استراتژی جنگیدن

استراتژی جنگیدن

امروزه کتاب و مقالات زیادی درباره استراتژی جنگیدن نگاشته می‌شود. از نوشته‌های چندسطری تا کتاب‌های چند صد صفحه‌ای. تجارت در هر نوع کسب‌وکاری، جنگیدن است که به همه کسب‌وکارها کمک می‌کند، در رقابت‌های بازار به شکل موثری وارد میدان شوند. در این رقابت باید رقبا در نظر گرفته شوند و تلاش کنند قهرمان رقابت‌های بارز باشند. مدیران هوشمند می‌توانند با تحلیل نوشته‌ها و قواعد استراتژی جنگیدن سان تزو قواعد کسب‌وکار خود را پیاده سازی کنند.

بیشتر بخوانید: تفاوت مدیران خودمحور و مقتدر با مدیریت سطح پنجم در کسب‌وکارهای ایرانی

استراتژی جنگیدن ۵ شرط برای پیروزی در نظر دارد که عبارت اند از:

  • فرمانده باید بداند چه زمانی به جنگ بپردازد و چه موقع عقب‌نشینی کند.
  • کنترل دشمن از دور و نزدیک الزامی است.
  • اتحاد لشکریان باید حول یک هدف مشترک باشد.
  • در مقابل حملات دشمن آمادگی لازم وجود داشته باشد.
  • پادشاه در کار فرمانده دخالت نکند.

نقش پادشاه در آموزش استراتژی جنگیدن مهم است. اما تصمیم‌گیرنده نهایی جنگ، فرمانده می‌باشد. او از دخالت‌های بی‌موردی که موجب بدبختی مملکت می‌شود، باید در امان باشد. بدون شک ناپلئون بسیاری از موفقیت‌های فوق‌العاده‌اش را مدیون صلاحیت و اقتداری بود که از آن ممانعت نشد.

شرایط جنگ چیست؟

منظور از شرایط جنگ در نظر گرفتن راه و روش جنگ است. این همان چیزی است که می‌توان نامش را پیروزی و قدرتمند‌شدن نهاد. بنابراین در جنگ فقط پیروزی مطرح است نه نبردی درازمدت. رهبر ارتش یا همان فرمانده‌ی جنگ، داور سرنوشت مردم است. رهبری که چه به‌سوی صلح و چه به‌طرف خطر و نگرانی، آینده مردم را داوری خواهد کرد.

زندگی به نوعی جنگ و رقابت است. در فضای کسب‌و‌کار این وجهه رقابتی زندگی پر‌رنگ‌تر می شود. به‌همین‌خاطر دانستن استراتژی‌های جنگی، برای بسیاری از مدیران می‌تواند بسیار حیاتی باشد. افراد برای رسیدن به بالاترین سطح رقابتی باید تلاش کنند.

استراتژی تهاجمی

در همه‌ی نبردها جنگیدن و پیروزی نشانه‌ی عالی‌ترین درجه نیست؛ بلکه درجه‌ی عالی، شکست مقاومت دشمن بدون جنگ است.

مسائل تاکتیکی

جنگاوران خوب کهنه‌کار، ابتدا باید خودشان را در میان دشمن، ضعیف و شکننده نشان دهند؛ سپس در فرصت مناسب وی را مغلوب کند. شکست‌پذیری ما در مقابل دشمن دست خودمان است؛ اما فرصت غلبه را خود او فراهم می‌کند. این اشتباه و خطا را دشمن در اختیار می‌گذارد.

جنگاور خوب خود را در مقابل شکست استوار می‌کند؛ اما نمی‌تواند از آسیب‌پذیری دشمن مطمئن باشد. افرادی را که در جنگ، کار و اقدامات اصلی پیروزی را انجام می‌دهند، کارشناسان جنگ نامیده می‌شوند. این افراد باعث می‌شوند بقیه به آسانی برنده شوند. 

تاکتیک‌های استراتژی جنگیدن

در جنگ فقط دو تاکتیک حمله وجود دارد، مستقیم و غیرمستقیم؛ اما از ترکیبات این‌ها مانورهای نظامی جدیدی شکل می‌گیرد. تاکتیک مستقیم و غیرمستقیم از یکدیگر به وجود می‌آید. مانند حرکت دایره‌ای است که هیچ‌وقت به پایان آن نمی‌رسی. چه کسی می‌تواند شروع و پایان این ترکیبات را بداند؟

حمله‌ی گروهی شبیه سیلاب تندی است که حتی سنگ‌های در راه خود را در برمی‌گیرد و متلاشی می‌کند. انرژی، مانند خم‌کردن تیر و کمان و تصمیم‌گیری، مانند رها‌کردن ماشه‌ی اسلحه است. در میان اوضاع آشفته‌ی میدان جنگ، همه‌چیز بی‌نظم به نظر برسد؛ اما درواقع بی‌نظمی وجود ندارد.

