد، حتی اگر کمتر از یک جین کلمه و یا عبارت داشته باشد. این زبان جدید، کد است و راهی کوتاه برای گفتن حرف‌های بسیار. وقتی شما به کسی می‌گویید: «آیا این کار، ودیعه‌گذاری بود و یا پسرفت و عقب‌نشینی؟»، «این کار، واکنشی بود و یا از روی پویایی؟»، «روحیۀ مشارکتی داشت و یا سازشی؟»، «برنده‌/برنده بود یا برنده/ بازنده و یا بازنده/برنده؟»، «آیا مهم¬ترین چیزها در درجۀ اول اهمیت قرار دارد و یا چیزهایی که در مرتبۀ دوم اهمیت قرار دارند، اول انجام می‌شوند؟» یا«‌آیا در شروع کار، ابزار و وسیلۀ انجام کار در ذهن وجود دارد و یا نهایت کار؟»، مشخص می‌شود که سراسر یک فرهنگ گسترده با درک و تعهد به اصل‌ها و مفهوم‌هایی که به‌وسیلۀ این کلمه‌های بسیار خاص و کدگونه بیان شده‌اند، تغییر کرده است.

۹ آموخته استفان کاوی از هفت عادت مردمان موثر

تعادل و هماهنگی از وفاداری، ارزشمند‌تر است. یا بهتر بگویم، تعادل و هماهنگی، بالاترین فرم وفاداری است. هماهنگی به معنی هماهنگ شدن با اصل‌های درست است، نه با افراد، سازمان‌ها و یا حتی خانواده. شما ریشۀ بسیاری از مسأله‌ها را که مردم با آن سر و کار دارند در این پرسش خواهید یافت «این کار، رایج (قابل قبول و از روی تدبیر) است و یا از نظر اصل‌ها درست است؟». وقتی ما وفاداری به یک نفر و یا گروه را، به آنچه احساس می‌کنیم انجام دادن آن درست است، برتری می‌دهیم، تعادل و هماهنگی خود را از دست می‌دهیم. ممکن است ما محبوبیت و یا وفاداری دیگران را موقتاً جلب کنیم، اما در ادامۀ این از دست دادنِ هماهنگی، حتی همان رابطه‌ها را بی‌ارزش خواهد کرد. این کار مثل غیبت کردن پشت سر دیگران است. همان شخصی که با او متحد هستید، اگر با کسی دیگر که شما می‌شناسید، پشت سرتان حرف بزند، شما نیز زیر فشار و شرایط دشوار، پشت سر او بددهنی خواهید کرد. منظورم این است که سه عادت اول، نمایانگر تعادل و هماهنگی و سه تای بعدی، وفاداری است. اما این‌ها به‌صورت کلی به ‌هم پیوند خورده‌اند. با گذشت زمان، هماهنگی منجر به‌ وفاداری خواهد شد. اگر شما بکوشید که این قانون را برعکس کنید و اول به دنبال وفاداری بروید، درخواهید یافت که تعادل برای شما موقتی و حالت سازش‌گونه خواهد داشت. بهتر است که مورد اعتماد دیگران باشید تا مورد علاقۀ آن‌ها. در نهایت، اعتماد و احترام عموماً به دوست‌داشتن می‌انجامد.

۱۰ آموخته استفان کاوی از هفت عادت مردمان موثر

زندگی براساس هفت عادت، تقلای همیشگی برای هر کس است. هر کس گاه‌به‌گاه در پرداختن به یکی از عادت‌ها یا همۀ ‌عادت‌ها به‌صورت هم‌زمان، کوتاهی می‌کند. درک آن‌ها به‌واقع ساده است اما کاربرد پیوستۀ آن‌ها، دشوار. آن‌ها مثل عقل سلیم هستند اما عقل سلیم همیشه به‌ کار گرفته نمی‌شود.

بیشتر بدانید

عادت چیست؟

عادت چیست؟

عادت چیست؟ چرا عادت به وجود می‌آیند؟ عادت را چگونه می‌توان تغییر داد؟ عادت یک رفتار روتین است که به طور منظم تکرار می شود و به طور ناخودآگاه اتفاق می افتد.

عواملی مانند تمایلات درونی موجب ایجاد عادات می‌شوند. همین تمایلات هم سبب شده که چرخه‌ی عادت در آن‌ها شکل بگیرد. چرخه‌ی عادتی که باعث می شود رفتارهای روتین را به‌طور ناخودآگاه انجام دهیم. هر شب، میلیون‌ها نفر دندان‌هایشان را مسواک می‌زنند تا به آن حس خنکی برسند. هر صبح، میلیون‌ها نفر کفش‌های ورزشی‌شان را می‌پوشند تا به شادابی برسند. زیرا آموخته‌اند که به آن تمایل داشته باشند.

بنابراین، درک چگونگی ایجادشدن یک میل به درک ایجاد عادتی جدید کمک خواهد کرد.

چارلز دوهیگ در کتاب قدرت عادت از دیدگاه روانشناسان، عادت را اینگونه تعریف می‌کند؛ تمایل یا احساسی که از طریق تکرار قبلی تجربه ذهنی به دست آورده می شود. هنگامی که فرد رفتار روتینی را انجام می‌دهد نیازی به تجزیه و تحلیل رفتار ندارد. گاهی اوقات عادت از روی اجبار انجام می‌شود. رفتار جدید می تواند از طریق فرآیند تشکیل عادت اتوماتیک شود. درک علم تمایلات، ریشه‌ای و حیاتی‌ است. آداب روزانه‌ی بسیاری وجود دارد که باید هر روز آن‌ها را انجام دهیم، اما هیچ‌گاه به عادت تبدیل نمی‌شوند.

محققان به الگوهای خارق‌العاده‌ای دست یافتند؛ الگوهای عصب‌شناختی و عادات قدیمی او تحت‌الشعاع الگوهای جدید قرار گرفته بودند. آن‌ها می‌توانستند فعالیت عصبی رفتارهای قدیم را ببینند، اما این امیال جدید کشش‌های قبلی را پس‌ زده بود. همان‌گونه که عادات نیز دستخوش تغییر می‌شوند، ذهن را تغییر می‌دهند. در ابتدا برای این تغییرات می‌توانیم بر روی تغییر عادتی خاص تمرکز کنیم. مثل ترک عادت سیگار کشیدن.

قدرت تمایلات در ایجاد عادت چه نقشی دارد؟

برای درک قدرت تمایلات در ایجاد عادت، چگونگی پدیدآوردن عادات ورزشی را درنظر بگیرید. در سال ۲۰۰۲، محققان دانشگاه دولتی مکزیک بر آن بودند تا علت ورزش‌کردن از روی عادت افراد را دریابند. آن‌ها درباره‌ی ۲۶۶ نفر مطالعه کردند؛ افرادی که حداقل بیش از سه‌ بار در هفته ورزش می‌کردند. محققان دلایل روی‌آوردن به دویدن یا وزنه‌برداری را در بسیاری از آن‌ها دریافتند:

اقدام از روی هوس؛‌ داشتن وقت آزاد؛ جلوگیری از استرس‌های ناخواسته در زندگی‌شان. البته دلیل ادامه‌ی این کارها تا تبدیل‌شدن آن‌ها به عادتی پایدار وجود جایزه‌ای ویژه بود. جایزه‌ای که افراد برای کسب آن تلاش می‌کردند.

در گروهی از افراد، ۹۲ درصد آن‌ها اظهار کردند که از روی عادت ورزش می‌کنند؛ زیرا باعث شادابی آن‌ها می‌شود. انتظار و تمایل آن‌ها به شادابی و دیگر اثرات عصب‌شناختی ناشی از ورزش بیشتر می‌شد. در گروه دیگر، ۶۷ درصد از افراد گفتند که ورزش به آن‌ها حس موفقیت می‌دهد؛ هدف آن‌ها از دنبال‌کردن عملکردها، یافتن حس موفقیت بود و دریافت جایزه از خود کافی بود تا فعالیتی فیزیکی برای ایشان به عادتی روزمره تبدیل شود.

اگر می‌خواهید دویدنِ در هر روز صبح را جزئی از برنامه‌ی زندگی‌تان قرار دهید، لازم است محرکی ساده انتخاب کنید. مثلاً، همیشه قبل از صبحانه، بند کتانی‌هایتان را ببندید یا لباس‌های مخصوص ورزش دو را نزدیک تختخوابتان قرار دهید. سپس جایزه‌ای واضح برای خودتان درنظر بگیرید. مثلاً پذیرایی وسط روز، حس موفقیت ناشی از ضبط‌کردن میزان مسافت یا شادابی حاصل از قدم‌زدن.

البته، بر اساس مطالعات بی‌شمار انجام‌شده، سرنخ و جایزه به‌خودی‌خود برای ادامه‌ی عادت جدید کافی نیست. هنگامی‌که مغز شما برای دریافت جایزه‌ای انتظار می‌کشد، مثلاً تمایل به شادابی یا حس موفقیت، آیا گره‌زدن بند کفش‌های کتانی‌تان هم در هر صبح به‌صورت خودکار انجام خواهد شد؟ محرک علاوه‌بر ایجاد انگیزه برای آغازکردن کاری تکراری باید عامل تمایل به کسب جایزه هم بشود.

عادت‌های جدید

عادات تازه با قراردادن محرکی جدید به وجود می‌آیند: کار روزمره و تکراری به همراه یک پاداش. وجود این عوامل در‌کنارهم و سپس، ایجاد اشتیاقی که چرخه عادت را به راه می‌اندازد.

برای مثال عادت سیگار کشیدن را در نظر بگیرید. هنگامی‌که فرد سیگاری محرک را می‌بیند یعنی پاکت سیگار را، ذهنش انتظار‌کشیدن برای دریافت نیکوتین را شروع می‌کند. فقط دیدن ظاهر سیگار کافی‌است تا مغز باعجله نیکوتین درخواست کند و اگر به آن دست پیدا نکند، آن‌قدر تمایل و اشتیاقش افزایش پیدا می‌کنند که فرد سیگاری، سرانجام، بدون تفکر به سیگار روی می‌آورد.

عادات قوی واکنش‌های اعتیاد‌آوری ایجاد می‌کنند. در این صورت، درخواست به میلی وسواسی تبدیل می‌شود که می‌تواند مغز را به هدایت‌کننده‌ای خودکار تبدیل کند؛ حتی در صورت نتایج منفی قوی ازجمله، ازدست‌دادن آبرو، شغل، خانه و خانواده.

البته این تمایلات تسلط کاملی بر ما ندارند. مکانیسم‌هایی به ما کمک خواهند کرد تا وسوسه‌ها را فراموش کنیم. اما برای قدرت‌بخشیدن به عادت باید تشخیص دهیم کدام تمایل باعث ایجاد آن رفتار خاص در ما می‌شود.

تغییر چرخه‌ی عادت

چگونه هر عادتی می‌تواند دستخوش تغییر شود، حتی سخت‌ترین آن‌ها نیز تغییر کنند.

با ازسرگیری تمایلی تازه، راهی برای ایجاد عادتی تازه یافت: برای تغییر عادتی قدیمی، باید تمایل قدیمی را مدنظر قرار دهید! یعنی باید همان محرک‌ها و پاداش‌ها را حفظ و تمایل را با ایجاد روزمره‌ی جدید تقویت کنید.

این روش برای کسانی که در تیررس عادت به استفاده از الکل می‌شود. برای تغییر چرخه‌ی عادت. عادات مرتبط با اعتیاد به الکل زیادند؛

فرد باید فهرستی از همه‌ی عوامل محرک تمایل به استفاده از الکل را فراهم کند. درمی‌یابند که چه چیزی باعث نوشیدن الکل می‌شوند. اعتراف به همه‌ی اشتباهاتی که مرتکب شده‌اند، بهترین راه برای درک لحظاتی‌است که کنترل از دستتشان خارج شده است.

