۵ قانون طلایی برای ثروتمندشدن

ثروت پایدار، زاده‌ی دانش و اراده‌ی راسخ است، پس بدان که یک‌شبه به‌دست نمی‌آید و به‌تدریج حاصل می‌شود. کسب ثروت تنها از عهده‌ی کسانی بر می‌آید که از فکر خود استفاده‌ی بهینه می‌کنند.

آیا هنوز فکر می‌کنید که تقدیر و سرنوشت باعث می‌شود که برخی طلای فراوان داشته باشند و برخی دیگر هیچ نداشته باشند؟ فردا، هر یک از شما می‌تواند طلا داشته باشد، طلایی که از خدمات صادقانه خود کسب کرده. ده سال بعد درباره‌ی این طلا چه می‌گویید؟

شاید بخواهید این مطلب را ببینید: خلاصه کتاب قدرت عادت
ثروتی که به‌سرعت به‌دست می‌آید و به همان سرعت هم از دست می‌رود. کسانی طلای زیاد دارند که از پنج قانون طلا آگاهی داشته باشند و آن‌ها را به‌کار گیرند. با رعایت و اجرای ۵ قانون طلایی از پاداش گران‌قدری برخوردار می‌شویم. هر یک از این ۵ قانون دارای مفاهیم پرباری است و برای همین دوباره آن‌ها را بازگو می‌کنیم:

قانون اول طلایی ثروتمندشدن

مقدار طلا برای کسی افزایش می‌یابد که حداقل یک‌دهم از درآمد خود را به جهت فراهم آوردن سرمایه‌ای برای آینده‌ی خود و خانواده‌اش کنار بگذارد و به‌این‌ترتیب، طلا مایه‌ی خوشبختی می‌شود.

کسی که همیشه یک‌دهم از درآمد خود را پس‌انداز کند و آن پس‌انداز را عاقلانه سرمایه‌گذاری کند، مطمئناً دارایی باارزشی به‌دست خواهد آورد. با این دارایی می‌توان درآمدی برای آینده‌ی خود فراهم آورد و در صورت مرگ، پشتوانه‌ی ایمنی برای خانواده‌اش خواهد بود. این قانون همیشه می‌گوید که طلا با خوشحالی نزد چنین فردی می‌آید. حقیقتاً این نکته را در زندگی خود شاهد بوده‌ام. هر چه بیشتر پس‌انداز می‌کنم درآمد بیشتری کسب می‌نمایم و این عملکرد قانون اول طلاست.

قانون دوم طلایی ثروتمندشدن

صاحب عاقل برای طلای خود کاری سودآور فراهم می‌کند، آنگاه طلا با جدیت و آسودگی خاطر چند برابر می‌شود، درست مثل گله‌ی گوسفندان در مراتع.

کسی که طلای خود را پس‌انداز کرده است با مغتنم شمردن فرصتی مناسب، آن را به استفاده‌ای سودآور تبدیل خواهد کرد. به‌این‌ترتیب، پس از چند سال سرمایه‌اش چند برابر خواهد شد.

قانون سوم طلایی ثروتمندشدن

فرد محتاط ضمن آنکه به فکر حفظ و نگهداری طلایش است، سرمایه‌گذاری خود را زیر نظر افراد عاقل و کاردان انجام می‌دهد.

در واقع، طلا به‌دست صاحبان محتاط خود می‌چسبد و در مقابل از دست صاحبان بی‌احتیاط فرار می‌کند. کسی که به دنبال توصیه‌ی مردان عاقل است زود یاد می‌گیرد که سرمایه‌ی خود را به خطر نیندازد و فقط در جایی امن آن را نگهداری کنند و با رضایت خاطر از افزایش دائمی آن لذت ببرد.

قانون چهارم طلایی ثروتمندشدن

اگر فرد هیچ آگاهی نسبت به سرمایه‌گذاری طلایش نداشته باشد یا آن را به‌دست افراد ناشی بسپارد، خیلی زود طلایش را از دست می‌دهد.