در نگاه اول شما تصور می‌کنید همه‌چیز درهم و برهم است و نظمی وجود ندارد و نه ابتدا و انتهایی دارد؛ اما مغلوب‌شدنی نیستند. در نبرد همه‌چیز آشفته به نظر می‌آید؛ ولی پرچم‌ها و بیرق‌ها به قرار و مدارها دقیق پاسخ می‌دهند و در زمان بی‌نظمی کاملاً منظم و دقیق عمل می‌کنند.

آشفتگی ظاهری از نظم، بزدلی و ترس ظاهری از شجاعت و همان‌طور ناتوانی و ضعف ظاهری از قدرت ناشی می‌شود. در این مورد تناقضی وجود دارد. تسائو کونگدر نوشته‌ی خود اشاره‌ی مختصری به این معنی داشته است. همه موارد گفته‌شده صرفاً برای نابودی تشکیلات و پنهان‌کردن موقعیت یک نفر به کار گرفته می‌شود. تومو می‌گوید: اگر قصد دارید خود را به دشمن آشفته و بی‌نظم نشان دهید، باید بسیار منظم عمل کنید. اگر قصد دارید حریف، شما را بزدل و ترسو ببیند، باید بسیار شجاع باشید و اگر می‌خواهید خود را ضعیف نشان دهید باید بی‌نهایت قوی باشید.

نظم خود را در پوششی از بی‌نظمی به دشمن نشان دهید. شجاعت را زیر نمایشی از بزدلی مخفی کنید. این نوعی انرژی پنهان است. اقدام به حمله کنید؛ ولی حرکتی انجام ندهید که دشمن پی ببرد شما ترسیده  اید. قدرت خود را در نقابی از ضعف، به دشمن نشان دهید. این روشی تاکتیکی است.

مهم‌ترین اصل در جنگ، تحولات سریع و ناگهانی است که می‌توان با سربازان کم به نتایج عالی دست پیدا کرد.

نقاط ضعف و قوت در استراتژی جنگیدن

جنگاور حرفه‌ای ابتدا باید خود را برای حمله یا دفاع آماده کند، سپس روش‌های مستقیم و غیرمستقیم را در پیش گیرد. جنگجوی باتجربه، هنر ترکیب و تغییردادن روش‌ها را پیش از موضوع نقاط ضعف و قوت پیش می‌برد. برای استفاده از روش‌های مذکور، به دفاع و حمله اقدام می‌کند. نقاط ضعف و قوت به روش‌های بالا بستگی دارد و به‌نوعی مرتبط باهم هستند. به همین دلیل است که فصل نقاط ضعف و قوت بلافاصله بعد از انرژی می‌آید.

دشمن را تحریک کنید و طرح کلی فعالیت و نا­رضایتی او را یاد بگیرید. او را بیازمایید و نقاط ضعفش را پیدا کنید.

قدرت دشمن را با خود مقایسه کنید، اینکه در کجا قدرت و کجا کمبود دارد. به عبارتی نقاط ضعف و قوت او را بیابید.ظریف‌ترین کار در جنگ این است که بتوانید آرایش نظامی و استراتژی جنگی خود را پنهان کنید تا قابل‌شناسایی نباشد. در این صورت از جاسوسان و افراد باهوش در لشکر دشمن در امان می­مانید.

چگونگی پیروزی ما از تاکتیک‌های خود دشمن باید شکل بگیرد، این موضوعی است که برای مردم قابل‌فهم نیست. همه‌­ی افراد تاکتیک­ها و آرایش نظامی را می‌بینند؛ اما هیچ‌کس نمی‌تواند دریابد که چگونه این پیروزی ایجاد می‌شود.

اصلی اساسی برای پیروزی وجود دارد. هاندرسون می‌گوید: «قواعد استراتژی جنگیدن کم و ساده هستند. آن‌ها را می‌توان در طول هفته یاد گرفت و در قالب مثال و جداول قابل‌آموزش هستند. اما برای یادگیری این علم بصیرتی مانند بصیرت ناپلئون لازم است.

ارسال یک نظر