اکثر افراد، این فهرست را به‌‌وجود نمی‌آورند. معتادان الکل به نوشیدن تمایل پیدا می‌کنند زیرا الکل به بسیاری از موقعیت‌های احساسی کمک می‌کند: فرار، راحتی، همراهی، فروکش‌کردن اضطراب و تنش‌ها و تخلیه‌ی احساس. این افراد به نوشیدن کوکتل (نوعی مشروب) تمایل پیدا می‌کنند تا نگرانی‌هایشان را فراموش کنند؛ اما آن‌ها لزوماً تمایلی به احساس مستی ندارند. تأثیرات فیزیکی استفاده از الکل، اغلب یکی از پاداش‌های بسیار کوچکِ نوشیدن است.

چه تمایلاتی چرخه‌ی عادت شما را هدایت می‌کند، مستی یا ازخودبی‌خودشدگی؟

آگاهی به قدرت تمایلات کمک بسیار موثری به معتادان الکلی می‌کند. | قدرت عادت | انتشارت هورمزد

آگاهی به قدرت تمایلات کمک بسیار موثری به معتادان الکلی می‌کند. در الکل، عنصر یا عاملی لذت‌بخش وجود دارد. افراد از الکل استفاده می‌کنند تا چیزی را فراموش کنند یا دیگر تمایلاتشان را برآورده کنند؛ اما این تمایلاتِ برجسته به‌طورکلی در مقایسه با تمایل به سرخوشی فیزیکی، در قسمت‌های متفاوت مغز اتفاق می‌افتند.

عقده‌های پایه عادت چیست؟

بررسی‌های انجام‌شده روی مغز حاکی از آن بود که تمامی این مراحل به عملکرد عقده‌های پایه وابسته‌است. یعنی، این نوع نهادینه‌کردن اطلاعات. محققان این کار را با با استفاده از موش‌ها در آزمایشگاه در طی اجرای چندین کار روزمره بررسی کردند. موش‌ها را در در جعبه شبکه‌ای T ‌مانند محاصره گشت. این شبکه به‌گونه‌ای ساخته شده بود که هریک از موش‌ها پشت دیواره‌ای قرار می‌گرفت و این دیواره با صدای کلیکی باز می‌شد.

هنگامی‌که موش صدای کلیک را می‌شنید و می‌دید که دیواره ناپدید شده است، به‌طورمعمول به‌سمت بالا و پایین راهروی مرکزی می‌رفت و کنج‌ را بو می‌کشید و به محض احساس‌کردن بوی شکلات به دیوار چنگ می‌زد. باوجوداین، نمی‌دانست چگونه باید آن را بیابد. هنگامی‌که به بالا می‌رسید، اغلب به‌سمت راست می‌رفت، یعنی دور از شکلات. سپس، به‌سمت چپ می‌رفت و گاهی بدون هیچ دلیل مشخصی بازمی‌ایستاد. بیشتر موش‌ها درنهایت، جایزه را می‌یافتند؛ اما هیچ الگوی درک‌کردنی‌ای در حرکت پرپیچ‌وخم آن‌ها وجود نداشت. آن‌گونه به‌نظر می‌رسید که هریک از موش‌ها گردشی بدون تفکر را درپیش می‌گیرد.

البته، بررسی‌های به‌عمل‌آمده از مغز موش‌ها بیانگر داستان دیگری بود؛ هنگامی‌که یکی از این موش‌ها بی‌هدف در طول شبکه حرکت می‌کرد، مغزش، به‌خصوص عقده‌های پایه، به‌شدت کار می‌کرد. هر بار که موش بو می‌کشید یا به دیوار چنگ می‌زد، مغزش به‌شدت درگیر فعالیت می‌شد؛ گویی هر بو، منظره و صدایی را تجزیه‌وتحلیل می‌کرد. به‌طورکلی، موش در تمام ساعاتی که در مسیر پرپیچ‌وخم حرکت می‌کرد، در حال پردازش اطلاعات بود.

محققان آزمایش خود را بارها و بارها تکرار کردند تا دریابند هنگام صدها بار طی‌کردن مسیری تکراری، عملکرد مغز موش چگونه تغییر می‌کند؛ تغییرات به‌آرامی خود را نمایان کردند. موش‌ها دیگر کنج‌ها را بو نمی‌کشیدند و به اشتباه نمی‌پیچیدند. آن‌ها باسرعتی هرچه‌بیشتر در طول شبکه پیش می‌رفتند؛ اما در این هنگام، اتفاقی غیرمنتظره‌ درون مغزشان رخ می‌داد.
مستقیم‌دویدن، پیچیدن به‌سمت چپ و خوردن شکلات. گویا ساختار عصب‌شناختی کوچک و قدیمی این وظیفه را به‌عهده گرفته بود که با دویدن هر‌چه‌سریع‌تر موش و عملکرد کمتر مغز، این فعالیت را به‌انجام برساند.

عقده‌ها در رأس یادآوری الگوها و کارکردن روی آن‌ها قرار دارند؛ به‌عبارت‌دیگر، عقده‌های پایه‌‌ی عادت را ذخیره می‌کنند؛ درحالی‌که مابقیِ قسمت‌های اجرایی مغز در حال استراحت هستند.

جامعه مجموعه‌ی بسیار بزرگی از عادات است که باتوجه‌به چگونگی تحت تأثیر قراردادن افراد، در میان هزاران نفر از آن‌ها شکل می‌گیرد و سرانجام، به خشونت یا صلح منجر می‌شود.

عادات و عملکرد مغز

اما امروزه همه‌ی این کارها را بدون لحظه‌ای تفکر انجام می‌دهید، زیرا روزمرگی از روی عادت انجام می‌پذیرد.
میلیون‌ها نفر هر صبح این کار را بدون لحظه‌ای تفکر انجام می‌دهند؛ زیرا به‌محض بیرون‌آوردن سوئیچ، گره‌‌ی عصبی مغز ما شروع به کار می‌‌کند و عادت ذخیره‌شده در مغزمان را شناسایی می‌کند؛ عادتی که به بیرون‌آوردن اتومبیل از گاراژ مربوط است. هنگامی‌که عادت خود را پدیدار می‌کند ماده‌ی خاکستری مغز ما آزادانه تصمیم می‌گیرد که عملکردش را ادامه دهد یا افکار دیگری را دنبال کند. این توضیح پاسخی‌است برای این پرسش که چرا برای تشخیص برخی مسائل، گنجایش ذهنی‌مان کافی‌است.

دانشمندان می‌گویند: «دلیل پیدایش عادات این است که مغز ما پیوسته به دنبال راه‌هایی‌است که دست از تماس بردارد. مغز تلاش می‌کند تا هر عمل روزمره‌ای را به عادت تبدیل کند؛ زیرا عادات باعث می‌شوند مغز ما بیشتر استراحت کند. همین استعداد ذخیره‌کردن فعالیت، خود امتیازی مهم محسوب می‌شود.»

مغز کارآمد فضای کمتری نیاز دارد. همین مسئله باعث پیدایش سرِ کوچک‌تر می‌شود و سرِ کوچک‌‌تر زایمان را آسان‌تر می‌کند؛ درنتیجه، کمتر باعث مرگ مادر و نوزاد می‌شود. ذهنِ مستعد این امکان را به ما می‌دهد که از تفکر دائمی درباره‌ی رفتارهای ابتدایی مانند پیاده‌روی و انتخاب مواد خوردنی اجتناب کنیم؛ درنتیجه، می‌توانیم انرژی ذهنی خود را صرف اختراع سیستم‌های آبیاری، هواپیما و درنهایت بازی‌های رایانه‌ای کنیم.

اما حفظ‌کردن تلاش و فعالیت ذهنی کار دشواری‌است؛ زیرا اگر قدرت مغز ما به اشتباه کاهش پیدا کند، ممکن است متوجه‌ی مسائل مهم نشویم؛ برای مثال، متوجه‌‌ی حیوان درنده‌ای که پشت بوته‌ها کمین کرده یا عبور اتومبیل هنگام ورود به خیابان؛ به همین دلیل، عقده‌های پایه‌ی ما سیستمی هوشمند به‌وجود آورده‌اند که زمان تسلط عادات را تعیین می‌کند. این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که قطعه‌ای رفتاری آغاز شده یا پایان می‌پذیرد.

بیشتر بدانید

ترجمه کتاب خاطرات میشل اوباما در ایران

ترجمه کتاب خاطرات میشل اوباما در ایران

کتاب شدن بانوی اول پیشین امریکا؛ کتاب خاطرات میشل اوباما است. نشر هورمزد با همکاری خانم مهری مدآبادی و تلاش شبانه‌روزی وی جهت ترجمه کتاب خاطرات میشل اوباما در ایران، در صدد است در سریع‌ترین زمان ممکن، این کتاب مهم را در اختیار مخاطبان ایرانی قرار دهد. ضمن سپاس از زحمات خانم مدآبادی جهت به حداقل رسیدن زمان، مخاطبان عزیز می‌توانند، جهت پیش‌خرید کتاب اقدام نمایند.
کتاب خاطرات میشل اوباما برای اولین بار با ترجمه خوب خانم مهری مدآبادی؛ مترجم کتاب سقلمه در حال ترجمه است. در کتاب میشل اوباما داستان کامل زندگی او از دروان کودکی در بخش جنوبی شیکاگو تا زندگی کنونی او درکاخ سفید به زبان خودش بیان شده است. تجربیاتش را به عنوان مادر و زن شاغل بازگو می‌کند.

در دنیایی پر از معنا و موفقیت، میشل اوباما به عنوان یکی از قاطع‌ترین زنان عصر ما ظاهر شده است. به عنوان بانوی اول ایالات متحده آمریکا – اولین آمریکایی آفریقایی که در این نقش خدمت می کند. او به ایجاد کامل‌ترین و فراگیر کاخ سفید در تاریخ کمک کرد، در حالی که خود را به عنوان یک حامی قدرتمند برای زنان و دختران در ایالات متحده و سراسر جهان تاسیس کرد. به طرز چشمگیری راه‌هایی را تغییر داد که خانواده‌ها زندگی سالم‌تر و فعال‌تر را دنبال می‌کنند.

در خاطرات میشل اوباما در بیشترین اصلی که در مواجهه با حملات سیاسی و شخصی در مورد تبعیض نژادی است که بیشتر اشاره شده است. میشل در کتاب خاطراتش به نام «شدن» می‌گوید: که ای کاش زنان بیشتری در انتخابات شرکت می‌کردند. همیشه از خودم می‌پرسم چه چیز باعث شد زنان به خصوص فردی با توانمندی‌های استثنایی هیلاری کلینتون؛ نامزد دموکرات‌ها را رد کنند و به جای او یک ترامپ جمهوری خواه و زن‌ستیز را به عنوان رئیس‌جمهور خود انتخاب کنند.

میشل اوباما در شرح حال زندگی خود، اثری عمیق و داستان‌سرایی مسحور‌کننده، خوانندگان را به دنیای خود دعوت می‌کند. کتاب خاطرات میشل اوباما؛ کتاب خردمندانه و الهام‌بخشی که، از برداشت شخصی عمیق جسم و روح زنی که با سعی و کوشش توقعات و انتظاراتش را برآورده میکند. این کتاب ما را تشویق می‌کند که همین کار را انجام را انجام دهیم. ۵ نکته‌ای که در این کتاب، درباره الهام‌بخش‌ترین زن امروزی به ما می‌آموزد، می‌پردازیم:

میشل اوباما در سنین پایین بااراده و مصصم بود. | ترجمه کتاب خاطرات میشل اوباما در ایران

او در سنین کودکی در انجام کارهایش قاطع بود. زمانی که میشل رابینسون  ۵ سالش بود، در آزمون رنگ‌شناسی مهدکودک به یک سوال غلط جواب داده بود. به قدری از این مساله ناراحت بود که حتی شب نتوانست بخوابد. صبح روز بعد او فوراً از معلمش خواست تا دوباره از او امتحان بگیرد. معلم به خاطر شجاعت دختر‌بچه سیاه‌پوست که برای دفاع از خودش انجام داده بود، تحت تاثیر قرار گرفته بود.

