کتاب های مدیریت | انتشارات هورمزد

اگر مدیران کتاب بخوانند…

در سال ۲۰۰۹ آکیو تویودا، رئیس شرکت تویوتا، صنعت خودروسازی را با اظهارنظری عجیب حیرت‌زده کرد؛ او گفت که کتاب جیم کا لینز با عنوان «چگونه شرکت‌های قدرتمند سقوط می‌کنند؟» را خوانده و به این نتیجه رسیده است که شرکتش در چهارمین مرحله از پنج مرحله‌ی‌ زوالِ معرفی شده در کتاب است. کالینز در این کتاب به ما می‌گوید: هر شرکتی ــ مهم نیست چقدر بزرگ باشدــ در معرض سقوط است؛ هیچ قانون طبیعی نمی‌تواند با اقتدار تضمینی کند که شرکتی برای همیشه در قله بماند.

 

قابل توجه مدیران کسب‌وکارها

اینکه تعدادی از بزرگ‌‌‌ترین کمپانی‌های تاریخ از یک غول به شرکتی بی‌‌‌نام‌‌‌ونشان تبدیل شدند، چه درسی به ما می‌دهد؟ و دیگر کمپانی‌ها چگونه می‌توانند از چنین سرنوشتی اجتناب کنند؟

همه‌ی شرکت‌های مالی آسیب‌پذیر هستند؛ مهم نیست چقدر بزرگ باشید، مهم نیست دستاوردهای شما چقدر فراوان بوده باشد، مهم نیست تا کجا پیش رفته‌اید و مهم نیست چقدر قدرتمند شده‌اید.
شما در برابر سقوط آسیب‌پذیر هستید. هیچ قانون طبیعی‌ای وجود ندارد که تضمین کند قدرتمندترین‌ها قطعاً بر قله می‌مانند. هر کسی می‌تواند ورشکسته شود و عاقبت، سرانجامش چنین خواهد بود.

اگر کمپانی‌هایی ازقبیلِ زینت و ای اند پی، که بدون‌‌‌تردید برترین‌های حوزه‌‌‌ی فعالیت خود بودند، از عرش به فرش رسیدند، پس ما باید نسبت به موفقیت خودمان نگران شویم.

همه‌ی شرکت‌های مالی آسیب‌‌پذیر هستند، مهم نیست چقدر بزرگ باشند، مهم نیست دستاوردهای شما چقدر فراوان بوده باشد، مهم نیست تا کجا پیش رفته‌اید و مهم نیست چقدر قدرتمند شده‌‌اید.

شما در برابر سقوط آسیب‌‌پذیر هستید. هیچ قانون طبیعی‌‌ای وجود ندارد که تضمین کند قدرتمندترین‌ها قطعاً بر قله می‌مانند. هر کسی می‌تواند ورشکسته شود و عاقبت، سرانجامش چنین خواهد بود.

بین یک شخص همه‌‌‌چیزدان (من همه چیز را از قبل درباره‌ی چگونگی کارکردن آن می‌دانستم، اجازه دهید بگویم) با کسی که جوینده‌ی دانش است، اختلاف اساسی وجود دارد. «افراد همه‌‌‌چیزدان» قادرند (به دو روش) کمپانی را در مسیر سقوط قرار دهند:
اول: آن‌ها می‌توانند نسبت‌‌‌به تجربه‌های شخصی‌شان متعصب باشند (می‌‌‌دانیم که موفقیم زیرا این کارها را انجام می‌دهیم و دلیلی نمی‌بینیم درباره‌شان سؤالی کنیم) همچنان که برای ای اند پی گفتیم.
دوم: آن‌ها مبالغه می‌کنند. به مسائل کوچک توجه می‌کنند، ظرفیت تولیدشان را بالا می‌برند و بر عوامل قدیمی موفقیت تکیه می‌کنند که حالا دیگر کاربرد ندارد. (ما قبلاً موفق بوده‌ایم پس با همین شرایط می‌توانیم پیش برویم و رشدی ناگهانی و جهشی عظیم را به‌‌‌سمت ماجراجویی‌های جدید و هیجان‌‌‌انگیز داشته باشیم. همان‌‌‌گونه که در ادامه خواهید دید، در رقابت بین دو کمپانی، یکی از آن‌ها به بزرگ‌‌‌ترین شرکت در آمریکا تبدیل می‌شود و دیگری، رقیبش، از بین می‌رود.

