پرسش‌هایی از جیم کالینز درباره انتخاب عالی

مـا احسـاس میکنیـم فرهنـگ مدرنمـان به‌نوعـی بیمـاری خطرنـاک مبتـلا شـده و امیـد را از بیـن بـرده اسـت. دیدگاهـی کـه به‌طـور فزاینـدهای شـایع شـده، مبنـی بـر ایـن اسـت کـه عالی‌بـودن و حتـی شـانس، بیشـتر مرهـون شـرایط اسـت و نـه عمـل و انضبــاط اینکــه آنچــه بــرای مــا رخ می‌دهــد بیــش از آنچــه مــا انجــام میدهیــم اهمیــت دارد.

در بازیهــای شــانس‌محور ماننــد ال تــاری یــا رولــت ایــن دیــدگاه محتمــل اســت؛ امــا پذیرفتنــش به‌عنــوان یــک فلســفه ی مطلــق و به‌کارگیــری گســترده‌تر آن در زمینــه‌ی کوشــشهای بشــری، نوعــی دیــدگاه تضعیف‌کننــده دربـاره‌ی زندگـی اسـت، دیدگاهـی کـه تصـور نمیکنیـم کسـی دوسـت داشـته باشـد.

بـر ایـن باو ریـد کـه اعمـال مـا اهمیـت کمـی دارنـد بـه جوانـان آمـوزش دهـد. آیـا واقعـا خوش‌شـانس هسـتند و شـرایط و آنهایـی کـه اتفاقـی عالـی را رقـم میزننـد صرفـاً میخواهیــم جامعــه و فرهنگــی بســاز یم کــه مــا را محــدود کــرده اســت؟ آیــا واقعــا مــا را بــه ایــن اعتقــاد ترغیــب کنــد کــه مســئول انتخابهــای خــود و پاســخگوی عملکردمــان نیســتیم؟

آیــا هیچیــک از مفاهیــم کتابهــای از خــوب بــه عالــی، ســاختن بــرای مانــدن و از عــرش بــه فــرش در ایــن تحقیــق دچــار واژگونــی شــده اســت؟

خیـر. مـا در هنـگام انجـام تحقیقـات ۱۰X ،رابطـه ی نمونه هـای ۱۰X و مقیاسهای آنهــا بــا مفاهیــم کتاب هــای پیشــین را به طــور نظام‌منــد بررســی کردیــم. شــواهد نشــان میدهــد کــه نمونه هــای ۱۰X بیــش از نمونه هــای مقیــاس نمایانگــر مفاهیــم قبلـی بوده‌انـد.

رهبـران تـراز پنجـم کـه در کتـاب از خـوب بـه عالـی توصیـف شـده اند تـا چـه میـزان رفتارهــای ۱۰Xerهــا را بــه نمایــش میگذارنــد؟

مـا انضبـاط متعصبانـه، خلاقیت تجربـی و بلندپـروازی تـراز ۵ را در رهبـران تـراز ۵ به‌انـدازه‌ی ۱۰Xerهـا مشـاهده در تحقیـق مربـوط بـه کتـاب از خـوب بـه عالـی تقریبـا کردیـم. البتـه بدگمانـی سـازنده در رهبـران کتـاب از خـوب بـه عالـی کمتـر از رهبـران ۱۰X ایـن مطالعـه مشـاهده شـد.

مـا معتقدیـم ایـن بـه دلیـل ایـن اسـت کـه آنهـا در محیط‌هایـی بـا دشـواری کمتـر فعالیـت می‌کردنـد. قیـاس فصـل یـک پیـاده‌روی تفریحـی در میـان علفزارهـای گـرم و روشـن در یـک روز گـرم بهـاری بـه همـراه یـک رهبـر برجسـته‌ی کوهنـوردی را بـه یـاد بیاوریـد.