میشل اوباما جوان | کتاب خاطرات میشل اوباما | انتشارات هورمزد

به او گفته شده بود نمی‌تواند وارد دانشگاه پرینستون شود.| ترجمه کتاب خاطرات میشل اوباما در ایران

به او گفته شده بودکه نمی‌تواند وارد دانشگاه پرینستون شود. در حالی که او در شرف فارغ‌التحصیلی از دبیرستان بود. مشاور راهنما به او گفته بود که مطمئن نیست او بتواند وارد دانشگاه پرینستون شود. شاید هر کسی جای او بود از هدفش دورتر ‌می‌شد، ولی او مصمم‌تر شد و روشش را تغییر داد. تقاضا نامه‌ای نوشت و ادعا کرد که من اجازهخ نمی‌دهم کسی مانع من شود و با نامه او موافقت شد.

 

میشل مجبور شد نوزادش برای مصاحبه کاری همراه خود برد. | ترجمه کتاب خاطرات میشل اوباما در ایران

بعد از تولد دخترش، ساشا، او تصمیم گرفت به سرکار برود. او برای مصاحبه جهت هیئت مدیره ویژه یک بیمارستان محلی رفت و چون موفق به پیداکردن پرستار بچه نشد. به ناچار کودک ۳ماهه‌اش را با خودش برد. او به یاد می‌اورد که این حقیقت زندگی من است. این من هستم و این هم کودک من است. من به دنبال شغل بودم و چیزی هم برایم مهم نبود. مهم نیست این‌کار چطور انجام می‌گرفت مهم اسن است که در سخنرانی درباره خواسته‌هایم که خوب پیش رفتم .

میشل اوباما با دخترهایش مالیا و ساشا در کاخ سفید | کتاب خاطرات میشل اوباما | انشارات هورمزد

پروژه باغ کاخ سفید برای میشل فراتر از یک کمپین، یک ماموریت بود.| ترجمه کتاب خاطرات میشل اوباما در ایران

میشل اوباما به محیط زیست علاقه‌مند است. بسیاری از سبزیجات مصرفی خانواده اوباما در باغچه سبزیجات میشل اوباما در محوطه کاخ سفید به عمل می‌آمد. او به زنبورداری علاقه‌مند است و در کاخ سفید نیز زنبورداری می‌کرد. بعد از متقاعدکردن بخش خدمات پارک ملی، باغچه‌ای در کاخ سفید ایجاد کرد. میشل یکی از نمادی‌ترین چمن‌های زیبا و مجموعه‌ای از میوه‌ها و سبزیجات را برای امریکایی سالم‌تر درست کرد. به نظر او باراک اوباما خیلی از این طرح او که حامل سلامتی بهتر بود استقبال کرد. باغ او ساده و سلامت بود و نمادی از پشتکار و صمیمیت بود. بسیار زیبا و قدرتمند بود.

میشل در مراسم جشن Garden با کودکان در محوطه چمن جنوبی کاخ سفید شرکت می کند. | کتاب خاطرات میشل اوباما | انتشارات هورمزد

میشل اوباما یک قانون شکن است.| ترجمه کتاب خاطرات میشل اوباما در ایران

در ۲۶ ژوئن ۲۰۱۵ دادگاه عالی امریکا موضوع حق ازدواج هم‌جنس‌بازان در ۵۰ ایالات را تصویب کرد. بعد از آن جمعیت فراوانی بیرون کاخ سفید تجمع کردند و پرچم غرور وافتخار را به اهتراز در‌آوردند. میشل می‌گوید ناگهان خودم را در میان جشن آنها دیدم.

میشل اوباما طنابی را به عنوان بخشی از برنامه PSA PALA taping در سمت جنوب کاخ سفید پرتاب می کند. | کتاب خاطرات میشل اوباما | انتشارات هورمزد

بیشتر بدانید

خلاصه کتاب قدرت عادت

خلاصه کتاب قدرت عادت

نویسنده امریکایی چارلز دوهیگ (Charles Duhigg) نویسنده‌ی کتاب قدرت عادت (The Power of Habit) به آموزش مفاهیم علمی در خصوص تغییر عادت، برای عموم مردم نگاشته شده است. کتاب قدرت عادت از سری کتاب‌های کسب‌وکار انتشارات هورمزد؛ با ترجمه خانم پروین بیات برای هفدهمین بار به چاپ رسیده است. با این که این کتاب در سال ۲۰۱۲ منتشر شده، ولی یا این حال هنوز جز تاثیرگذارترین کتاب برای مدیران  از دانشگاه هاروراد است. با خلاصه کتاب قدرت عادت به عادات خوب و بد خود پی خواهید برد. سپس می توانید عاداتی را که پیروزی یا شکست زندگی‌تان به آن وابسته است، تغییر دهید.

عامل دشواری مطالعه‌ی علم عادات در این است که بیشتر افراد به‌هنگام اطلاع از این زمینه‌ی تحقیق از آن پس در پی یافتن فرمول رمز برای تغییر سریع هر عادتی برمی‌آیند؛ چنانچه دانشمندان چگونگی عملکرد این الگوها را دریابند آنگاه پیداست که احتمالاً برنامه‌ای برای تغییر سریع می‌یابند، درست است؟

این به‌ آن معنا نیست که هیچ فرمولی وجود ندارد. مشکل آنجاست که هزاران فرمول وجود دارد، نه فقط یک فرمول. افراد و عادات همگی متفاوت‌ هستند و به‌این دلیل جزئیات تشخیص، تغییر الگوها یا عادات در زندگی‌هایمان از فردی تا فرد دیگر و از رفتاری تا رفتار دیگر متفاوت است. ترک سیگار با جلوگیری از پرخوری فرق می‌کند که خود متفاوت از تغییر چگونگی ارتباط شما با همسرتان است. ‌علاوه‌بر این عادات‌ هر فردی در نتیجه‌ی تمایلات متفاوتی پدید آمده است.

در نتیجه، کتاب قدرت عادت نیز فقط دربرارنده‌ی یک توصیه نیست؛ بلکه امیدوارم بعد از آن چارچوبی برای درک چگونگی عملکرد عادات و راهنمایی برای آزمایش چگونگی تغییر آن‌ها ارائه دهیم. برخی از عادات به‌آسانی جای خود را به تحلیل و تأثیر می‌دهند. برخی دیگر پیچیده‌تر هستند و به مطالعه و بررسی بیشتری نیاز دارند. تغییر فرآیندی‌است که هیچ‌گاه کاملاً به‌پایان نمی‌رسد، اما به‌این معنا نیست که هرگز نیز اتفاق نخواهد افتاد.

چارلز دوهیگ در کتاب قدرت عادت بر نحوه شکل‌گیری عادت‌ها افراد توجه دارد | انتشارات هورمزد

چارچوب برای شناخت و شکل‌دهی به عادات در زندگی افراد

هر کدام از فصل‌های کتاب قدرت عادت به جنبه‌‌های متفاوتی از علت وجود عادات و نحوه‌ی عملکردشان می‌پردازد. چارچوب با برای شناخت و شکل‌دهی به عادات در زندگی افراد می‌پردازد.

  • شناخت کار تکراری و روتین؛
  • تجربه و آزمایش پاداش یا نتیجه؛
  • جدا‌کردن نشانه یا آغازگر؛
  • داشتن برنامه‌ی مشخص.

شاید بخواهید این مطلب را ببینید: کتاب قلاب: فرایندی چهار مرحله‌ای که شرکت‌ها برای عادت سازی استفاده می‌کنند.

گام اول شناخت کار تکراری و روتین

محققان ام‌آی‌تی، در رأس هر عادتی به چرخه‌ی عصب‌شناختی ساده‌ای دست یافته‌اند؛ چرخه‌ای که متشکل از سه قسمت است:نشانه، کار تکراری و پاداش یا نتیجه.

شما برای درک عاداتتان نیاز دارید اجزای چرخه‌هایتان را شناسایی کنید. هنگامی‌که چرخه‌ی عادتِ رفتار خاصی را تشخیص دادید، آنگاه می‌توانید به دنبال روش‌هایی باشید تا کارهای تکراری یا روزمره‌های جدید را جایگزین کاری قدیمی کنید.چگونه تشخیص و سپس تغییر این رفتار را ازسر می‌گیرید؟ با شناخت چرخه‌ی عادت.

نخستین گام، شناخت همان کار تکراری‌ است. داستان ورزش کردن، مانند بسیاری از عادات کار تکراری از واضح‌ترین جنبه‌هاست. این کار همان رفتاری‌ است که قصد تغییر دادنش را دارید. کار تکراری در شناخت این عادت این است که حداقل بیش از سه بار در هفته ورزش کنید.

یکی از دلایل روی آوردن به ورزش یا دویدن یا وزنه‌برداری کار تکراری را یافته‌اند. اقدام از روی هوس؛ داشتن وقت آزاد؛ جلوگیری از استرس‌های ناخواسته در زندگی شان. ادامه روند این کارها تا تبدیل شدن به عادت پایدار، که افراد برای آن تلاش می‌کنند.

بعد، این سؤال را می‌پرسید که نشانه یا آغازگر این کار تکراری چیست؟ آیا کسالت است؟ آیا چاقی و اضافه وزن است؟ پاسخ این است قبل از انجام‌دادن هر کار دیگری به تفریح نیاز دارید. پاداش چیست؟ خود ورزش؟ تغییر جَو؟ شادابی و طراوت؟ حس موفقیت؟ بدنی مقاوم و خوش فرم؟ یا انفجار انرژی که بعد از ورزش‌کردن به وجود می‌آید؟

گام دوم تجربه‌ی آزمایش پاداش یا نتیجه

پاداش‌ها نیرومندند؛ زیرا تمایلات ما را برآورده می‌کنند، اما ما بیشتر اوقات از تمایلات پدیدآورنده‌ی رفتارهایمان بی‌اطلاعیم. برای اینکه بدانیم کدام تمایلات، رفتارهای خاصی را پدید می‌آورند، تجربه‌ی پاداش‌ها و نتایج متفاوت سودمند است. این کار شاید چند روز یا یک هفته یا بیشتر به طول انجامد. در طول آن مدت، شما نباید فشاری برای ایجاد تغییری واقعی احساس کنید. خودتان را دانشمندی درنظر بگیرید که در مرحله‌ی جمع‌آوری اطلاعات است.

حال متوجه شدید؛ مهم نیست که به جای ورزش کردن، چه تصمیمی می‌گیرید یا چه کاری انجام می‌دهید. نکته امتحان‌کردن فرضیه‌های متفاوتی‌است تا بدانیم کدام تمایل باعث پیدایش کار تکراری می‌شود. آیا شما به خود ورزش کردن تمایل دارید یا فارغ شدن از استرس و کسالت؟ اگر تمایلتان به خود ورزش است یا علت آن اندامی خوش فرم و ورزیده است؟ در این شرایط تفریح نیز رفع کسالت و کرختی می‌کند؟ یا به دلیل نیاز به انرژی‌ای‌است که از ورزش کردن به دست ‌می‌آورید؟ در این‌ صورت، قهوه نیز شاید انرژی لازم را کفایت می‌کند. یا برای ورزش نکردن رفتن به باشگاه را بهانه می‌کنید؟ باشگاه و نداشتن کفش‌ ورزشی فقط بهانه است؟ اگر چنین است، پس ورزش‌های ساده و حرکاتی ساده نیز می‌تواند این تمایل را برآورده کند.

در هنگام امتحان‌کردن چهار پاسخ پاداش متفاوت، از ترفندی قدیمی برای یافتن الگوها یا عادت استفاده کنید. به این شکل که پس از انجام‌دادن هر کاری سه نکته‌ی اولی را که بعد از ورزش‌کردن به ذهنتان می‌رسد، روی برگه‌ای یادداشت کنید. این سه چیز می‌تواند شامل احساسات، افکار اتفاقی یا تفکر به احساستان باشد یا فقط سه کلمه‌ای باشد که بلافاصله به ذهنتان خطور کرده است.