۲۱ کتابی که خواندشان برای مدیران کسب‌وکارها از هر چیزی مهم‌تر است

اینکه چه کتاب‌هایی را یک مدیر باید بخواند، همیشه دغدغه‌ی بزرگی برای مدیراین بوده است؛ چراکه آمارهای بلند و بالایی از کتاب‌هایی با عناوین خوش‌رنگ و لعاب در رسانه‌های حقیقی و مجازی دست به‌دست می‌شود که از یک‌سو، تهیه و مطالعه‌ی همه‌ی این لیست‌ها ناممکن است و از سوی دیگر، حتی اگر هم چنین امکانی ممکن باشد، در این لیست‌ها، گاه به کتاب‌هایی بر می‌خوریم که ما را از هدفی که از انتخاب آن کتب داشته‌ایم، بسیار دور نموده و در دنیایی از فرمول‌ها و تئوری‌های عجیب‌وغریب سردرگم می‌کند. شاید بسیاری از این کتاب‌ها، برای کلاس‌های درسِ دانشگاهی مناسب بوده و با چنین هدفی نگاشته شده باشند، اما متأسفانه به نامِ «مدیران بخوانند» روانه‌ی بازار می‌شوند و برای مدت‌های طولانی، در قفسه‌های کتاب‌های مدیرانی که بدون آگاهی آنان را تهیه نموده‌اند، زینت‌بخش اتاق‌های مدیریتی شده، بدون آن‌که کارایی خاصی داشته باشند. از این موارد هم که بگذریم، گاه در این لیست‌ها کتاب‌های مطرحی به چشم می‌خورد که با همه‌ی ارزشی که دارند، در کشور ما و با فرهنگِ کار و بازار ما همخوانی نداشته و عملاً ما را به جایی نمی‌رسانند. پس چه باید کرد؟

نشر هورمزد چگونه به مدیران کمک می‌کند تا بهترین کتاب‌ها را بخوانند؟

آیا می‌توان به این لیست اعتماد کرد؟

تیم قدرتمند و حرفه‌ای «انتخاب کتاب» نشر هورمزد، با در نظر گرفتن همه‌ی دغدغه‌ها و چالش‌هایی که پیشِ روی مدیران ایرانی است، و با در نظر گرفتن فرهنگ بازار کسب‌وکار کشورمان، مجموعه‌ای از قوی‌ترین و پرفروش‌ترین کتاب‌های دنیا (پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک‌تایمز، آمازون، تأثیرگذارترین کتاب‌ها برای مدیران به انتخاب دانشگاه هاروارد و…)  را تهیه، مطالعه و بررسی نموده و از بین صدها عنوان کتاب، کتاب‌های محدودی را انتخاب و توسط مترجمین زبردست هورمزد، ترجمه، و روانه‌ی بازار کرده است. تیم ما، در همه‌ی این بررسی‌ها، لیستی از ۲۰ کتاب برتر کسب‌وکار جهان را برگزید که بدون فرمول و عددهای سردرگم‌کننده، راهنما و مشاوری بسیار قابل اعتماد، برای مدیران کسب‌وکارهای کوچک و بزرگ باشند.

باز هم منتظر کتاب‌های جدید باشید… هورمزد همیشه کنار شما خواهد ماند.

از خوب به عالی: چرا بعضی از شرکت‌ها جهش می‌کنند و بعضی‌های دیگر نه؟

کتاب فوق‌العاده‌ی «از خوب به عالی»، به بررسی چگونگی اوج‌گیری و رشد شرکت‌های معمولی و تبدیل آنها به شرکت‌هایی عالی و نیز دلایل ناکامی شرکت‌های دیگر در این خصوص است. منظور از «عالی» در این کتاب، عملکرد مالی بهتر نسبت به شرکت‌های معمولی مشابه به شکلی پایدار در یک دوره‌ی زمانی مشخص است. جیمز کالینز به این نتیجه رسید که اصلی‌ترین عامل تبدیل شرکت‌های خوب به شرکتی عالی، تمرکز دقیق آنها بر روی منابع موجود، آن‌هم در حوزه‌ی مورد رقابت است.

انتخاب عالی: چرا بعضی از شرکت‌ها با وجود همه‌ی بحران‌ها، باز هم جهش می‌کنند؟

«چرا برخی شرکت‌‌ها با وجود همه‌ی بحران‌ها، چندین دهه شکوفا باقی می‌مانند اما برخی دیگر از پا می‌افتند و از بین می‌روند؟» این پرسش بنیادین جیم کالینز، استاد بزرگ فوت وفن‌های مدیریت در این کتاب است. او کار خود را با تمرکز بر پاسخ دادن به معمای «دیرپایی شرکت‌ها» شروع کرده است. این کتاب شامل ضمیمه‌های مفصلی است که در آن، کالینز، روش‌شناسی خود را بیان می‌کند و انتقــــادهــــای بالقـــــوه را به چـــــــالش می‌کشد.

از عرش به فرش: چگونه شرکت‌های موفق سقوط می‌کنند؟

در سال ۲۰۰۹ آکیو تویودا، رئیس شرکت تویوتا، صنعت خودروسازی را با اظهارنظری حیرت زده کرد؛ او گفت که کتاب جیم کا لینز با عنوان «چگونه شرکت‌های قدرتمند سقوط می‌کنند؟» را خوانده و به این نتیجه رسیده است که شرکتش در چهارمین مرحله از پنج مرحله‌ زوالِ معرفی شده در کتاب کالینز است. کالینز در این کتاب به ما می‌گوید: هر شرکتی، مهم نیست چقدر بزرگ باشد، در معرض سقوط است؛ هیچ قانون طبیعی نمی‌تواند با اقتدار تضمینی کند که شرکتی برای همیشه در قله بماند.

