قانون طلایی تغییر عادت چیست؟

چارلز دوهیگ؛ قانون طلایی تغییر عادت را مؤثرترین راهکار برای ایجاد تغییرات می داند. که افراد هرگز نمی‌توانند عادات بد را ازبین ببرند، مگر با نگه‌داشتن محک و پاداشی قدیمی در کنار کار روزمره‌ی جدید. برای تغییر هر عادت، محرک قدیمی را نگه دارید و پاداش قدیمی را تحویل دهید. اما کار روزمره‌ی تازه‌ای را هم آغاز کنید.

شیوه عملکرد قانون طلایی عادت است: اگر از همان محرک استفاده‌ می‌کنید، پس همان پاداش را هم فراهم کنید، می‌توانید کار روزمره را تغییر دهید و در عادت تفاوت ایجاد کنید. چنانچه محرک و پاداش به همان شکل باقی بمانند، تقریباً با هر عادتی تغییر می‌کنند.

قوانین طلایی تغییر عادت؛ شما نمی‌توانید هیچ عادتی را ازبین ببرید؛ بلکه فقط می‌توانید آن ‌را تغییر دهید. این یعنی اساس تغییر عادت.

برای درک بهتر قانون طلایی تغییر عادت، نگاهی به بیرون از دنیای ورزش بیندازیم. تمرکز مربی دونگی تیم بوکانیرز برای تشکیل دوباره تیم تلاشی موفق و بزرگ برای تغییر عادت تا حد بسیار زیادی شکل گرفت. از قدرت عادت و چالش‌های تغییر آگاه بود. روندی که او درپیش گرفته بود به توضیح چگونگی بازسازی عادات در زندگی افراد کمک کرد.

نگاه او تنها به بازیکنان تیم خودش بود. آن‌ها همان‌گونه‌ای عمل می‌کردند که ماه‌ها برایش زحمت کشیده بودند. در دیدگاه سنتی، فوتبال بازیِ ترفندها و حمله‌های اِغراق‌آمیز ‌است؛ بازی فوت‌وفن است و هدف‌گیری نادرست. از این منظر، معمولاً مربیانی پیروز می‌شوند که قطورترین کتاب‌ها را درباره‌ی تاکتیک‌ها می‌خوانند و پیچیده‌ترین برنامه‌ها را درپیش می‌گیرند؛ اما دونگی رفتاری مخالف این جریان درپیش گرفته بود، زیرا به پیچیدگی‌ها علاقه‌ی خاصی نداشت.

دونگی به لینچ تعلیم داده که کار‌های تکراری و روزمره‌‌اش در او به‌ کارهایی خودکار بدل شوند. او به جای این که نشانه‌های بازیکنان را اصلاح کند، فعالیت‌های بازی‌ها را تغییر داد. و این یعنی تغییر یک عادت.

قدرت عادت کتاب چرایی کارهایی که در زندگی و کسب‌وکار انجام می‌دهیم

تغییر موثری برای تغییر عادت

البته اعتیاد به الکل فراتر از عادت است؛ این نوع اعتیاد درحقیت اعتیاد فیزیکی همراه با ریشه‌های روان‌شناسی و شاید ژنتیکی‌است. جالب است بدانید که برنامه‌ی این مؤسسه ام.ان بسیاری از موضوعات روانی و زیست‌شیمیایی را به‌طور مستقیم هدف قرار نمی‌دهد؛ موضوعاتی که محققان می‌گویند در مرکز علت‌های نوشیدن الکل قرار دارد.

برای در تیررس قراردادن عاداتی که منجربه استفاده از الکل می‌شود. عادات مرتبط با اعتیاد به الکل زیادند؛ اما دروس ارائه‌شده از سوی مؤسسه‌ی ام.ان نشان می‌دهد که چگونه هر عادتی می‌تواند دستخوش تغییر شود، حتی سخت‌ترین آن‌ها.

روش علمی‌ای که در این مؤسسه یافته‌اند شبیه علمی‌است که تونی دونگی در زمین فوتبال از آن استفاده کرد. یافته‌های آن‌ها بر قاعده‌ی طلایی تغییر عادت صحه می‌گذارد. مؤسسه‌ی ام.ان به موفقیت دست می‌یابد؛ زیرا به معتادان الکلی کمک می‌کند تا از همان محرک‌ها استفاده کنند و به همان پاداش‌ها دست پیدا کنند و صرفاً کار روزمره را تغییر می‌دهد.