درنهایت، شما با آزمایش پاداش‌ها یا نتایج متفاوت آنچه را که واقعاً بدان تمایل دارید از مابقی موارد جدا می‌کنید و این نکته در روند تغییر عادت بسیار مهم است. با پیداکردن کار تکراری و پاداش آنچه می‌ماند شناخت نشانه یا آغازگر است.

گام سوم جداکردن نشانه یا آغازگر

هنگامی‌که به مطالعه‌ی این عوامل خاص پرداخت، الگوها یا همان عادات پدیدار شدند.

زندگی ما نیز بر همین منوال است. علت دشواری شناسایی محرک‌های پدید‌آورنده‌ی عادات ما در این است که هنگام آشکارشدن رفتارهایمان اطلاعات زیادی برای به‌ستوه‌آوردن ما وجود دارد. از خودتان سؤال کنید. چون گرسنه هستید آیا هر روز صبحانه را در زمان معینی صرف می‌کنید؟ یا به‌ این علت که ساعت زمان هفت وسی دقیقه را نشان می‌دهد؟ یا چون فرزندانتان صبحانه‌خوردن را آغاز کرده‌اند؟ یا چون لباس پوشیده و آماده‌اید، عادت صبحانه‌خوردن پدیدار می‌شود؟

هنگامی‌که با اتومبیلتان راهی محل کار می‌شوید، خودبه‌خود به‌سمت چپ می‌پیچید، چه چیزی باعث تحریک این رفتار می‌شود؟ تابلوی خیابان؟ یک درخت؟ علم به اینکه در حقیقت سمت چپ، مسیر درست است؟ یا همه‌ی موارد؟ زمانی‌که فرزندتان را با اتومبیل به مدرسه می‌برید و متوجه می‌شوید به‌طرزی ناخودآگاه مسیر محل کارتان را ازسر گرفته‌اید نه راه مدرسه را، به‌نظرتان چه عاملی باعث این اشتباه شده است؟ محرکی که باعث پدیدآمدن عادت «رفتن به محل کار» به‌جای «رفتن به مدرسه» شد، چه بوده است؟

ما برای یافتن هرکدام از محرک‌ها می‌توانیم از همان سیستمی استفاده کنیم که آن روانشناس به‌کار برد؛ یعنی، شناسایی گروه‌های رفتاری به‌منظور بررسی دقیق مواجه‌شدن با الگوها یا عادات.

آزمایش‌ها نشان داده‌اند که تقریباً تمام محرک‌های عادت‌مدار به‌یکی از پنج گروه زیر تعلق دارد:

  • مکان؛
  • زمان؛
  • وضعیت احساسی
  • افراد دیگر
  • عمل قبلی.

گام چهارم داشتن برنامه

هنگامی‌که چرخه‌ی عادتتان را درک می‌کنید، آنگاه پاداشی را شناخته‌اید که محرک رفتار شماست. شما می‌توانید تغییر رفتار را آغاز کنید و با برنامه‌ریزی برای محرک و انتخاب رفتاری که پاداش مورد نظرتان را ارائه می‌دهد به‌ کار تکراریِ بهتری روی بیاورید. آنچه نیاز دارید، یک برنامه است.

در مقدمه، آموختیم هر عادت انتخابی‌است که در برخی موارد به‌عمد آن‌ را انجام می‌دهیم، سپس فکر می‌کنیم که چگونه می‌توانیم آن ‌را متوقف کنیم؛ اما بیشتر اوقات هر روز به انجام‌دادن آن ادامه می‌دهیم.

به‌عبارت‌دیگر، هرکدام از عادات فرمولی‌ هستند که مغز ما به‌طور طبیعی آن‌ها را دنبال می‌کند. هنگامی‌که محرک را می‌بینیم کاری تکراری انجام خواهیم داد تا به پاداش دست پیدا کنیم.

برای اینکه این فرمول را دوباره پیاده کنیم. باید انتخاب‌کردن را ازسر بگیریم و آسان‌ترین راه برای انجام‌دادن این کار، بر اساس مطالعات انجام‌شده، داشتن برنامه است. در حیطه‌ی این برنامه‌ها، روانشناسی عامل «تحقق تمایلات» شناخته شده‌ است.

واضح است که تغییر برخی عادات دشوار به‌نظر می‌رسد؛ اما این چارچوب، جایی برای آغاز است. گاهی تغییر به ‌صَرف زمانی طولانی، آزمایشات متعدد و شکست‌های مکرر نیاز دارد؛ اما هنگامی‌که چگونگی عملکرد عادتی را در‌می‌یابید با شناسایی محرک، کار تکراری و پاداش بر آن مسلط می‌شوید.

چرا باید خلاصه کتاب قدرت عادت را خواند؟

اگر عادت بدی دارید یا می‌خواهید عادت خوبی را در خودتان به وجود بیاورید، خلاصه کتاب قدرت عادت را از دست ندهید.
اگر می‌خواهید تغییری در زندگی خود ایجاد کنید ولی هنوز استراتژی عادت را نمی دانید خلاصه قدرت عادت چارلز داهینگ مطالعه کنید.
با دانلود pdf قدرت عادت می‌توانید در هر دستگاهی مانند موبایل، تبلت یا کامپیوتر مطالعه کنید.
با خرید صوتی کتاب قدرت عادت در صرفه‌جویی زمان خود نیز به تغییر الگوهایی که به زندگی انسان شکل می‌بخشد را شناسایی و یاد می‌گیرید عادات خود را تغییر دهید.
با دانلود خلاصه کتاب قدرت عادت ( PDF انگلیسی): The Power of Habit از کیم هارتمن هم می‌توانید این کتاب را مطالعه کنید.
از حقایق عجاب‌آور چارلز داهیگ در سخنرانی‌ها، ارائه‌ها و کنفرانس‌های و کسب‌وکار خود استفاده کنید.
با خرید کتاب قدرت عادت چارلز داهیگ و خواندن این کتاب به رفتارهایی که بدون تفکر انجام می‌شود و تنها دلیلش خودمان هستیم.
اگر کتاب قدرت عادت را قبلاً مطالعه کرده باشید، با خواندن خلاصه این کتاب، موضوعاتی که خواندید را خیلی راحت به یاد می‌آورید.

دانلود کتاب صوتی قدرت عادت

از وقتی انتشارات هورمزد کتاب قدرت عادت ترجمه کرد در رده برترین ‌کتاب‌های دنیا بود. در ابتدا کتاب قدرت عادت به صورت چاپی در تمام کتاب فروشی‌ها و شهر‌کتاب‌ها و در سایت نشر هورمزد عرضه شد. متاسفانه به دلایل حقوق کپی‌برداری  امکان انتشار رایگان کتاب فراهم نشد و بعد‌ها در فیدیبو، کتابراه، طاقچه و نوار جلد و بصورت الکترونیکی عرضه شد.

بیشتر بدانید

قانون طلایی تغییر عادت چیست؟

قانون طلایی تغییر عادت چیست؟

چارلز داهیگ؛ قانون طلایی تغییر عادت را مؤثرترین راهکار برای ایجاد تغییرات می داند. که افراد هرگز نمی‌توانند عادات بد را ازبین ببرند، مگر با نگه‌داشتن محک و پاداشی قدیمی در کنار کار روزمره‌ی جدید. برای تغییر هر عادت، محرک قدیمی را نگه دارید و پاداش قدیمی را تحویل دهید. اما کار روزمره‌ی تازه‌ای را هم آغاز کنید.

شیوه عملکرد قانون طلایی عادت است: اگر از همان محرک استفاده‌ می‌کنید، پس همان پاداش را هم فراهم کنید، می‌توانید کار روزمره را تغییر دهید و در عادت تفاوت ایجاد کنید. چنانچه محرک و پاداش به همان شکل باقی بمانند، تقریباً با هر عادتی تغییر می‌کنند.

قوانین طلایی تغییر عادت؛ شما نمی‌توانید هیچ عادتی را ازبین ببرید؛ بلکه فقط می‌توانید آن ‌را تغییر دهید. این یعنی اساس تغییر عادت.

برای درک بهتر قانون طلایی تغییر عادت، نگاهی به بیرون از دنیای ورزش بیندازیم. تمرکز مربی دونگی تیم بوکانیرز برای تشکیل دوباره تیم تلاشی موفق و بزرگ برای تغییر عادت تا حد بسیار زیادی شکل گرفت. از قدرت عادت و چالش‌های تغییر آگاه بود. روندی که او درپیش گرفته بود به توضیح چگونگی بازسازی عادات در زندگی افراد کمک کرد.

نگاه او تنها به بازیکنان تیم خودش بود. آن‌ها همان‌گونه‌ای عمل می‌کردند که ماه‌ها برایش زحمت کشیده بودند. در دیدگاه سنتی، فوتبال بازیِ ترفندها و حمله‌های اِغراق‌آمیز ‌است؛ بازی فوت‌وفن است و هدف‌گیری نادرست. از این منظر، معمولاً مربیانی پیروز می‌شوند که قطورترین کتاب‌ها را درباره‌ی تاکتیک‌ها می‌خوانند و پیچیده‌ترین برنامه‌ها را درپیش می‌گیرند؛ اما دونگی رفتاری مخالف این جریان درپیش گرفته بود، زیرا به پیچیدگی‌ها علاقه‌ی خاصی نداشت.

دونگی به لینچ تعلیم داده که کار‌های تکراری و روزمره‌‌اش در او به‌ کارهایی خودکار بدل شوند. او به جای این که نشانه‌های بازیکنان را اصلاح کند، فعالیت‌های بازی‌ها را تغییر داد. و این یعنی تغییر یک عادت.

عادت به اعتیاد فیزیکی و تغییر موثر

اعتیاد به الکل فراتر از عادت است؛ این نوع اعتیاد درحقیت اعتیاد فیزیکی همراه با ریشه‌های روان‌شناسی و شاید ژنتیکی‌است. جالب است بدانید که برنامه‌ی این مؤسسه ام.ان بسیاری از موضوعات روانی و زیست‌شیمیایی را به‌طور مستقیم هدف قرار نمی‌دهد؛ موضوعاتی که محققان می‌گویند در مرکز علت‌های نوشیدن الکل قرار دارد.

برای در تیررس قراردادن عاداتی که منجربه استفاده از الکل می‌شود. عادات مرتبط با اعتیاد به الکل زیادند؛ اما دروس ارائه‌شده از سوی مؤسسه‌ی ام.ان نشان می‌دهد که چگونه هر عادتی می‌تواند دستخوش تغییر شود، حتی سخت‌ترین آن‌ها.

روش علمی‌ای که در این مؤسسه یافته‌اند شبیه علمی‌است که تونی دونگی در زمین فوتبال از آن استفاده کرد. یافته‌های آن‌ها بر قاعده‌ی طلایی تغییر عادت صحه می‌گذارد. مؤسسه‌ی ام.ان به موفقیت دست می‌یابد؛ زیرا به معتادان الکلی کمک می‌کند تا از همان محرک‌ها استفاده کنند و به همان پاداش‌ها دست پیدا کنند و صرفاً کار روزمره را تغییر می‌دهد.

محققان می‌گویند: «عملکرد مؤسسه‌ی ام.ان بر اساس برنامه‌ای‌است که افراد را به شناخت محرک‌ها و پاداش‌هایی وامی‌دارد که عادات الکلی آن‌ها را تأیید کرده و برای یافتن عادات جدید، به آن‌ها کمک می‌کند.»

قاعده‌ی طلایی بسیاری کارهای درمانی را تحت تأثیر قرار داده است: درمان‌های به‌کاررفته در اعتیاد به الکل، چاقی، اختلالات گریز‌ناپذیر و صدها رفتار مخرب دیگر.