در چنیـن شـرایطی، شـما نمیتوانیـد همـه‌ی آنچـه او را از دیگـران متفـاوت می‌کنـد ببینیـد. رهبـران تـراز پنجـم از خـوب بـه عالـی نسـبت بـه ۱۰Xerهـا در محیط‌هایـی امن‌تر فعالیـت می‌کردنـد. همچنیـن مســئولیت شــرکت ِ های خــوب تثبیت‌شــده )و رهبــران از خــوب بــه عالــی عمومــا بـزرگ( را بـه عهـده گرفتـه بودنـد؛ درحالیکـه ۱۰Xerهـای ایـن مطالعـه
اغلـب نسـبتا به‌عنــوان کارآفریــن یــا رهبــران کســب‌وکارهای کوچــک شــروع بــه کار کــرده بودنــد. ایــن موضــوع آنهــا را در محیطهایشــان بیشــتر ضعیــف و آســیب‌پذیر میکــرد.

مــا تصـور میکنیـم کـه اگـر رهبـران تـراز پنجـم از خـوب بـه عالـی، شـرکتهای کوچکـی را مدیریـت میکردنـد و بـا قطعیت نداشـتن و بی‌نظمـی روبـه‌رو می‌شـدند کـه پیـش روی رهبـران ۱۰X ایـن مطالعـه قـرار داشـت، بدگمانـی سـازندهی بیشـتری را نشـان میدادنــد.

ســرانجام، بایــد اشــاره کنیــم کــه شــاید از خــوب بــه عالــی بــر جنبــه ی دوگانگـی تـراز ۵ تأکیـد بیشـتری داشـت. یـک رهبـر تـراز پنجـم بـا آمیـزهی تواضـع متناقضــی از تواضــع شــخصی و اراده حرفــهای رهبــری میکنــد، درحالیکــه در ایـن مطالعـه بـه جنبـهی اراده بیشـتر تأ کیـد شـده اسـت. یـک راهبـر تـراز ۵ واقعـی همیشـه نیازمنـد بهکارگیـری هـر دو جنبـهی تواضـع و اراده اسـت.

اصــل اول چــه کســی چــه نقشــی را در زمــان رهبــری یــک شــرکت در شــرایط قطعیت نداشــتن و بی نظمــی ایفــا میکنــد؟

در این کتاب انتخاب عالی دربــاره ی اصــل «اول چــه کســی» مطلــب چندانــی ننوشــتیم، زیرا در کتاب از خوب به عالی به این مفهوم پرداخت شده است. امـا اشـتباه نکنید: رهبــران ۱۰X دربــاره‌ی ســوارکردن افــراد مناســب در اتوبــوس و نشاندنشــان در صندلیهـای مناسـب، متعصبانـه عمـل میکننـد.

شرکت ساوتوست و داشتن افراد مناسب

تعهـد دیویـد برشـیرز در بـه همــراه داشــتن افــراد مناســب در قله اورســت و پیــروی از ایــن ضرب‌المثــل کــه یــک گــروه صعــود فقــط به‌انــدازه‌ی ضعیف‌تریــن عضــو خــود قدرتمنــد اســت را بــه یــاد بیاوریـد. مجلـه‌ی تایـم در سـال ۲۰۰۲ دربـاره‌ی ساوتوسـت نوشـت: «ایـن شـرکت هواپیمایــی در ســال گذشــته ۲۰۰ هــزار رزومــه دریافــت کــرد. امــا فقــط ۶ هــزار نفــر پرسـنل را بـه اسـتخدام درآورد و ایـن آن را بیـش از هـاروارد سـخت‌گزین می‌کنـد.

شرکت بیمه پروگرسیو و داشتن افراد مناسب

بیمــه ی پروگرســیو داشــتن افــراد مناســب را ســتون اســتراتژیک اول خــود در تحقــق اهـداف و پیـروزی در رقابتهـا دانسـت و در سـال ۱۹۹۰ بـا افتخـار اعلام کـرد: ۱۵ نفـر از کسـانی کـه مـا از شـرکت اخـراج کردیـم در شـرکتهای بیمـه‌ی دیگـر به‌عنـوان رئیــس انتخــاب شــدند.