ساختن برای ماندن: عادات قدرتمند شرکت‌های قدرتمند

شرکت‌های ماندگار، رهبرانی را نمی‌خواهند که دائماً ساعت را اعلام کند و همه تابع او باشند و بر اساس زمان اعلام شده‌ی او، فکر و تصمیم‌گیری و اقدام کنند؛ شرکت‌های ماندگار، رهبرانی را می‌خواهند که ساعت بسازند و آن را دراختیار کارکنان قرار دهند تا هر کسی خودش زمان را بسنجد. شرکت‌های موفق، فقط به افزایش سود فکر می‌کنند، اما شرکت‌های بزرگ و موفق و ماندگار، به مجموعه‌ای از هدف‌ها فکر می‌کنند که سود صرفاً یکی از آنهاست، اما مهم‌ترین هدف نیست…

مدیران، کتاب‌های جیم کالینز را در صدر برنامه‌های مطالعاتی خود قرار دهند

بدون شک، تیم تحقیقاتی جیم کالینز، یکی از قویترین و قابلِ اعتمادترین پژوهش‌های تاریخ را در مورد موفقیت و شکست برندهای معبر تجاری به انجام رسانده است. پژوهشی که حاصل هزاران ساعت زمان، ده‌ها نفر پژوهشگر، ده‌ها هزار مقاله درباره‌ی شرکت‌های مورد تحقیق، تولید ده‌ها هزار صفحه متن و هزاران مگابایت داده‌های دایانه‌ای بود. در قسمتی از کتاب خوب به عالی، جیم کالینز می‌گوید: «من و اعضای تیم تحقیق برای هرکدام از این ۲۸ شرکت مرتباً تمام مقالات، تحلیل‌ها، مصاحبه‌ها و تحقیقات دسته‌بندی‌شده را می‎خواندیم. من گزارشی درباره‌ی یکی از شرکت‌ها به گروه تحقیق ارائه می‎دادم و نتایج ممکن را بررسی می‎کردم و تعدادی سؤال می‎پرسیدم. سپس مذاکره می‎کردیم و مخالفت می‎کردیم، عصبانی می‎شدیم، روی میز می‎کوبیدیم، صدایمان را بلند می‎کردیم، سکوت می‎کردیم و درباره‌ی حرف‌هایمان ‌بیش‌تر فکر می‎کردیم، سکوت می‎کردیم، بحث می‎کردیم، تصمیم می‎گرفتیم، سؤال می‎کردیم و دوباره درباره‌ی معنای تمام این‌ها گفت‌وگو می‎کردیم».

ماحصل همه‌ی این پژوهش‌ها، چهار کتاب شاهکار به‌نام‌های: «ساختن برای ماندن»، «از عرش به فرش»، «از خوب به عالی» و انتخاب عالی است. چهار کتابی که اگر مدیران کسب‌وکارهای کوچک و بزرگ آن‌ها را بخوانند و از شکست‌ها درس گرفته و عامل موفقیت‌ها را بشناسند، چه بسا راهی را انتخاب کنند که قبل از آن هرگز تجربه نکرده بودند؛ و بدین سبب است که در لیست ۲۰ کتاب مدیران، مجموعه‌ی کتاب‌های جیم کالینز در صدر قرار گرفته‌اند.

بریده‌هایی از کتاب «از خوب به عالی»

• مدیران مشهوری که از بیرون وارد شرکت می‎شوند، نمی‌توانند شرکت را از مرحله‌ی خوب به عالی برسانند. از میان مدیرانِ این یازده شرکت خوب به عالی، ده نفر از آنان از درون شرکت بوده‌اند؛ در حالی که شرکت‌های هم‌تراز شش برابر ‌بیش‌تر از مدیران بیرونی استفاده کرده‌اند.