اگر این نکته را که بدانید عادات چگونه تغییر می کنند؟ درک بهتری برای قاعده طلایی تغییر عادت دارید. برای ‌مثال، تلاش برای ترکِ ایستاده‌غذا‌خوردن اغلب با شکست مواجه می‌شود، مگر آنکه روزمره‌ی تازه‌ای وجود داشته باشد تا سرنخ‌های قدیمی و تمایل به پاداش را برآورده کند. یا فرد سیگاری قادر به ترک نخواهد بود، مگرآنکه هنگام تمایلش به نیکوتین، چیزی یا کاری را جایگزین آن کند.

 بهترین ترجمه کتاب قدرت عادت : چرایی کارهایی که در زندگی و کسب‌وکار انجام می‌دهیم؛ انتشارات هورمزد شانزدهمین بار آن را عرضه می‌کند.

شناخت محرک؛ نخستین گام تغییر عادت‌ها

مؤسسه‌ی‌ ام. ان نیز بر وادارکردن معتادان به مشروبات الکلی به شناخت محرک‌ها یا آغازگرها تأکید دارد؛ این مرحله نخستین گام در آموزش تغییر عادات است. این کار آموزش آگاهی نام دارد.

در گام بعدی درمانگر واکنش رقابتی را باید آموزش دهد. محرک‌ها و پاداش‌ها همان‌گونه باقی ماندند. فقط کار روزمره و تکراری تغییر کرد. کارهای تکراری و روزمره‌ی رقابتی به‌صورت خودکار در‌آمده بودند؛ عادتی جایگزین عادت دیگر شده بود.

اما زمانی‌که از عملکرد این عادت مطلع می‌شوید، هنگامی‌که محرک‌ها و پاداش‌ها را تشخیص می‌دهید، تازه در نیمه‌ی راهِ تغییر آن هستید. احتمالاً، این ‌کار باید پیچیده‌تر باشد؛ حقیقت آن است که مغز می‌تواند دوباره برنامه‌ریزی شود.

امروزه، درمان تغییر عادت استفاده‌های بسیاری دارد؛ درمان تیک‌های فیزیکی و کلامی، افسردگی، سیگارکشیدن، مشکلات قمار، اضطراب، شب‌ادراری، تعلل، اختلالات وسواسی و دیگر مشکلات رفتاری.

تکنیک‌های این روش یکی از اصول اساسی عادات را آشکار می‌کند؛ اغلب مواقع، تا زمانی‌که به دنبال تمایلات ایجادکننده‌ی رفتارهایمان می‌گردیم، آن‌ها را واقعاً درک نمی‌کنیم.

اگر تغییر عادت کارآمد است؛ چرا افراد در چنین لحظات بحرانی‌ای با شکست مواجه می‌شوند؟

برای پاسخ به این سؤال، به داستان این‌گونه افراد روی ‌می‌آوریم و در آن هنگام دریافتیم که عادات جایگزین فقط زمانی به رفتارهای جدیدِ استوار تبدیل می‌شوند که با عامل دیگری همراه باشند؛ برای‌ مثال، گروهی از محققان حوزه‌ی مشروبات الکلی در کالیفرنیا، در مصاحبه‌ها به الگوی تازه‌ای دست یافتند که از اهمیت بالایی برخوردار است؛ بدون وجود عاملی دیگر، عادات جدید هرگز نمی‌توانند کاملاً بر رفتار فرد مسلط شوند.

باور؛ تنها راه تغییر عادتی کارآمد

در واقعاعتقاد و باور تفاوت ایجاد ‌می‌کند. محققان دریافتند که نکته‌ی اصلی مسئله‌ی «خدا» نبوده است. هنگامی‌که فرد می‌آموزد چگونه به چیزی اعتقاد داشته باشد، آن استعداد به دیگر بخش‌های زندگی او منتشر می‌شود. تا آنجایی‌ که اعتقاد پیدا می‌کند امکان تغییر وجود دارد.
درحقیقت، اعتقاد همان عاملی بود که چرخه‌ی عادتِ ازنو‌ساخته‌شده را به رفتاری دائمی تبدیل می‌کرد.
اگر تغییر توانایی‌ افراد از طریق خودشان صورت بگیرد، شاید، درباره‌ی آن مشکوک باشند؛ اما افراد خود باید از ناباوری‌شان دست بردارند. هر جامعه‌ای، خود، باید باوری و اعتقاد را ایجاد می‌کند.
دونگی هم باور را بزرگ‌ترین بخش موفقیت در فوتبال حرفه‌ای خود می داند. تیم می‌خواست باور کند، اما زمانی‌که همه‌چیز شدت پیدا می‌کرد و دشوار می‌شد، دوباره به نقاط راحت و عادات قدیمی روی می‌آوردند.
اما می‌دانیم که برای تغییر دائمی عادات، افراد باید معتقد باشند که تغییر ممکن است؛ همان فرایندی که باعث می‌شود مؤسسه‌ی ام.ان مؤثر و کارآمد شود. قدرت گروه برای آموزش افراد و باورکردن زمانی مؤثر می‌شود که افراد برای کمک به تغییر یکدیگر به‌هم می‌پیوندند؛ باور زمانی آسان‌تر است که درون اجتماع صورت بگیرد.

بیشتر بدانید

پارادایم هفت عادت

پارادایم هفت عــــــادت

اساس کتاب هفت عادت مردمان موثر نوشته دکتر استفان کاوی، تعریف و معرفی پارادایم‌های تأثیرگذار بودن است.

تعریف تاثیرگذاری عادت

این ۷ عادت، عادت‌های تأثیرگذار بودن هستند. از آنجایی که آن‌ها بر پایۀ قانون بنا شده‌اند، بیشترین نتیجه‌های سودمند و درازمدت را به ارمغان می‌آورند. آن‌ها پایۀ شخصیت هر شخص می‌شوند و مرکزی قدرتمند از نقشه‌هایی درست و مناسب می‌شوند، که با کمک آن‌ها، هر فرد می‌تواند به‌صورت مؤثر مشکلاتش را حل کند، فرصت‌‌هایش را به حداکثر برساند و مدام چیزی فرابگیرد و دیگر قانون‌ها را برای رشد صعودی و مارپیچی با هم هماهنگ کند.

هم‌چنین آن‌ها عادت‌های تأثیرگذاری هستند. چون آن‌ها براساس پارادایم‌های تأثیرگذاری قرار دارند که با قانون طبیعی هماهنگی دارد، قانون اول «تعادل پی / پی‌سی» به معنی تعادل وسیله با هدف، نامیده می‌شود.قانونی که بسیاری از مردم آن را نقض می‌کنند. این قانون با یادآوری حکایت ایساپ -داستان­نویس یونانی قرن ششم قبل از میلاد- دربارۀ غاز و تخم طلایی به‌راحتی درک می‌شود.

این حکایت، داستان کشاورزی فقیر است که یک روز می‌بیند در آشیانۀ غاز خانگی‌اش، یک تخم طلایی می‌درخشد. اول فکر می‌کند ممکن است حقه‌ای در کار باشد. اما وقتی تخم طلایی را به گوشه‌ای پرتاب کرد، فکر دیگری به سرش زد و شروع به بررسی آن­ها کرد.

این تخم از طلاست! کشاورز نمی‌توانست این شانس را باور کند. حتی وقتی روز بعد، این تجربه تکرار شد، او کمتر به فرصت پیش آمده ایمان داشت. هر روز، او بیدار می‌شد و تخمی طلایی در آشیانۀ غاز پیدا می‌کرد. او به­ شکلی رویاگونه پولدار شده بود. اوضاع خیلی بهتر از حدی بود که حقیقی به­ نظر برسد. اما همان‌طور که ثروتش افزایش می‌یافت، او حریص‌تر و ناشکیبا‌تر می‌شد. او دیگر نمی‌توانست صبر کند که غاز، روزی یک تخم طلا بگذارد. پس تصمیم گرفت که غاز را بکشد و تمام تخم‌های طلا را یک­جا به ­دست بیاورد. اما وقتی شکم غاز را شکافت، خالی بود. هیچ تخم طلایی در کار نبود و دیگر هیچ راهی برای به­ دست آوردن تخم طلا وجود نداشت. کشاورز غازی که تخم طلا می‌گذاشت را نابود کرده بود.

این داستان یک قانون طبیعی است.

تعریف اساسی تأثیرگذار بودن: بیشتر مردم به تأثیرگذاری، مثل پارادایم تخم طلا نگاه می‌کنند: هر چه بیشتر تولید کنی و انجام دهی، تأثیرگذارتر خواهی بود. اما همان‌طور که داستان نشان داد، تأثیرگذاری حقیقی، کارکرد دو مفهوم است: چه چیزی تولید می‌شود (تخم‌های طلا) و تولید سرمایه یا ظرفیت تولید (غاز).

اگر شما بپذیرید که الگوی زندگی بر تخم‌های طلا متمرکز می‌شود و غاز را نادیده می‌گیرد، شما به­زودی سرمایه یا ظرفیت تولید تخم‌های طلا را از دست خواهید داد. از سوی دیگر، اگر شما فقط مراقب غاز باشید و برای استفاده از تخم‌های طلا هیچ هدفی نداشته باشید، شما به­زودی تبدیل به کسی می‌شوید که غاز پرورش می‌دهد و برایش غذا تهیه می‌کند تا شاید روزی غاز را به­ عنوان غذا استفاده کند! تأثیرگذاری، در داشتن تعادل نهفته است که من آن را تعادل پی/پی­سی، یعنی تعادل هدف/وسیله می‌نامم که پی در واقع میزان نتیجه و برداشت شما از آرزوهایتان است یا همان تخم‌های طلا و پی­سی نیز توانایی یا سرمایۀ شما برای به ­دست آوردن تخم‌های طلاست.

قبل از اینکه روی کتاب هفت عادت مردمان مؤثر کار کنیم، دو تغییر پارادایم را به شما توصیه می‌کنم که میزان مطالب ارزشمندی که شما از این کتاب دریافت می‌کنید را بسیار افزایش می‌دهد.

در تحقیق اخیر ماریلین فرگوسن، او ملاحظه کرد که «هیچ‌کس نمی‌تواند دیگری را تشویق کند که تغییر کند. هر یک از ما نگهبان دروازۀ تغییر خود هستیم. که این دروازه فقط از درون به بیرون باز می‌شود. ما نمی‌توانیم دروازۀ تغییر دیگری را با جر و بحث یا تحریک احساسی باز کنیم.»

اگر شما تصمیم گرفته‌اید که «دروازۀ تغییر» خود را باز کنید یا به درک حقیقی برسید و با اصل‌های کتاب هفت عادت زندگی کنید، من با خیال راحت به شما اطمینان می‌دهم که چیزهای مثبت برای شما رخ خواهند داد.

اول، رشد شما مرحله‌های تکامل خود را سپری می‌کند در حالی‌که تأثیر نهایی و ویژۀ آن تحول‌‌آفرین خواهد بود. آیا شما موافق این حرف نیستید که اگر تنها قانون تعادل پی/پی‌سی به‌درستی و کامل در زندگی به‌کار گرفته شود، بسیاری از افراد و سازمانها تغییر خواهند کرد؟

تأثیر نهایی و ویژۀ باز کردنِ «دروازۀ تغییر» برای سه عادت اول یعنی عادت‌هایی برای به‌دست آوردن پیروزی فردی به‌طرز قابل ملاحظه‌ای منجر به ایجاد اعتمادبه نفس در شما خواهد شد. شما خود را عمیق‌تر و در ارتباط با سرشت واقعی، ارزش‌های والا و ظرفیت همکاریِ منحصر‌‌به فرد خودتان خواهید شناخت. اگر همراه با این ارزش‌ها زندگی کنید، حس هویت داشتن، هماهنگی، کنترل و هدایت درونی‌تان باعث ایجاد شادمانی و آرامش در شما خواهد شد.

شما برای تعریف کردن شخصیت خود، معیاری درونی دارید که به مقایسه یا ایده‌های دیگران کاری ندارد. «درست » یا «نا‌درست» بودن شخصیت، چیزی نیست که از بیرون فهمیده شود. جالب است که متوجه خواهید شد طرز نگرش افراد به شما برایتان کمتر اهمیت دارد. آنچه برای شما مهم است این ‌است که آن‌ها دربارۀ خود و دنیای خودشان که ارتباط آن‌ها با شما را نیز دربردارد، چه فکر می‌کنند.