به آن دسته از کسانی که طلا دارند، اما هنوز هیچ مهارتی در زمینه‌ی کار با طلا ندارند، استفاده‌های بسیاری با سودهای کلان پیشنهاد داده می‌شود. اکثر این استفاده‌ها پر است از خطر ضرر و زیان و اگر توسط افراد عاقل و متبحر به طور کامل تجزیه‌وتحلیل شوند، نشان می‌دهند که هیچ سودی از آن‌ها حاصل نمی‌شود. ازاین‌رو، افراد بی‌تجربه با اعتماد به قضاوت‌های سطحی خود، طلایشان را در کار یا اهدافی سرمایه‌گذاری می‌کنند که با آن هیچ آشنایی ندارند و غالباً هزینه‌ی سنگینی را بابت بی‌تجربگی خود پرداخت خواهند کرد. در حقیقت، کسی عاقل است که پس‌انداز خود را به توصیه‌ی افراد ماهر و باتجربه سرمایه‌گذاری کند.

قانون پنجم طلایی ثروتمندشدن

پیشنهادهای تخیلی و غیر واقعی، آواز خوشی است که همیشه به گوش افرادی که تازه صاحب طلا شده‌اند، زمزمه می‌شود.

این پیشنهادها وانمود می‌کنند که پس‌انداز شما از قدرتی جادویی برخوردار است و قادر به ایجاد درآمدهای عجیب و باورنکردنی است. به شما وعده می‌دهند که در مدتی کم سرمایه‌تان چندین برابر خواهد شد، بازهم به هشدار مردان عاقل گوش کن. آنان خطراتی را که در پس این برنامه‌ها در کمین نشسته به‌خوبی شناسایی می‌کنند. هرگز مردان ثروتمند نینوا را فراموش نکن. آنان به هیچ قیمتی هیچ ریسکی را قبول نمی‌کردند. در اینجا داستان پنج قانون طلا به پایان می‌رسد.

سکه‌های طلا یا سخنان حکمت‌آموز

«یک کیف پر از سکه‌های طلا یا یک لوح از سخنان حکمت‌آموز، اگر حق انتخاب داشتی کدام‌یک را انتخاب می‌کردی؟»

بعضی برای سکه‌های شروع به جنگ و دعوا می‌کنند بدون اینکه فکر کنند که فردایی هم خواهد آمد. بعضی لوح حکمت‌آمیز را از دست می‌دهند و طلا را به هدر می‌دهند. فردا ناراحت این هستند چون دیگر طلایی ندارند. کسانی، طلا را حفظ خواهند کرد که از قوانین آن آگاه باشند.

برای اینکه شروع خوبی داشته باشی، دو چیز را در اختیار تو قرار داده می‌شود.
اول، کیسه‌ای پر از طلاست که مصرف عاقلانه‌ی آن می‌تواند پایه و اساس موفقیت‌های تو در آینده باشد.
دوم، لوحی گلی است که بر آن، پنج قانون طلا حک شده است. اگر آن‌ها را در عمل پیاده کنی، مطمئناً آن‌ها برای تو شایستگی و امنیت به ارمغان خواهند آورد.

تصمیم‌گیری‌های عاقلانه‌ی ما در سراسر زندگی همراه ما هستند و ما را خشنود می‌کنند. به طور حتم، تصمیم‌گیری‌های نامعقول ما برای به ستوه آوردن و عذاب دادن به دنبال ما می‌آیند؛ افسوس که نمی‌توان آن‌ها را فراموش کرد. خاطره‌های عذاب‌آور کارهایی است که در انجام آن کوتاهی کرده‌ایم و فرصت‌هایی است که به‌دست آمده‌اند اما از آن استفاده نبردیم. ثروتمندان، گنجینه‌های شهر بابل محسوب می‌شوند. هرسال آن‌ها ثروتمندتر و گران‌قیمت‌تر از سال قبل می‌شوند. همانند گنجینه‌های هر سرزمینی، آن‌ها یک جایزه به حساب می‌آیند. در عمق آرزوهای تو قدرتی جادویی نهفته است. هدایت این قدرت با علم به پنج قانون طلایی ممکن می‌شود.

شاید بخواهید این مطلب را ببینید: ۱۰ آموخته استفان کاوی از هفت عادت مردمان موثر