• ما در روند تحقیق از خوب به عالی هیچ الگوی نظام‌مندی را پیدا نکردیم که مربوط به مزایا و پاداش مدیران و عملکرد خوب به عالی آن‌‎ها باشد. اطلاعات ما این موضوع را که پاداش مدیران محرک اصلی عملکرد شرکت‌هاست، تأیید نمی‌کند.
• برنامه و راهکارها، شرکت‌های خوب به عالی را از شرکت‌های هم‌تراز جدا نمی‌کرد. هر دو گروه از شرکت‌ها برنامه‌ی تعریف‌شده‌ی خوبی داشتند و هیچ دلیل و مدرکی وجود ندارد که نشان دهد شرکت‌های خوب به عالی نسبت به شرکت‌های هم‌تراز مدت ‌بیش‌تری را صرف برنامه‌ریزی بلندمدت کردند.
• شرکت‌های خوب به عالی تنها به فکر این نبودند چه کاری انجام دهند تا عالی شوند، بلکه به این مسئله توجه داشتند که از انجام کدام کارها باید اجتناب ورزند و از انجام چه کاری باید دست بکشند.
• تکنولوژی و تغییراتی که در پی و به همراه آن است در تحول شرکت‌های خوب به عالی نقشی ندارد. تکنولوژی می‎تواند تحول را تسریع بخشد ولی نمی‌تواند آن را ایجاد کند.
• ادغام شرکت‌ها و دست‌آوردهای آن‌ها، تقریباً در تحول شرکت‌ها از خوب به عالی نقش چندانی ندارد. حتی ادغام دو شرکت متوسط هرگز سبب ایجاد یک شرکت عالی نمی‌شود.
• شرکت‌های خوب به عالی توجه چندانی به تغییر سیستم مدیریتی یا ایجاد انگیزه در افراد و ترغیب به مشارکت نداشتند. در شرایط مطلوب، مشکلات مربوط به مسئولیت‌پذیری و تعهد و ترغیب به مشارکت و ایجاد انگیزه و تغییر به‌کلی از میان رفتند.
• شرکت‌های خوب به عالی، برای نشان دادن تحولات و پیشرفت، نشان، عنوان و یا حتی تبلیغ یا برنامه‌ی خاصی نداشتند. درحقیقت، بسیاری از گزارش‌ها در آن زمان نشان می‎دهد که از اهمیت این تحولات بی‌خبر بودند و تنها بعدها با نگاه به گذشته اهمیت آن آشکار می‎شد. بله، آن‌‎ها واقعاً جهشی انقلابی داشتند؛ البته نه به پروسه‌ی انقلابی.
• شرکت‌های خوب به عالی همیشه در صنایع بزرگ و موفق فعالیت نمی‌کردند. برخی از آن‌‎ها در صنایع ضعیفی مشغول بودند. در هر صورت، ما شرکتی داشتیم که در حال سقوط بود، ولی الان در اوج و پیشرفت خود است. عالی‌بودن به دلیل شرایطی که داریم نیست، بلکه تا حدود زیادی به انتخاب آگاهانه برمی‌گردد.

 هنر جنگ؛ نوشته‌ی سان تزو

سان تزو، تقریباً هم دوره کنفسیوس و کوروش، یک فرمانده نظامی چینی بوده است.
وی کتاب بی نظیری به نام «هنر جنگ» دارد که از اواخر قرن بیستم در اغلب شرکتهای بزرگ دنیا مثل تویوتا، از کتابهای مدیران بوده و هست.
گفتیم که تمام زندگی به نوعی جنگ و رقابت است.
در فضای کسب و کار این وجهه رقابتی زندگی پر رنگ تر می شود.
به همین خاطر دانستن استراتژی های جنگی، برای بسیاری از مدیران می تواند بسیار حیاتی باشد.
اما، سان تزو، استاد استراتژی و ژنرال پیروز جنگی، عالی ترین هنر جنگ را پیروزی بدون جدال می داند.
برای دستیابی به این نوع پیروزی، باید از هوشمندی فوق العاده ای برخوردار بود.
کسی می تواند بدون درگیری پیروز رقابت شود که از خود و رقیب و شرایط اطلاع کافی و بسیار داشته باشد.
به نزاع های بلوک غرب و شرق در دوران جنگ سرد، بعد از جنگ جهانی دوم تا به امروز نگاه کنید.
دنیای قرن بیستم و بیست و یکم، دنیای مذاکره است.
دولت ها ترجیح می دهند رقابت های خود را با کمترین هزینه و بر سر میز مذاکرات پیش ببرند.
انسانها نیز برای دستیابی به عالی ترین هنر جنگ و رقابت، باید تلاش کنند.
شاید اولین گام برای پیروزی بدون جنگ، عدم واکنش سریع نسبت به اتفاقات باشد.
با کمی دقت، متوجه خواهیم شد که بسیاری از آسیب هایی که دیده ایم، به دلیل واکنش های عجولانه مان بوده است.
اگر به داستان ها و فیلمها برگردیم، یادمان خواهد آمد که بسیاری از حمله ها، برای فریب دشمن بود تا از جایی دیگر، ضربه اصلی وارد شود.
پس، اولین گام در مواجهه با شرایط سخت، صبر و پرهیز از هر گونه واکنش سریع است.