شما دیگر زندگی احساسی خود را بر پایۀ نقطه ضعف‌های دیگران نخواهید ساخت. به‌علاوه، شما راحت‌تر و با تمایل بیشتر تغییر خواهید کرد، چون در اعماق وجودتان چیزی وجود دارد که در ‌اساس نمی‌خواهد تغییر کند.

همان‌طور که به سمت سه عادت بعدی یعنی پیروزی‌های عمومی گام بر‌می‌دارید خواهید فهمید که این تمایل در شما وجود دارد که از تمام توانایی‌هایتان استفاده کنید تا رابطه‌های مهم که نابود یا شکسته شده را بهبود ببخشید یا حتی از نو بسازید. رابطه‌های خوب نیز بهتر، عمیق‌تر،‌ استوار‌تر، خلاقانه‌تر و پرماجراتر خواهند شد.

عادت هفتم، اگر به صورتی عمیق، درونی شود، شش عادت اول را تازه خواهد کرد و شما به‌طور حقیقی فردی مستقل و با پتانسیل اتکا و همبستگیِ دوسویه خواهید شد. در این مدت می‌توانید با‌تری‌های خود را شارژ کنید. موقعیت کنونی شما هر چه که باشد، مطمئنم که تمام هفت عادت در شما وجود ندارد.

شما می‌توانید الگوها و عادت‌های جدید تأثیرگذاری، شادی و روابط بر پایۀ اعتماد را جایگزین الگوهای کهنۀ رفتاری کنید. با مراقبت واقعی و حقیقی، شما را تشویق می‌کنم که هنگام خواندن کتاب، این عادت ها که دروازۀ تغییر و رشد هستند را به‌کار بیندازید. با خود شکیبا باشید. رشد خویشتن با ملایمت انجام می‌شود و پایگاهی مقدس است. هیچ سرمایه‌گذاری‌ای بزرگ‌تر از این کار وجود ندارد.

آشکار است که این راه‌حل‌ها سریع به نتیجه نمی‌رسند. اما به شما این اطمینان را می‌دهم که احساس خواهید کرد که این کار برایتان سودمند است و بهره‌هایی فوری را خواهید یافت که شما را تشویق خواهد کرد.

به قول توماس پین : «به آنچه که به‌راحتی به‌دست می‌آوریم، کمتر احترام می‌گذاریم. کمیابی است که به چیزی ارزش می‌بخشد. خدا می‌داند که چه قیمتی می‌توانیم بر چیزهای خوب بگذاریم.»

بیشتر بدانید

شرکت استارباکس و موفقیت عادت

شرکت استارباکس و موفقیت عادت

استارباکس مانند بسیاری از شرکت‌های دیگر، در ارائه‌ و آموزش آن دسته از توانایی‌های زندگی موفق بوده است که در دانشگاه‌ها، خانواده‌ها و جوامع تدریس نمی‌شود. امروزه، استارباکس با بیش از ۱۳۷ هزار کارمند و بیش از یک‌میلیون فارغ‌التحصیل، یکی از آموزشگاه‌های بسیار بزرگ دنیاست. تمام کارکنان آنجا در اولین سال کار‌یشان، حداقل ۵۰ ساعت در کلاس‌های استارباکس آموزش دیده‌اند، مدت‌زمان زیادی در خانه با کتاب‌های آموزشی تمرین کرده و با مشاوران تعیین‌شده به گفت‌و‌گو پرداخته‌اند.

در رأس تحصیلات این مؤسسه بر عادتی بسیار مهم تمرکز شده است: اراده بسیاری از مطالعات نشان داده‌اند که اراده مهم‌ترین عادت کلیدی برای کسب موفقیت فردی‌است.

برای شرکت‌های مانند شرکت استارباکس، اراده چیزی بیش از کنجکاوی آموزشی‌است. در اواخر دهه‌ی ۱۹۹۰، هنگامی‌که شرکت استراتژی رشد را ترسیم می‌کرد، مدیران دریافتند که موفقیت مستلزم گسترش محیطی‌است؛ آنچه پرداخت چهار دلار بابت فنجانی قهوه را توجیه کند. شرکت به کارمندانش آموخت که همراه نان و فنجانی قهوه، باید مقداری شادی هم به مشتریان ارائه دهند؛ بنابراین، استارباکس به بررسی چگونگی آموزش کارکنان در زمینه‌ی کنترل احساسات، هدایت خویشتن و انضباط فردی‌ پرداخت تا کارکنان بتوانند با هر برخورد، موجی از شور و نیرو به مشتری ارائه دهند.

آن‌ها باید می‌آموختند که چگونه می‌توانند مشکلات شخصی‌شان را حل کنند، در غیر این ‌صورت، احساساتشان به‌صورت اجتناب‌ناپذیری به برخوردشان با مشتری راه پیدا می‌کرد. چنانچه کارگری تمرکز و انضباط داشتن را یاد بگیرد، حتی در پایان شیفت هشت‌ساعته هم می‌تواند بهترین سرویس غذایی را عرضه کند؛ دقیقاً همان‌گونه که مشتریان استارباکس انتظار دارند.

شرکت میلیون‌ها دلار صرف تنظیم برنامه‌هایی کرد که در آن‌ها ‌توانست خویشتن‌داری را به کارکنانش بیاموزد. مدیران کتاب‌های تمرینی‌ای تنظیم کردند که راهنمای تبدیل اراده به عادت در زندگی کارکنان بود. این‌گونه برنامه‌ها باعث شد که استارباکس رشد چشمگیری داشته باشد و از شرکتی آرام و بی‌جنب‌وجوش، به شرکتی گسترده تبدیل گردد؛ شرکتی که بیش از ۱۷هزار فروشگاه دارد و سالانه بیش از ۱۰میلیارد دلار درآمد کسب می‌کند.

۱۷ استراتژی برای کسب‌وکارهای ۹۸ در یک سررسید | بوک برد‌ | استراتژی عــــادت: چـارلز دوهیگ

اراده و موفقیت عادت

اراده نوعی توانایی‌است؟ زیرا توانایی امری ثابت است. پس چرا از امروز تا فردا ثابت نمی‌ماند؟ درباره‌ی فهم اراده چیزی بیش از یافته‌های آزمایشات قبلی وجود داشت؛ اما چگونه می‌توان آن‌ را با آزمایش امتحان کرد؟

با ۲۰۰ مطالعه بر روی این تحقیق نشان داد که روی این نظریه انجام شده است و همه‌ی آن‌ها به نتیجه‌ای واحد دست یافته‌اند: اراده فقط توانایی نیست، بلکه ماهیچه است و مانند ماهیچه‌های دست یا پا هرچه سخت‌تر کار کند، بیشتر خسته می‌شود یا نیروی کمتری برای مابقی چیزها دارد.

«اگر می‌خواهید کاری کنید که مستلزم به‌کارگیری اراده است مانند دویدن پس از کار، باید در طول کار، از ماهیچه‌ی اراده‌تان کمتر کار بکشید و چنانچه تمام آن را صرف کارهایی سخت مانند نوشتن ایمیل یا پرکردن فرم‌های کسل‌کننده و پیچیده کنید، تا زمانی‌که به خانه بازگردید تمام نیرویتان را از‌دست داده‌اید.»

این کار مانند تحقیق ورزشی بود. اگر افراد ماهیچه‌های اراده‌ی خود را در بخشی از زندگی‌شان تقویت می‌کردند، چه در باشگاه ورزشی و چه در مدیریت برنامه‌ی مالی، آن توانایی بر برنامه غذایی و کاری آن‌ها نیز تأثیر می‌گذاشت: تقویت هرچه‌بیشتر اراده روی همه‌چیز تأثیر می‌گذارد.

هر چه قدر روی عادات متمرکزتر شوید، در تقویت ماهیچه های اراده‌تان عادات خوب به بخش‌های دیگر زندگی تان راه پیدا می کند. هنگامی‌که وارد وضعیت ارادی شوید، دیگر مغز آماده است تا به فرد در تمرکز روی هدفش کمک کند.

اراده به موضوعی جنجال‌برانگیز در مجلات علمی و روزنامه‌ها تبدیل شده و در سراسر امریکا گسترش یافته است. در این میان، مشکل شرکت‌هایی مانند استارباکس یا هر شرکت تجاری دیگر که وابسته به کارکنانی بی‌تجربه‌‌اند بیش از پیش آشکار می‌شود: میزان تمایل کارکنان به انجام‌دادن امور به‌نحو احسن چندان مهم نیست؛ زیرا بسیاری از آن‌ها به علت نداشتن خویشتن‌داری، از بهتر انجام‌دادن وظایفشان بازمی‌مانند. آن‌ها دیرتر در محل کارشان حاضر می‌شوند و با مشتریان بدرفتار، خوب رفتار نمی‌کنند. حواس آن‌ها به حواشی محل کار معطوف می‌شود و گاهی، بدون هیچ دلیلی، از کار خود استعفا می‌دهند.

خویشتن‌داری استارباکس به عادتی که نهادینه تبدیل شد

خویشتن‌داری یکی از آموزش‌هایی که به کارکنان شرکت استارباکس باید داده میشد، چیزی که در مدرسه و دانشگاه آن را یاد نداده‌اند. خویشتن‌داری در محل کار برای فردی مشکل باشد، احتمالاً برای حضور در برنامه‌ی تنظیم‌شده برای تقویت خویشتن‌داری نیز مشکل خواهد داشت.

دیگر ‌اموزشی که استارباکس روی آن باید در محل کار می کرد قدرت اداره بود. اما استارباکس مصمم بود این مشکل را حل کند. این شرکت تا سال ۲۰۰۷، روزانه هفت فروشگاه جدید تأسیس و هر هفته ۵۰۰ کارگر استخدام می‌کرد و به آن‌ها آموزش می‌داد تا سطح برخوردشان با مشتریان را بهتر کنند، به‌موقع در محل کار حاضر شوند، از برخورد بی‌ادبانه‌ی مشتریان ناراحت نشوند، سفارش‌ و درصورت امکان، نام مشتریان را به‌یاد بسپارند و خدمات خود را با لبخندی بر لب‌ ارائه دهند. همواره، مشتریان انتظار دارند سفارش‌های گران‌قیمت خود را با روی خوش دریافت کنند.

مدیر استارباکس از برخورد‌ مشتریان خشنود بود و می گفت: «مشتریان اهمیت فوق‌العاده‌ای دارند و برای ما محترم‌اند. با ارائه‌ی قهوه، به آن‌ها خدمت می‌کنیم و کل کارها بر اساس خدمت‌رسانی فوق‌العاده به مشتریان است.»
موفقیتی که استارباکس به آن دست یافت تبدیل خویشتن‌داری به عادتی نهادینه بود.

تلاش‌ استارباکس برای تقویتِ عادات

عادات آموخته‌ای وجود دارد که به کارمندان کمک می‌کند تفاوت بین مشتریان را دریابند: اول، کسانی که فقط قهوه‌ می‌خواهند و بسیار عجله دارند؛ دوم، آن‌هایی که به توجه بیشتری نیاز دارند. در این باره، دفترچه‌های آموزشی چندین صفحه‌ی خالی دارند که کارکنان می‌توانند برنامه‌هایشان را بارها و بارها تمرین ‌کنند، تااینکه سرانجام خودکار شوند.

نحوه‌ی تبدیل اراده به عادت به این صورت است که رفتار یا عادتی مشخص انتخاب شود تا هنگام بروز مشکلات، همان رفتار به‌‌کار گرفته شود. این افراد استارباکس، پس از مدتی، به‌سرعت یاد گرفتند که باید چگونه به محرک واکنش نشان دهند؛ محرکی همچون ماهیچه‌ی دردناک یا مشتری عصبانی. زمانی‌که محرک به ‌وجود بیاید، عادت روزمره هم بروز می‌یابد. استارباکس تنها شرکتی نیست که از این‌گونه روش‌های آموزشی بهره می‌گیرد.