شرکت استرایکر و داشتن افراد مناسب

جــان بــراون در شــرکت اســترایکر بــرای انتخــاب افــراد مناسـب و داشـتن انضبـاط در کنـار گذاشـتن افـراد ناموفـق از صندلیهایشـان یـک هدیــه در نظــر میگرفــت، پیــروی از فلســفه ی اســترایکر مبنــی بــر ایــن بــود کــه بهتــر اســت روی افــراد مناســب ســرمایه‌گذاری شــود تــا اینکــه بــرای افــرادی بیش‌ازحــد انـرژی صـرف کنیـم کـه موفـق نخواهنـد شـد.

شرکت اینتل و داشتن افراد مناسب

جـورج راتمـن دربـاره‌ی دوران اولیـه ی فعالیــت امــژن گفتــه اســت: «امــژن یکــی از آن شــرکتهایی اســت کــه در دهه ۹۰ از هـر ۵۸ درخواسـت شـغل، ۵۷ مـورد را رد می‌کـرد.

روبـرت نویـس از بنیانگـذاران اینتـل پیــش از تصمیم‌گیــری دربــاره‌ی اینکــه ایــن شــرکت چــه محصولاتی تولیــد کنــد، گـروه مؤسـس را تشـکیل داده بـود. او مسـئولیت بـه خدمـت گرفتـن اسـتعدادهای بـه عهـده گرفـت و معتقـد بـود کـه وجـود افـراد مناسـب در اولیـه اینتـل را شـخصا فرهنــگ مناســب بــه نتایــج عالــی منجــر خواهــد شــد.

تام وولف و داشتن افراد مناسب

همانطــور کــه تــام وولــف دربـاره‌ی تـدهـاف و اختـراع ریزپردازنـده نوشـت: «نویـس پیـروزی هـاف را دلیلـی بـر ایـن ادعـا میدانسـت کـه اگـر نـوع مناسـبی از یـک جامعـه‌ی سـازمانی و اجتمـاع خودمختــاری را بــه وجــود آوریــد، اســتعدادها شــکوفا میشــوند.

شرکت مایکروسافت و داشتن افراد مناسب

مایکروســافت بـرای انتخـاب افـراد مناسـب اسـتانداردهای شـدیدی را بـه کار میگرفـت و گیتـس در سـال ۱۹۹۲ توضیـح داده بـود: «اگـر ۲۰ نفـر از بهتریـن افـراد مـا را کنـار بگذاریـد، متوجـه میشـوید کـه مایکروسـافت چـه شـرکت بی‌اهمیتـی خواهـد شـد.» بایومـت توجـه سـختگیرانهای بـه وجـود افـراد مناسـب در هـر صندلـی داشـت و در همـه‌ی سـطوح بـرای جـذب و حفـظ بهتریـن اسـتعدادها از امتیـاز سـهام اسـتفاده می‌کـرد.

همــه‌ی شــرکتهای ۱۰X فرهنگهایــی فرق هماننــد را پــرورش داده بودنــد کــه در آن افــراد مناســب رشــد میکردنــد و بــه همــان انــدازه، افــراد نامناســب به‌ســرعت کنــاره میگرفتنــد. مطالعــهی ۱۰X برمبنــای فــرض قطعیت‌نداشــتن بی‌پایــان بنــا شـد کـه ایـن، اهمیـت اصـل «اول چــه کســی» را افزایـش میدهـد؛ اگـر شـما نتوانیـد پیش‌بینــی کنیــد کــه چــه اتفاقاتــی در راه اســت، بــه افــرادی در اتوبــوس نیــاز پیــدا می‌کنیــد کــه بتواننــد بــه هــر رویــداد غیرمنتظــرای کــه ممکــن اســت رخ دهــد بــا موفقیــت پاســخ دهنــد و بــا آن ســازگار شــوند.