توئیتر یک استرانژی نیست

تجارت چون رود در جریان است و ما در این میان از سر درگمی ناشی از تغییرات تکنولوژی رنج می‌بریم. کنوانسیون‌های زیادی نوشته می‌شوند ولی دنیای دیجیتال – دنیایی از بیت‌ها و بایت ها، تکه تکه شدن‌هایی در اندازه‌های اتمی، که سنت‌ها را به هیچ انگاشته‌اند – کاملا متغیر و بی ثبات است.
ظهور موتورهای جستجو و تجارت الکترونیک، توازن قدرت بین بازاریابان و مصرف کنندگان را بر هم زده است. در ماه می‌سال ۲۰۱۳، مجله‌ی فاینشنال تایمز (financial times) هشدار داد: “الگوریتم‌های تهدید کننده، خبر از پایان عصر تبلیغات “مردان دیوانه” را در آگهی‌های تلویزیونی، می‌دهند. بازاریابان تا پیش از این به شکل عریان سنتی در توسعه محصول و انتقال پیام نام‌های تجاری‌شان مهارت داشتند اما حالا از آن‌ها انتظار می‌رود جریان‌های آماری “اتصال ماشین به ماشین” را کشف رمز کنند.

تفکر؛ سریع و آهسته

دانیل کاهنمن، برنده‌ی جایزه‌ی نوبل و نویسنده‌ی کتاب پرفروشِ «تفکر؛ سریع و آهسته»، توضیح می‌دهد چرا بسیاری از مطالبی که در زمینه‌ی کسب‌وکار می‌خوانیم، بی‌ارزشند. محور اصلی این کتاب، دوگانگی میان حالت اندیشه است: سیستم دو آهسته‌تر، خودخواسته‌تر و منطقی تر است، در حالی‌که سیستم یک سریع، غریزی و احساسی است. این کتاب ترسیم سویه‌گیری‌های شناختی در ارتباط با هر نوع تفکر است که با پژوهش‌های خود کاهنمن درباره‌ی نفرت از باخت آغاز می‌شود…

برند محبوب: چرا مردم عاشق محصولات یک برند می‌شوند؟

برندهای بزرگ برای ادامه ‌حیات باید وفاداریِ بی‌چون‌وچرایی در مصرف‌کنند‌ها ایجاد کنند؛ این تنها راهی است که می‌توانند خودشان را از میلیون‌ها برند معمولی متمایز کنند. کوین روبرتز باور دارد که عشق راه مسلم به سوی آینده‌ی تجارت است. این کتاب نشان می‌دهد که این تنها کارشناسان خبره‌ی بازرگانی نیستند که آینده‌ی تجارت را تعیین می‌کنند، بلکه تعیین‌کنندگان اصلی آن، افراد ویژه‌ی هستند که روبرتز به آنها می‌گوید: “مصرف کنندگان الهام بخش”.

قلاب: چگونه مشتری را به محصولمان وفادار کنیم؟ 

نیر ایل، در کتاب جادویی قلاب، می‌گوید؛ داشتن مشتریان میلیونی، به‌تنهایی کافی نیست، بلکه شرکت‌ها روزبه‌روز بهتر متوجه می‌شوند که ارزش اقتصادی آن‌ها به قدرت عادت‌هایی بستگی دارد که در ذهن مخاطبان خود می‌سازند. شرکت‌ها برای این‌که مشتریانشان را به خود وفادار نگه‌دارند و محصولی تولید کنند که مدام استفاده شود، مشتریان را نباید فقط به استفاده از محصولات خود ترغیب کنند؛ بلکه باید مشتریان را به خود وابسته کنند…

تأثیر: روانشناسی فنون قانع کردن دیگران

«تأثیر» کتابی کلاسیک درباره‌ی این موضوع است که مدیران چگونه افراد را به انجام کارها تشویق کنند و چگونه در برابر تلاش‌ها برای قانع‌سازی خود ایستادگی کنند. این کتاب به مدت بیش از ۲۵ سال، در دانشگاه استنفورد تدریس شده و در لیست ۱۲ کتاب برتر مدیریتی دنیا قرار گرفته است. آن دسته از افرادی که بلد نیستند جواب مثبت از مردم بگیرند، خیلی زود سقوط می‌کنند. آن‌هایی که این توانایی را دارند باقی می‌مانند و کار خود را رونق می‌دهند.

جذب: راهنمای استارتاپ‌ها برای جذب مشتری.

تقریباً تمام استارتاپ‌های شکست خورده یک محصول دارند؛ چیزی که باعث شکست آن‌ها می‌شود، نداشتن مشتری است. کتاب جذب با نگاه تغییر نگرش کارآفرینان از تمرکز بروی محصول به جذب مشتری نوشته شده است. گابریل ویرنبرگ و جاستین مارز، در این کتاب، ابزارها و چارچوب‌هایی از شرکت‌های موفق تعریف کرده که به شما کمک می‌کنند تا کشف کنید کدام کانال بازاریابی، کلید رشدتان است و بله که: نخستین دلیل شکست، توزیع ضعیف -و نه محصول نامناسب می‌باشد.