استارباکس چگونه را به شرکت‌های موفق تبدیل شد

هووارد اسکولتز، کسی‌است که استارباکس را به غول تبدیل کرد. تمرکز اسکولتز روی آموزش کارکنان و خدمت به مشتریان باعث شد استارباکس به ‌یکی از شرکت‌های بسیار موفق‌ دنیا تبدیل شود. ارائه‌ی حس کنترل به کارمندان میزان خویشتن‌داری آن‌ها در کار را افزایش داد.

همین تجربیات در استارباکس هم کاربرد داشت. امروزه شرکت بر ارائه‌ی حس اختیار بیشتر به کارکنان متمرکز شده است. آن‌ها از کارکنان درخواست کردند تا در طراحی دستگاه‌های قهوه‌سازی و نظم‌بخشیدن به صندوق‌های پرداخت پول تجدیدنظر کنند و در نحوه‌ی برخورد با مشتریان و زمان نشان‌دادن کالا تصمیم بگیرند.

در این باره، کریس انگسکو، نائب رئیس شرکت استارباکس، گفت: «ما به‌جای‌آنکه از همکاران بخواهیم قاعده‌ی خاصی را دنبال کنند، از آن‌ها می‌خواهیم از ذهن و خلاقیت خود استفاده کنند. افراد می‌خواهند کنترل زندگی‌شان را دردست بگیرند. با این کار، میزان گردش کار بالا رفته و رضایت مشتریان افزایش یافته است. از زمان بازگشت اسکولتز به شرکت، میزان درآمد سالانه به بیش از ۲/۱میلیارد دلار افزایش یافته است.»

بیشتر بدانید

کلیدهای دست یابی قدرت

قوانین قدرت | ۴۸ قانون قدرت

ضعف گناه نیست و اگر چگونگی برخورد با آن را بیاموزید، میتوانید آن را به قدرت تبدیل کنید. تسلیم شدن قدرت بزرگی را در بردارد: آرام کردن دشمن مغرور. این باعث میشود برای باز پس‌گیری ازدست رفته‌ها، ضعیف کردن دشمن و گرفتن انتقام زمان کافی داشته باشید. پس برای دستیابی به افتخار در جنگی که پیروز نخواهید شد، این زمان را از دست ندهید.

شاه بلوط و درخت انجیر

مردی بالی درخت انجیری بود؛ شاخه‌های درخت را به‌سوی خود خم میکرد تا میوه‌های رسیده را بچیند، آنگاه آنها را در دهان میگذاشت و با دندانهای سختش گاز میزد و نابود میکرد. درخت شاه بلوط که صحنه را دید، شاخه‌های بلندش را تکان داد و با خشخش گفت: »آه،انجیر، چه‌اندازه طبیعت نسبت به من از تو کمتر حمایت میکند. ببین چگونه بچه‌های من در پوشش جای دارند؛ نخست رویشان با پوست نرمی پوشیده شده و در زیر پوستهای سخت، بهنرمی جای گرفته اند. طبیعت نه تنها اینگونه از ما مراقبت میکند، بلکه این تیغ های تیز و نزدیک به‌هم را برایمان آفریده است تا دست‌ بشر به ما آسیب نرساند. «آنگاه درخت انجیر خندید و گفت: »تو انسان باهوش را میشناسی و میدانی که میتواند تو را داغدار فرزندانت کند؛ برای تو از میله و سنگ استفاده میکند و زمانیکه فرزندانت بر زمین افتادند، آنها را لگدمال میکند یا با سنگ بر سرشان میکوبد تا فرزندانت از زره ردشده یی خود بیرون آیند، درحالیکه ما با دستان بشر به‌آرامی چیده میشویم و هرگز با خشونت با ما رفتار نمیکنند».

کلیدهای دستیابی به قدرت | ۴۸ قانون قدرت

آنچه در حیطه ی قدرت به طور معمول برایمان مشکل ساز است، واکنش تند ما به حرکت دشمنان و رقیبان است. با رفتاری منطقی میتوانیم از مشکلهای برآمده از چنین واکنشهای تندی دور باشیم. افزون براین، واکنش تند تأثیری بی پایان برجای میگذارد، زیرا دشمن نیز واکنش تندی بروز میدهد.

میل ما به داشتن واکنش سریع رفتارهایی تهاجمی به دنبال دارد. پس بار دیگر که کسی شما را هل داد و احساس کردید میخواهید واکنشی سریع داشته باشید، اینگونه عمل کنید: مقاومت نکرده و رفتاری متقابل نشان ندهید، بلکه با میل پذیرا باشید و تعظیم کنید و آنسوی صورت خود را به سوی وی بگیرید؛ آنگاه درمییابید که با این کار، رفتارش را خنثی میکنید. آنها انتظار دارند و حتی از شما میخواهند که با شدت واکنش نشان دهید، ولی با این رفتار شما شگفت‌زده شده و خلع سلاح خواهند شد. با انعطاف پذیری میتوانید موقعیت را کنترل کنید؛ زیرا تسلیم شدن شما بخشی از یک نقشه‌ی بزرگتر است که آنها را فریب میدهد که باو ر کنند شما را شکست داده اند.

قانون تسلیم | ۴۸ قانون قدرت

قانون تسلیم،روش مسخره کردن دشمنان را هم پیشنهاد میکند؛ قدرت همیشه درحال دگرگونی است، زیرا بازی با ذات بی ثباتی است و در میدان درگیری ثابت، افراد قدرتمند همیشه خود را درحال ضعیف شدن میبینند. اگر زمانی احساس ضعف کردید، شیوه‌ی تسلیم بهترین روش برای بالا بردن دوباره‌ی قدرت است؛ این شیوه جاه‌طلبی و زیاده‌خواهی شما را پنهان ساخته و به شما شکیبایی و خویشتنداری و مهارتهای کلیدی بازی را می‌آموزد و برای سود بردن از لغزش ناگهانی فرمانروای ستمگرتان شما را در بهترین موقعیت ممکن قرار میدهد. اگر فرار کنید یا بجنگید، در درازمدت پیروز میدان نخواهید بود، اما اگر تسلیم شوید، همیشه از این میدان پیروز بیرون می‌آیید.

اصل تاکتیک تسلیم | ۴۸ قانون قدرت

اصل تاکتیک تسلیم اینگونه است: از درون محکم و استوار بمانید و از بیرون ظاهرا فرمانبردار باشید. به هر دلیلی، از خشم دوری کنید تا رقیبان شگفت زده شوند، پس برای برانگیختن واکنش شما خشن‌تر خواهند شد. به جای آن، شما از قدرت و فضای کافی برخوردار میشوید که برای نابودی آنها حرکتهایی مخالف طرح کنید.
یک اسلحه‌ی برتر در جنگ، هوش علیه خشونت و بیرحمی‌ تاکتیک‌ تسلیم است و به خودداری نیازمند است. آنها که به‌راستی تسلیم میشوند (در پایان نبرد)، آزادی خود را از دست میدهند و با ذلت شکست، نابود میشوند. باید به‌خاطر داشته باشید که تظاهر کنید تسلیم شده‌اید؛ مانند حیوانهایی که برای نجات مخفیگاه، نقش مرده را بازی میکنند. دیدیم که تسلیم شدن همیشه از جنگیدن بهتر است؛ در رویارویی با دشمنی قدرتمند و اطمینان از شکست تسلیم شدن بهتر از فرار است. شاید فرار کردن برای مدتی شما را در امان نگه دارد، ولی متجاوز درنهایت شما را پیدا خواهد کرد. اما اگر تسلیم وی شوید، موقعیت نزدیکی به او را مییابید و میتوانید از نزدیک زهرتان را به وی وارد کنید.

تسلیم‌شدن برای مدتی مخفیگاه شما را پنهان میسازد،تا زمانیکه بتوانید از آن دوباره محافظت کنید. دوری از مرگ پرافتخار تحمیلی عاقلانه است، اما گاهی دشمن نرم نمیشود و این افتخار تنها راه گریز است. افزونبر این، اگر خودتان مایل به این کار باشید، باعث قدرت و الهام دیگران خواهید شد.

برخلاف تسلیم، مرگ پر افتخار یک روش غیردقیق است و به‌اندازه‌ی خشونت جنگ وحشیانه است. قدرتی که نصیب افراد با مرگ افتخارآمیز شده، هزاران بار بیشتر از افرادی است که نه انقلابی برپا کرده‌اند و نه بر شیوهای تأثیر گذاشته‌اند. بنابراین اگر مرگ باافتخار قدرت خاصی نصیبتان میسازد، پس انکارناپذیر است. مهمتر از همه اینکه شما برای لذت از قدرت،در پیرامون آن پرسه نمیزنید، همانگونه که قدرت نیز اینگونه است و سرانجام اینکه در چنین مرگهایی خودخواهی و غرو ر هم دیده میشود؛ انگار که این افراد احساس میکردند، پیروانشان بسیار کمتر از خودشان هستند. وقتی قدرت شما را ترک کند، بهتر است استثنای این قانون را نادیده گرفته و مرگ پرافتخار را کنار بگذارید: پاندول سرانجام به‌سوی شما حرکت میکند و برای دیدن این بازگشت باید زنده بمانید.

تصو یر ذهنی: درخت بلوط. درخت بلوطی که در برابر باد مقاومت میکند، شاخه‌هایش را یکی یکی از دست میدهد و بدون حفاظ میماند و تنه‌ی درخت درنهایت‌ نابود میشود؛ بلوطی که خم شود در برابر باد بیشتر زنده میماند، تنهاش رشد کرده و پهنتر میشود، ریشه‌هایش محکمتر و عمیقتر میشوند.

بیشتر بدانید

پرفروش ترین کتاب سال ۲۰۱۸ | کتاب خاطرات میشل اوباما

پرفروش ترین کتاب سال ۲۰۱۸ |کتاب خاطرات میشل اوباما

 

میشل اوباما در زندگی پر از معنا و موفقیت، به عنوان یکی از زنان برجسته و پرنفوذ دوران ما ظهور کرده است. او به عنوان اولین بانوی ایالات متحده آمریکا و اولین آفریقایی تبار آمریکایی در این نقش خدمت کرد و به ایجاد بهترین و جامع ترین دوران کاخ سفید در تاریخ کمک کرد. همچنین او خود را به عنوان یک حامی قوی برای زنان و دختران در ایالات متحده و در سراسر جهان اثبات کرد، وی به طور چشمگیری باعث تغییر شیوه هایی شد که خانواده ها برای سلامت و فعال تر  نمودن  زندگی خود دنبال  می کنند. او در کنار همسر خود؛ باراک اوباما ایستادگی کرد؛ و در عبور از بحرانی ترین شرایط رهبری به او کمک کرد.

میشل اوباما، بانوی اول ایالات متحده امریکا و رکوددار کتاب پرفروش سال 2018 | انتشارات هورمزد

میشل اوباما در کتاب خاطراتش که اثری عمیق و متفکرانه است خوانندگان را به دنیای خود دعوت می کند و به وقایع نگاری اتفاقاتی می پردازد که تجربیاتش را شکل داده است. از  دوران کودکی اش در ساحل جنوبی شیکاگو تا سال هایی که برای تعادل میان کار و مادری مانند مدیری اجرایی تلاش کرد، او پیروزی های خود و ناامیدی های خود را هم در زندگی خصوصی و هم در زندگی  دولتی اش توصیف کرده است. داستان زندگی اش را با کلمات و واژه‌های خاص خودش بدون کم‌و‌ کاست تعریف می‌کند.

کتاب خاطرات (becoming)میشل اوباما با نام «شدن» رکورد کتابهای سال ۲۰۱۸ را شکست | پرفروش ترین کتاب سال ۲۰۱۸

کتاب خاطرات becoming میشل اوباما از سه بخش تشکیل می‌شود، میشل اوباما به دوران کودکی و جوانی خود، آشنایی و ازدواج با باراک اوباما، و حضورش در کاخ سفید می‌پردازد.