جیمز کالینز در کتاب انتخاب عالی چندبار به نبوغ اشاره کرده است و چه کاربردی دارد؟

مــا در مطالعــه‌ی کتــاب ســاختن بــرای مانــدن دریافتیــم کــه رهبــران شــرکتهای عالــی و پایــدار بــا تناقــض مشــکلی ندارنــد و ایــن توانایــی را دارنــد کــه دو ایــده‌ی مخالـف را همزمـان در ذهـن داشـته باشـند. آن‌هـا خـود را بـا آنچـه مـا اسـتبداد یـا می‌نامیــم در تنگنــا قــرار نمیدهنــد، چیــزی کــه افــراد را وادار میکنــد بــر ایــن بــاو ر باشـند کـه بایـد بیـن A یـا B انتخـاب کنند و هر دو با هم ممکن نیسـت.
در عوض و توانایـی پذیرفتـن همزمـان هـر دو وجـه مقابـل در بهتریـن رهبـران خـود را بـا نبـوغ تعـدادی از ابعـاد آزاد میگذارنـد. بـه بیـان اف. اسـکات فیتزجرالـد: «معیـار هـوشِ داشــتن همزمــان دو ایــده‌ی مخالــف در ذهــن و همچنــان از دســت برتــر، توانایــی نـدادن توانایـی عملکـردن اسـت.»

پاسـخ شـما بـه منتقـدان یافته هـای تحقیقـات کـه بـه ناکامیهـای شـرکتهای عالـی پیشـین کـه شـما دربـارهی آنهـا تحقیـق کرده ایـد و نوشـته اید اشـاره میکنـد، چیسـت؟

همانطــور کــه در فصــل یــک بحــث کردیــم، تحقیقــات مــا بــر پایــه‌ی مطالعــه دورههــای مشــخص فرمانروایــی انجــام میگیــرد؛ ماننــد مطالعــه‌ی بزرگتریــن سلسـله‌های ورزشـی در تاریـخ. اینکـه برخـی از سلسـله‌های و رزشـی بعدهـا دیگـر اینکـه بـرای ایجـاد یـک نتوانسـتند فرمانروایـی کننـد، ارتباطـی نـدارد بـا تحلیـل کلـی سلســله ورزشــی عالــی چــه چیــزی لازم اســت.

جیمز کالینز کتاب انتخاب عالی را در مورد گذشته نوشته است یا آینده؟

مــا گذشــته را مطالعــه کردیــم؛ امــا تصــور میکنیــم کــه ایــن کتــاب ارتبــاط زیــادی بـا رهبـری در آینـده دارد. راهبـرد مـا ایـن بـود شـرکتهایی را کـه در غیرقطعی‌تریـن و نابســامان‌ترین صنایــع بــه تعالــی دســت یافتنــد، به‌دقــت بررســی کنیــم و اصــول کلــی رشــد در چنیــن محیطهایــی را دریابیــم، به‌طوریکــه بتــوان ایــن اصــول را در مــورد همــه‌ی ســازمانهایی کــه در قــرن بیســت‌ویکم بــا قطعیت‌نداشــتن و دورههایــی از بینظمــی مواجــه هســتند، بــه کار بــرد. باثبـات اسـت؛

در دنیایی که نسبتا با ثبات است کتاب انتخاب عالی کاربرد دارد؟

یکـی از درسهـای کتاب اتنخاب عالی که در مورد رهبری بالای خط مرگ را بـه خاطـر بیاوریـد: کاری کـه شـما پیـش از وقـوع طوفــان انجــام میدهیــد، بیــش از همــه تعییــن میکنــد کــه در زمــان وقــوع طوفــان چقــدر خــوب عمــل خواهیــد کــرد. کســانی کــه نتواننــد از قبــل بــرای بی‌ثباتــی، اختـال و بی‌نظمـی برنامه‌ریـزی کننـد و آمـاده شـوند، وقتـی محیـط آنهـا از ثبـات بـه آشـفتگی تغییـر جهـت دهـد، بیشـتر متحمـل خسـارت خواهنـد شـد.