صفر تا یک: یادداشت‌های شروع کار یا چگونگی ساختن آینده

بیل گیتس بعدی دیگر سیستم عامل نمی‌سازد، لری پیج بعدی، موتور جستجو نمی‌سازد، اگر این افراد را کپی می‌کنید از آن ها چیزی یاد نمی‌گیرید. «صفر تا یک» به شما نشان می‌دهد که چگونه شرکت‌های صفر تا یکی بسازید و چگونه ارزش‌هایی جدید به دنیا اضافه کنید. «صفر تا یک» به توصیف پروسه‌ی ایجاد چیزی جدید از هیچ می‌کند. در واقع ایده‌ی کتاب در تقابل با ایده‌هایی است که از یک شروع می کنند، یعنی فقط به بهبود چیــــزی که قبلا وجود داشــــته بســـنده می‌کنند….

شرکت خلاقیت

این کتاب یکی از بهترین کتاب‌هایی است که تاکنون در زمینه‌ی کسب‌و‌کار، رهبری و طراحی سازمان نوشته شده است. «شرکت خلاقیت» یکی از بهترین کتاب‌ها در زمینه‌ی ایجاد یک سازمان خلاق است. به این دلیل یکی از بهترین کتاب‌ها است که خردورزی، فروتنی و آگاهی نویسنده در تک‌تک صفحات آن مشهود است. اد کاتمول می‌گوید مدیران باید ریسک‌پذیر باشند، باید به افراد زیردست خود اعتماد کنند و تلاش کنند مسیر کارکنان خود را مشخص کنند، باید به عواملی که موجب ترس کارکنان می‌شود توجه کنند.

بازی برنده‌ها ۳: ابر افراد، ابرتیم‌ها و ابرسازمان‌ها

جلد سوم مجموعه کتاب‌های «بازی برنده‌ها» با نام «ابَرافراد، ابَرتیم‌ها و ابَرسازمان‌ها» نقشه‌ی راهنمایی را در اختیار ما قرار می‌دهد که بر اساس آن می‌توان کمپانی، سازمان یا تیم دلخواه را ایجاد کرد. این کتاب به ما کمک می‌کند که کارمندان بااستعداد را جذب کنیم، توانایی‌های آن‌ها را شناسایی کنیم و به ما راهی را ارائه می‌کند تا بر این توانایی‌ها مدیریت داشته باشیم و آن توانایی‌ها را برای پیشرفت کار، ارتقاء دهیم. این کار تنها راه مهم و کارگشا برای مدیریت بر افراد در طی هزاره‌ی اخیر است. … درست هم‌زمان با نیاز سازمان‌ها به انرژی دادن به افرادشان و برانگیختن آن‌ها، کلیفتون و باکینگهام فلسلفه‌ی جدید زندگی و کار را در اختیار ما قرار دادند؛ روانشناسی مثبت؛ که به‌جای نقاط ضعف، بر نقاط قوت تاکید می‌کند. کتابی مهم که با تحقیقات گسترده و عمیق خود، دیدگاه، روش‌های خردمندانه و شــــور و احســــاس را برای تقویت سازمان‌ها در اختیار ما قرار می‌دهد. این کتاب در ما انگیزه ایجاد می‌کند و فکر ما را به کار می‌اندازد!

بازی برنده‌ها ۸: قدرت اعتماد در شکل‌دهی روابط شخصی، اجتماعی و سازمانی

مسئله‌ای وجود دارد که برای هر فرد یا در هر حیطه از ارتباطات مثل گروه، خانواده، سازمان، ملت، اقتصاد و تمدن در سراسر دنیا مطرح است. چیزی که اگر حذف شود، منجر به تخریب قوی‌ترین دولت‌ها، موفق‌ترین تجارت‌ها، پیشرفته‌ترین اقتصادها، پرنفوذترین رهبرها، محکم‌ترین روابط دوستانه، نیرومندترین شخصیت‌ها و عمیق‌ترین عشق‌ها می‌شود… با این حال هنوز شناختمان از آن اندک است و آن را دست‌کم گرفته‌ایم؛ و آن چیزی نیست جز اعتماد!

اصل پیشرفت: شادی، همکاری و خلاقیت در شرکت‌ها.

این کتاب یک شاهکار مدیریتی است که بر پایه‌ی شواهد نوشته شده و مؤید این واقعیت است که نکات کوچک دارای ارزش‌های بزرگ هستند. ترزا امابایل معتقد است پیشرفت تدریجی یک اصل مهم مدیریتی است و در کتاب قدرتمند «اصل پیشرفت» ، تآکید می‌کند تسهیل شرایط پیشرفت تدریجی، مؤثرترین راه مدیران برای اثرگذاری روی انگیزه‌های درونی پرسنل است. همین موفقیت‌های کوچک شادی زیادی در افراد ایجاد می کنند و احساسات آنها را برانگیخته نگه می دارد.