میشل اوباما در جایی از کتاب خاطراتش با نام «شدن» becoming می نویسد: «ای کاش زنان بیشتری در انتخابات شرکت می‌کردند. و همیشه از خودم می‌پرسم چه چیز باعث شد زنان به خصوص فردی با توانمندی‌های استثنایی یک نامزد زن هیلاری کلینتون را رد کنند و به جای او یک زن‌ستیز را به عنوان رئیس‌جمهور خود برگزینند. اما باید با نتایج انتخابات کنار آمد و زندگی ادامه دارد.»

میشل اوباما و خاطراتش در کتاب becoming «شدن» 

من مفتخرم که شما را ملاقات کردم، رهبران آینده بریتانیای کبیر و این جهان. و اگرچه شاید شرایط زندگی ماها بسیار دور به نظر برسد، با من که به عنوان بانوی اول ایالات متحده آمریکا اینجا ایستاده ام، و شما، که تنها در حال تکمیل مدرسه هستید. من می خواهم که شما بدانید که ما در بسیاری چیزها مشترکیم. که هیچ چیز خاصی در مسیر زندگی من خبر از این نمی داد که من اینجا ایستاده باشم به عنوان نخستین بانوی اول آفریقایی-آمریکایی ایالات متحده آمریکا. هیچ چیزی در داستان من نیست که مرا اینجا بنشاند. من با پول و سرمایه بزرگ نشده ام یا هر نوع موقعیت اجتماعی که درخور ذکر باشد. من در بخش جنوب شیکاگو بزرگ شدم. آن بخش واقعی شیکاگو است. و من حاصل طبقه کارگر جامعه بودم. پدر من برای تمام عمر کارگر شهر بود. و مادر من یک زن خانه دار بود. و او در خانه می ماند تا از من و بردار بزرگترم مراقبت کند. هیچکدام از آنها دانشگاه نرفتند. تشخیص داده شد که پدرم اسکلروز چندگانه دارد در بهار جوانی اش. ولی با اینکه برایش سخت تر می شد راه رفتن و لباس پوشیدن در صبح من می دیدم که بیشتر و بیشتر تقلا می کند.پدرم هیچگاه از تقلایش شکایتی نکرد. او سپاسگزار آنچه بود که داشت. او تنها کمی زودتر بلند می شد و کمی بیشتر کار می کرد. و برادرم و من با تمام چیزهایی بزرگ شدیم که واقعا احتیاج دارید: عشق، ارزش های محکم و باور به اینکه با یک تحصیلات خوب و با سخت کوشی بسیار، هیچ چیزی نیست که نتوانید به انجام برسانید.

من نمونه آن هستم که چه چیزی ممکن است وقتی که دختران از آغاز زندگی شان توسط مردمان اطرافشان مورد محبت قرار می گیرند و پرورش می یابند. من در زندگی ام با زنان فوق العاده احاطه شده بودم. مادربزرگ ها، معلم ها، خاله ها و عمه ها، دخترخاله دخترعمه ها، و همسایه ها، که مقاومت و وقار را به من یاد دادند. و مادرم، مهمترین اسوه تقلید زندگیم، که با ما در کاخ سفید زندگی می کند و کمک می کند تا از دو دختر کوچکمان مواظبت کنیم، مالیا و ساشا. او حضور فعالی در زندگی شان دارد، و همانطور در زندگی من، و دارد کم کم به آنها القا می کند همان ارزش هایی را که به من و بردارم یاد داد: چیزهایی مثل دلسوزی، و راستی، و اعتماد، و پشتکار. همه آنها در یک عشق مطلق احاطه شده که تنها از یک مادربزرگ برمی آید.

من همچنین آنقدر خوشبخت بوده ام که تسلی یافته و دلگرم بشوم همچنین با برخی سرمشق های مرد قوی، شامل پدرم، بردارم، عموهایم، و پدربزرگ هایم. مردان هم در زندگیم چیزهای مهمی به من آموختند. آنها به من یاد دادند که یک رابطه محترمانه میان مرد و زن چه طور باید باشد. آنها به من یاد دادند که یک ازدواج مستحکم باید چه طور باشد. آنکه باید بر اساس ایمان و تعهد باشد و ستایش موهبت های ویژه یکدیگر. آنها به من آموختند که به چه معنی است پدر بودن و تشکیل خانواده دادن. و نه تنها سرمایه گذاری در خانه خود بلکه دست بالا بردن و کمک کردن به پرورش کودکان در یک اجتماع وسیع تر.

نظر باراک اوباما درباره کتاب شدن میشل اوباما | انتشارات هورمزد

تحقق رویاهای میشل اوباما در کتاب خاطراتش |پرفروش ترین کتاب سال ۲۰۱۸

لطفا آن را به خاطر بسپارید. اگر می خواهید بدانید من به چه علت اینجا ایستاده ام، به خاطر آموزش بوده. من هیچ وقت کلاس رفتن را قطع نکردم. متاسفم، نمی دانم آیا هیچکس کلاس ها را قطع می کند. من هیچ وقت نکردم. من عاشق A گرفتن بودم. من دوست داشتم زرنگ باشم. من دوست داشتم وقت شناس باشم. من دوست داشتم تکالیفم را انجام دهم. من فکر می کردم زرنگ بودن از هر چیزی در جهان باحال تر است. و شما همچنین، با این ارزش های مشابه، می توانید سرنوشت خود را تعیین کنید. شما نیز می توانید راه را هموار کنید. شما نیز می توانید رویاهایتان را تحقق بخشید، و آنگاه وظیفه شما این است که به عقب برگردید و به کسانی درست مثل خودتان کمک کنید تا کار مشابه را انجام دهند. تاریخ ثابت کرده که مهم نیست که شما از خانه های دولتی می آیید یا غیر دولتی.

موفقیت شما محتوم به بردباری خوتان است، اعتماد خوتان، سخت کوشی منحصر بفرد خودتان. این حقیقت دارد. این حقیقت جهانی است که در آن زندگی می کنیم. شما اکنون سرنوشت خود را در دست دارید. و آسان نخواهد بود. این قطعی است. ولی شما همه ملزومات را دارید. هر چیزی که برای موفقیت نیاز دارید، شما همین الان در اینجا دارید.

شاید بخواهید این مطلب را نیز ببینید: اُپرا وینفری از شخصیت‌های برجسته تلویزیون امریکا و جهان در مورد کتاب Becoming میشل اوباما می‌گوید:  “شدن” کتابی‌ست از هرآنچه که شما می‌خواهید بدانید و از بسیاری چیزها که نمی‌دانید و دوست دارید بدانید. این کتاب خیلی خوب نوشته شده آنچنان که می‌توانم صدای میشل را در آن بشنوم و می‌توانم تمام احساساتش را درک و حس کنم. آنچه که او به ما اجازه می‌دهد بدانیم اینست که او قادر به کشف، تعریف و پالایش لحنش است. کتاب خاطرات میشل اوباما پرفروش‌ترین‌های آمازون با ترجمه خوب سرکار خانم مهری مدآبادی؛ مترجم کتاب سقلمه؛ توسط انتشارات هورمزد می‌توانید به صورت پیش خرید تهیه نمائید.

بیشتر بدانید
بیست وششمین دوره هفته کتاب و کتاب‌خوانی | انتشارات هورمزد

هفته کتاب و کتاب‌خوانی

هفته کتاب و کتاب‌خوانی

۲۴ آبان روز کتاب و کتابدار است. این روزها سرانه مطالعه در ایران بسیار کم است. در ایران کتاب خوانده می‌شود ولی آمارها ارقامی را نشان می‌دهد که ارقام مطلوبی برای چنین کشوری با بستر فرهنگی و تاریخی نیست و رو به افول است. اگر فرهنگ کتاب و کتاب‌خوانی را از دوران کودکی بیاموزیم و برایمان از همان دوران خردسالی تبدیل به عادتی خوب می‌شود. بدون تردید به این نکته پی می‌بریم که پیروزی و شکست در زندگی‌مان را تغییر دهیم. باید چرخه نشر را به درجه مطلوب برسانیم. برپایی نمایشگاه‌های شهرستان‌ها گامی بلند برای توزیع و بیشتر خوانده شدن کتاب‌ها است. کتاب‌هایی که شاید به دلیل نبود دسترسی و امکان خرید کمتر مورد استقبال قرار می‌گیرد. اگر شرایط و آرمان‌های ایده آلی داشته باشیم، مسیری رو به رشد هم نیز خواهیم داشت.

کتابدار باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟

در انتخاب همه مشاغل درک صحیح و دستی باید داشته باشیم که عوامل مختلفی برای هر فرد تأثیرگذار هستند. یکی از مهم‌ترین‌ها عامل‌ها ویژگی‌های شخصیتی هر فرد است. هر فرد با ویژگی‌های منحصربه‌فرد بازهم در موارد خاص عملکردی متفاوت دارد. در اولین گام باید کتابدار تخصص و مهارت لازم را برای تصدی شغل مورد نظر داشته باشد.خدمات کتابخانه‌ای، چگونگی تشخیص و رفع نیاز اطلاعات که مراجعین درخواست دارند. کسب آگاهی و دانش مربوط به کتابداری نه‌تنها در حوزه دانشگاهی و درسی بلکه در تمامی حوزه‌ها باید مهارت داشته باشد.

یک کتابدار کاردان و آگاه علاوه بر کتاب‌شناسی باید منبع شناس خوبی باشد. امروزه بستر کتاب به منبع‌های دیگر نیز منتقل پیداکرده است و به منابع دیگر انتقال دانش مانند اینترنت و بانک های اطلاعاتی آگاه باشد. منابع دیجیتالی، سمعی_بصری، انتشارت، نویسنده، موضوع، مترجم، … بشناسد. در غیر این صورت کتابدار موفق و مشاور خوبی نمی‌تواند باشد.

باید از خدمات مدیریت فرهنگی استفاده کند و کتابدار بتواند با کمک تخصص و اطلاعات مفید را در اختیار مراجعین بگذارد و آن را به بهترین شکل ممکن ارائه دهد. به‌طوری‌که مروج کتاب‌خوانی شود و مراجعه بعدی مخاطب را به کتابخانه تضمین کند. به‌عنوان فرد فرهنگی، جذب‌کننده افراد به کتاب باشد. در هر شرایط و مکانی باید بتواند کتاب را ترویج کند. باید بتواند با اطلاعات کاملی که در اختیار می‌دهد کتاب‌خوانی را رواج دهد. کتاب‌خوانی اثری آماری نیست، بلکه محتوایی است.

شخصیت شناسی کتابدار بر اساس تست MBTI

ENFJ این تیپ شخصیتی دوست دارند به دیگران کمک کنند تا رشد کنند. آن‌ها دوست دارند با اشخاص در ارتباط بوده و محیط کاری هماهنگی داشته باشند.

INFJ این تیپ شخصیتی دوست دارد از دانش و ایده‌های خود برای کمک به دیگران استفاده کند. این افراد علاقه دارند که ارتباطات فردی (دو نفرِ) و عمیق با دیگران برقرار کنند که در این شغل شرایط آن وجود دارد.

INFP این تیپ شخصیتی دوست دارد به دیگران کمک کند در زندگی‌شان به رشد، دانش و فراست بیشتری دست پیدا کند. او از فرآیند یادگیری لذت می‌برد.

ISTJ این تیپ شخصیتی از کارهای مربوط به علم و آموزش لذت می‌برد. او دقت بالایی داشته و دوست دارد در محیط‌های سازمان‌یافته فعالیت کند.

ISFJ این تیپ شخصیتی علاقه دارد به دیگران کمک کند و تأثیر مثبتی روی جامعه بگذارد. او ترجیح می‌دهد در مدارس و بادانش آموزان ابتدایی سروکار داشته باشد.

بیشتر بدانید