محققان می‌گویند: «عملکرد مؤسسه‌ی ام.ان بر اساس برنامه‌ای‌است که افراد را به شناخت محرک‌ها و پاداش‌هایی وامی‌دارد که عادات الکلی آن‌ها را تأیید کرده و برای یافتن عادات جدید، به آن‌ها کمک می‌کند.»

 

شناخت محرک؛ نخستین گام تغییر عادت‌ها

مؤسسه‌ی‌ ام. ان نیز بر وادارکردن معتادان به مشروبات الکلی به شناخت محرک‌ها یا آغازگرها تأکید دارد؛ این مرحله نخستین گام در آموزش تغییر عادات است. این کار آموزش آگاهی نام دارد.

در گام بعدی درمانگر واکنش رقابتی را باید آموزش دهد. محرک‌ها و پاداش‌ها همان‌گونه باقی ماندند. فقط کار روزمره و تکراری تغییر کرد. کارهای تکراری و روزمره‌ی رقابتی به‌صورت خودکار در‌آمده بودند؛ عادتی جایگزین عادت دیگر شده بود.

اما زمانی‌که از عملکرد این عادت مطلع می‌شوید، هنگامی‌که محرک‌ها و پاداش‌ها را تشخیص می‌دهید، تازه در نیمه‌ی راهِ تغییر آن هستید. احتمالاً، این ‌کار باید پیچیده‌تر باشد؛ حقیقت آن است که مغز می‌تواند دوباره برنامه‌ریزی شود.

امروزه، درمان تغییر عادت استفاده‌های بسیاری دارد؛ درمان تیک‌های فیزیکی و کلامی، افسردگی، سیگارکشیدن، مشکلات قمار، اضطراب، شب‌ادراری، تعلل، اختلالات وسواسی و دیگر مشکلات رفتاری.

تکنیک‌های این روش یکی از اصول اساسی عادات را آشکار می‌کند؛ اغلب مواقع، تا زمانی‌که به دنبال تمایلات ایجادکننده‌ی رفتارهایمان می‌گردیم، آن‌ها را واقعاً درک نمی‌کنیم.

اگر تغییر عادت کارآمد است؛ چرا افراد در چنین لحظات بحرانی‌ای با شکست مواجه می‌شوند؟

برای پاسخ به این سؤال، به داستان این‌گونه افراد روی ‌می‌آوریم و در آن هنگام دریافتیم که عادات جایگزین فقط زمانی به رفتارهای جدیدِ استوار تبدیل می‌شوند که با عامل دیگری همراه باشند؛ برای‌ مثال، گروهی از محققان حوزه‌ی مشروبات الکلی در کالیفرنیا، در مصاحبه‌ها به الگوی تازه‌ای دست یافتند که از اهمیت بالایی برخوردار است؛ بدون وجود عاملی دیگر، عادات جدید هرگز نمی‌توانند کاملاً بر رفتار فرد مسلط شوند.

باور؛ تنها راه تغییر عادتی کارآمد

در واقعاعتقاد و باور تفاوت ایجاد ‌می‌کند. محققان دریافتند که نکته‌ی اصلی مسئله‌ی «خدا» نبوده است. هنگامی‌که فرد می‌آموزد چگونه به چیزی اعتقاد داشته باشد، آن استعداد به دیگر بخش‌های زندگی او منتشر می‌شود. تا آنجایی‌ که اعتقاد پیدا می‌کند امکان تغییر وجود دارد.
درحقیقت، اعتقاد همان عاملی بود که چرخه‌ی عادتِ ازنو‌ساخته‌شده را به رفتاری دائمی تبدیل می‌کرد.
اگر تغییر توانایی‌ افراد از طریق خودشان صورت بگیرد، شاید، درباره‌ی آن مشکوک باشند؛ اما افراد خود باید از ناباوری‌شان دست بردارند. هر جامعه‌ای، خود، باید باوری و اعتقاد را ایجاد می‌کند.
دونگی هم باور را بزرگ‌ترین بخش موفقیت در فوتبال حرفه‌ای خود می داند. تیم می‌خواست باور کند، اما زمانی‌که همه‌چیز شدت پیدا می‌کرد و دشوار می‌شد، دوباره به نقاط راحت و عادات قدیمی روی می‌آوردند.
اما می‌دانیم که برای تغییر دائمی عادات، افراد باید معتقد باشند که تغییر ممکن است؛ همان فرایندی که باعث می‌شود مؤسسه‌ی ام.ان مؤثر و کارآمد شود. قدرت گروه برای آموزش افراد و باورکردن زمانی مؤثر می‌شود که افراد برای کمک به تغییر یکدیگر به‌هم می‌پیوندند؛ باور زمانی آسان‌تر است که درون اجتماع صورت بگیرد.