ساخته‌شده برای چسبیدن: چرا بعضی از ایده‌ها می‌میرند و بعضی‌های دیگر می‌مانند؟

این کتاب یک شاهکار مدرن است که فقط چند سال پس از انتشار به یک اثر کلاسیک تبدیل شد. در این کتاب آمده است که چگونه یک مدیر ایده‌هایی را طراحی کند که افراد آنها را به‌خاطر داشته باشند و به آنها عمل کنند. این کتابی است که افراد بارها از هــــــم قــــــرض می‌گیــــــرند و می‌خوانند. کتاب “ساخته شده برای چسبیدن” روش انتقال ایده های شما را دگرگون خواهد کرد. این کتاب گشت و گذار سریعی در داستانهای موفقیت و همچنین شکست می کند، تا عوامل مهم چسبیدن یک ایده نمایان شوند.

قدرت عادت: چرایی کارهایی که در زندگی و کسب‌وکار انجام می‌دهیم

این کتاب بدون تردید بهترین کتابی است که تا کنون به زبان ساده برای آموزش مفاهیم علمی در خصوص تغییر عادت، برای عموم مردم نگاشته شده است. با مطالعه‌ی این کتاب، نخست به عادات خوب و بد خود پی خواهید برد و سپس خواهید توانست عاداتی را که پیروزی یا شکست در زندگی‌تان به آن وابسته است، تغییر دهید. دوهینگ معتقد است افراد تنها زمانی موفق می شوند که الگوهایی را که به زندگی انسان شکل می‌بخشند، می‌شناسد و یاد می‌گیرند چگونه آن‌ها را تغییر دهند.

هفت عادت مردمان مؤثر؛ همراه با درس‌هایی برای ایجاد تغییر در شخصیت

کتاب مدیریتی «هفت عادت مردمان موثر» به ۴۰ زبان ترجمه شد و بیش از ۲۰ میلیون نسخه در جهان فروش داشته است. بسیاری از سازمان‌ها و نشریات از جمله مجله‌ی «نوربز» و «تایم» کتاب «هفت عادت» را یکی از تاثیرگذارترین کتاب‌ها در زمینه‌ی مدیریت خوانده‌اند. مجله‌ی فوربس در سال ۲۰۰۲ کتاب «هفت عادت» را یکی از ۱۰ کتاب مؤثر مدیریتی در قرن بیستم معرفی کرد. در سال ‌۱۹۹۶ مجله‌ی تایمز استفان کاوی را به عنوان یکی از ‌۲۵ آمریکایی تأثیرگذار عنوان کرده است.

بازی برنده‌ها ۲: برنده‌ها اراده می‌کنند و بازنده‌ها آرزو

برنده‌ها اراده می‌کنند و بازنده‌ها آرزو؛ گاهی آنقدر آرزوها روی هم تلمبار می‌شوند که هرگز فرصت رسیـــدگی به هیچکدام پیش نمی‌آید؛ این بازی بازنده‌هـــــاست؛ ولی برنـــــــــده‌هـــــا اراده می‌کنند؛ اراده می‌کنند و در این راه می‌جنگند و شجاعانه پیش می‌روند تا به خواسته‌هایشان جامه‌ی عمل بپوشانند. این کتاب، راه و روش‌ها و اصولی را به ما یاد می‌دهد که شالوده‌ی زندگی افراد موفق را شکل داده است.

ساخته‌شده برای چسبیدن: چرا بعضی از ایـده‌ها می‌میرند و بعضی‌هــای دیگر می‌مانند؟

این کتاب یک شاهکار مدرن است که فقط چند سال پس از انتشار به یک اثر کلاسیک تبدیل شد. در این کتاب آمده است که چگونه یک مدیر ایده‌هایی را طراحی کند که افراد آنها را به‌خاطر داشته باشند و به آنها عمل کنند. این کتابی است که افراد بارها از هــــــم قــــــرض می‌گیــــــرند و می‌خوانند. کتاب “ساخته شده برای چسبیدن” روش انتقال ایده های شما را دگرگون خواهد کرد. این کتاب گشت و گذار سریعی در داستانهای موفقیت و همچنین شکست می کند، تا عوامل مهم چسبیدن یک ایده نمایان شوند.

چکیده‌ای از کتاب

از خوب به عالی
مدیرانی که تغییرات خوب به عالی را به‌وجود آورند، ابتدا به این مسئله فکر نکردند که نخست هدف خود را تعیین کنند و سپس افراد مناسب را انتخاب کنند، بلکه آن‌‎ها ابتدا افراد شایسته را انتخاب می‌کردند (افراد بی‌صلاحیت را برکنار می‌کردند) و سپس هدف خود را تعیین می‌کردند. آن‌‎ها در واقع می‌گفتند: «من واقعاً می‌دانم که چه هدفی دارم اما این موضوع را کاملاً می‌دانم که اگر افراد شایسته را انتخاب کنیم و آن‌‎ها را در جایگاه‌های مناسب قرار دهیم و افراد بی‌صلاحیت را حذف کنیم، آن‌وقت متوجه خواهیم شد که چطور می‌توانیم هدفی عالی و ارزشمند داشته باشیم.
ادامه‌ی مطلب

کتاب ویژه

کتاب ویژه 

انتخاب عالی: چرا بعضی از شرکت‌ها، با وجود همه‌ی بحران‌ها، باز هم جهش دارند؟

پروژه‌‌‌ی تحقیقاتی نه‌ساله‌ی این کتاب را در سال ۲۰۰۲ آغاز کردیم. زمانی‌‌‌که آمریکا به اشتباه خود درباره‌‌‌ی حق ثبات، امنیت و ثروت پی برد؛ بازار سهامی که مدت‌‌‌ها در حال رشد و ترقی بود، فروپاشید. مازاد بودجه‌‌‌ی دولت به کسری بدل شد. حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر، مردم را در همه‌جا وحشت‌‌‌زده و خشمگین کرد و به دنبال آن جنگ اتفاق افتاد. درعین‌حال تغییرات فن‌آورانه و رقابت جهانی در سراسر دنیا به پیشرفت بی‌وقفه و مختل‌کننده‌ی خود ادامه داد.
همه‌‌‌ی این‌‌‌ها باعث می‌‌‌شود ما یک سؤال ساده را مطرح کنیم: چرا برخی شرکت‌ها در شرایط قطعیت‌‌‌نداشتن و حتی هرج‌ومرج رشد می‌کنند، اما دیگران نمی‌توانند؟ چه چیزی موجب می‌‌‌شود در زمان دست‌‌‌و‌‌‌پنجه نرم کردن با رویدادهای پرآشوب و تأثیر‌‌‌گرفتن از نیروهایی بزرگ و به‌‌‌سرعت پیش‌رونده که نه پیش‌بینی می‌‌‌شوند و نه کنترل، آن‌‌‌هایی که عملکرد فوق‌العاده خوبی دارند و آن‌‌‌هایی که ضعیف یا بد عمل کرده‌اند از هم متمایز شوند؟
ما نمونه‌های مطالعاتی خود را که عملکرد مناسبی داشتند با عنوان «۱۰X» برچسب زدیم، زیرا آن‌‌‌ها واقعاً رشد کرده بودند. هر یک از نمونه‌های ۱۰X، دست‌کم ۱۰ مرتبه از شاخص صنعت خود بهتر عمل کرده است. در پایان سال ۱۹۷۲، اگر ۱۰ هزار دلار را در سهام یکی از شرکت‌های ۱۰X سرمایه‌گذاری می‌کردید (با حفظ هر یک از این بنگاه‌ها در نرخ بازده بازار سهام عمومی تا اینکه در بازار سهام آمریکا)، سرمایه‌‌‌ی شما در پایان دوره‌‌‌ی مطالعاتی ما (سال ۲۰۰۲) تا بیش از ۶ میلیون دلار ارزش پیدا می‌کرد؛ عملکردی که ۳۲ برابر بهتر از بازار سهام عمومی است.
برای پی‌‌‌بردن به ماهیت مطالعه‌‌‌ی ما، شرکت هواپیمایی ساوت‌وست (Southwest Airlines) را که یکی از نمونه‌های ۱۰X است، در نظر بگیرید. همه‌‌‌ی اتفاقاتی که از سال ۱۹۷۲ تا ۲۰۰۲ صنعت هواپیمایی را تحت‌شعاع خود قرار داد، در نظر بگیرید: شوک‌های قیمت سوخت، حذف نظارت دولت، تحسن‌های کارگری، اعتصابات مأموران کنترل ترافیک هوایی، رکودهای فلج‌کننده، افزایش چشمگیر میزان بهره، هواپیماربایی، ورشکستگی پشت ورشکستگی و در سال ۲۰۰۱، حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر.

غافلگیر شدن توسط اطلاعات

ما تحلیل تاریخی عمیقی را برای هر جفت از این شرکت‌ها انجام دادیم. برای ایجاد درک روشنی از چگونگی تحول سال‌به‌سال هر شرکت، از ابتدای تأسیس تا سال ۲۰۰۲، ما بیش از هفت هزار سند تاریخی گردآوری کردیم. ما اطلاعات دسته‌بندی‌شده در زمینه‌های پویایی صنعتی، ریشه‌های تأسیس، سازمان، رهبری، فرهنگ، نوآوری، فن‌آوری، ریسک، مدیریت مالی، راهبرد، تغییرات راهبردی، سرعت و شانس را به‌‌‌طور نظام‌مندی تحلیل کردیم. (برای دریافت جزئیات بیشتر درباره‌‌‌ی گردآوری اطلاعات و تحلیل‌های ما به بنیان‌های تحقیقات مراجعه کنید) ما سفر خود را با نظریه‌ای که باید آزمایش یا اثبات شود آغاز نکردیم؛ زیرا عاشق این هستیم که توسط شواهد غافلگیر شویم و آنچه کشف می‌کنیم ذهن ما را تغییر دهد.